{
  "قانون مدنی ": {
    "articles": [
    
      {
        "article": "ماده 1",
        "content": "مصوبات مجلس شوراي اسلامی و نتیجه ي همه پرسی پس از طی مراحل قانونی به رئـیس جمهـور ابلاغ میشود. رئیس جمهور باید ظرف مدت پنج روز آن را امضا و به مجریان ابلاغ نماید و دستور انتشار آن را صادر کند و روزنامه ي رسمی موظف است ظـرف مـدت  ٧٢سـاعت پـس از ابـلاغ، منتشر نماید. تبصره: در صورت استنکاف رئیس جمهور از امضا یا ابلاغ در مدت مذکور در این ماده بـه دسـتور رئیس مجلس شوراي اسلامی روزنامه ي رسمی موظف است ظـرف مـدت  ٧٢ سـاعت مـصوبه را چاپ و منتشر نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 2",
        "content": "قوانین، پانزده روز پس از انتشار، در سراسر کشور لازمالاجرا اسـت مگـر آن کـه در خـود قـانون، ترتیب خاصی براي موقع اجرا مقرر شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 3",
        "content": "انتشار قوانین باید در روزنامه ي رسمی به عمل آید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 4",
        "content": "اثر قانون نسبت به آتیه است و قانون نسبت به ماقبل خود اثر ندارد مگر ایـن کـه در خـود قـانون، مقررات خاصی نسبت به این موضوع اتخاذ شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 5",
        "content": "کلیه ي سکنه ایران، اعم از اتباع داخله و خارجه، مطیع قوانین ایران خواهند بود، مگر در مواردي که قانون استثنا کرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 6",
        "content": "قوانین مربوط به احوال شخصیه، از قبیل نکاح و طلاق و اهلیت اشخاص و ارث، در مورد کلیـهي اتباع ایران، ولو این که مقیم در خارجه باشند، مجري خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 7",
        "content": "اتباع خارجه مقیم در خاك ایران، از حیث مـسائل مربوطـه بـه احـوال شخـصیه و اهلیـت خـود و همچنین از حیث حقوق ارثیه، در حدود معاهدات، مطیـع قـوانین و مقـررات دولـت متبـوع خـود خواهند بود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 8",
        "content": "اموال غیرمنقوله که اتباع خارجه در ایران بر طبق عهود، تملک کرده یا میکننـد از هـر جهـت تـابع قوانین ایران خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 9",
        "content": "مقررات عهودي که بر طبق قانون اساسی بین دولت ایران و سایر دول، منعقد شده باشـد در حکـم قانون است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 10",
        "content": "قراردادهاي خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نموده انـد، در صـورتی کـه مخـالف صـریح قانون نباشد، نافذ است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 11",
        "content": "اموال بر دو قسم است: منقول و غیرمنقول.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 12",
        "content": "مال غیرمنقول آن است که از محلی به محل دیگر نتوان نقل نمود، اعم از این که اسـتقرار آن ذاتـی باشد یا به واسطه ي عمل انسان، به نحوي که نقل آن مستلزم خرابی یا نقص خود مال یـا محـل آن شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 13",
        "content": "اراضی و ابنیه و آسیا و هر چه که در بنا منصوب و عرفاً جزء بنا محسوب میشود، غیرمنقول است و همچنین است لوله ها که براي جریان آب یا مقاصد دیگر در زمین یا بنا کشیده شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 14",
        "content": "آینه و پرده ي نقاشی و مجسمه و امثال آنها، در صورتی که در بنا یا زمین بـه کـار رفتـه باشـد، بـه طوري که نقل آن موجب نقص یا خرابی خود آن یا محل آن بشود، غیرمنقول است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 15",
        "content": "ثمره و حاصل، مادام که چیده یا درو نشده است غیرمنقول است. اگـر قـسمتی از آن چیـده یـا درو شده باشد، تنها آن قسمت منقول است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 16",
        "content": "مطلق اشجار و شاخه هاي آن و نهال و قلمه، مادام که بریده یا کنده نشده است، غیرمنقول است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 17",
        "content": "حیوانات و اشیایی که مالک آن را براي عمل زراعت اختصاص داده باشد، از قبیل گاو و گاومیش و ماشین و اسباب و ادوات زراعت و تخم و غیره و به طور کلی هر مال منقـول کـه بـراياسـتفاده از عمل زراعت، لازم و مالک آن را به این امـر تخـصیص داده باشـد، از جهـت صـلاحیت محـاکم و توقیف اموال، جزو ملک محسوب و در حکم مال غیرمنقول است و همچنین است تلمبـه و گـاو و یا حیوان دیگري که براي آبیاري زراعت یا خانه و باغ اختصاص داده شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 18",
        "content": "حق انتفاع از اشیاي غیرمنقول، مثل حق عمري و سکنی و همچنین حق ارتفاق نسبت به ملک غیـر، از قبیل حق العبور وحقالمجري و دعاوي راجعه به اموال غیرمنقوله، از قبیـل تقاضـاي خلـع یـد و امثال آن، تابع اموال غیرمنقول است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 19",
        "content": "اشیایی که نقل آن از محلی به محل دیگر ممکن باشد بدون این که به خود یا محل آن خرابـی وارد آید، منقول است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 20",
        "content": "کلیه ي دیون، از قبیل قرض و ثمن مبیع و مالالاجاره عین مستأجره از حیث صـلاحیت محـاکم، در حکم منقول است ولو این که مبیع یا عین مستاجره از اموال غیرمنقوله باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 21",
        "content": "انواع کشتیهاي کوچک و بزرگ و قایقها و آسیاها و حمامهـایی کـه در روي رودخانـه و دریاهـا ساخته میشود و میتوان آنها را حرکت داد و کلیه ي کارخانه هایی که نظر به طرز ساختمان، جـزو بناي عمارتی نباشد داخل در منقولات است ولی توقیف بعضی از اشیا مزبوره ممکن است نظـر بـه اهمیت آنها موافق ترتیبات خاصه به عمل آید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 22",
        "content": "مصالح بنایی از قبیل سنگ و آجر و غیره، که براي بنایی تهیه شده یا به واسطه ي خرابی از بنا جـدا شده باشد مادامی که در بنا به کار نرفته، داخل منقول است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 23",
        "content": "استفاده از اموالی که مالک خاص ندارد مطابق قوانین مربوطه به آنها خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 24",
        "content": "هیچ کس نمیتواند طرق و شوارع عامه و کوچه هایی را که آخر آنها مسدود نیست تملک نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 25",
        "content": "هیچ کس نمیتواند اموالی را که مورد استفادهي عموم است و مالک خاص ندارد از قبیـل پـلهـا و کاروانسراها و آبانبارهاي عمومی و مدارس قدیمه و میدانگاههاي عمومی، تملک کند. و همچنین است قنوات و چاههایی که مورد استفاده عموم است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 26",
        "content": "اموال دولتی که معد است براي مصالح یا انتفاعات عمومی، مثل استحکامات و قلاع و خنـدقهـا و خاکریزهاي نظامی و قورخانه و اسلحه و ذخیره و سفاین جنگی و همچنین اثاثیه و ابنیه و عمارات دولتی و سیمهاي تلگرافی دولتی و موزهها و کتابخانههاي عمومی و آثار تـاریخی و امثـال آنهـا و بالجمله آن چه که از اموال منقوله و غیرمنقوله که دولت به عنوان مصالح عمـومی و منـافع ملـی در تحت تصرف دارد، قابل تملک خصوصی نیست و همچنین است اموالی که موافق مـصالح عمـومی به ایالت یا ولایت یا ناحیه یا شهري اختصاص یافته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 27",
        "content": "اموالی که ملک اشخاص نمیباشد و افراد مردم میتوانند آنهارا مطـابق مقـررات مندرجـه در ایـن قانون و قوانین مخصوصه مربوطه به هر یک از اقسام مختلفـهي آنهـا تملـک کـرده و یـا از آنهـا استفاده کنند مباحات نامیده میشود مثل اراضی موات یعنی زمینهایی که معطـل افتـاده و آبـادي و کشت و زرع در آنها نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 28",
        "content": "اموال مجهولالمالک با اذن حاکم یا مأذون از قبل او به مصارف فقرا میرسد. باب دوم - در حقوق مختلفه که براي اشخاص نسبت به اموال است",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 29",
        "content": "ممکن است اشخاص نسبت به اموال علاقههاي ذیل را دارا باشند:  -١مالکیت )اعم از عین یا منفعت(  -٢حق انتفاع حق ارتفاق به ملک غیر ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 30",
        "content": "هر مالکی نسبت به مایملک خود حق همه گونه تصرف و انتفاع دارد، مگـر در مـواردي کـه قـانون استثنا کرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 31",
        "content": "هیچ مالی را از تصرف صاحب آن نمیتوان بیرون کرد مگر به حکم قانون.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 32",
        "content": "تمام ثمرات و متعلقات اموال منقوله و غیرمنقوله که طبعاً یا در نتیجهي عملی حاصـل شـده باشـد، بالتبع، مال مالک اموال مزبوره است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 33",
        "content": "نما و محصولی که از زمین حاصل میشود، مال مالک زمین است، چه به خودي خود روییده باشـد یا به واسطهي عملیات مالک، مگر این که نما یا حاصل، از اصله یا حبهي غیر حاصل شـده باشـد، که در این صورت، درخت و محصول، مال صاحب اصله یا حبه خواهد بود، اگر چه بدون رضـاي صاحب زمین کاشته شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 34",
        "content": "نتاج حیوانات در ملکیت، تابع مادر است و هر کس مالک مادر شد، مالک نتاج آن هم خواهد شد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 35",
        "content": "تصرف به عنوان مالکیت، دلیل مالکیت است، مگر این که خلاف آن ثابت شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 36",
        "content": "تصرفی که ثابت شود ناشی از سبب مملک یا ناقل قانونی نبوده معتبر نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 37",
        "content": "اگر متصرف فعلی، اقرار کند که ملک، سابقاً مال مدعی او بـوده اسـت، در ایـن صـورت مـشارالیه نمیتواند براي رد ادعاي مالکیت شخص مزبور، به تصرف خود استناد کند مگر این که ثابت نماید که ملک به ناقل صحیح به او منتقل شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 38",
        "content": "مالکیت زمین مستلزم مالکیت فضاي محاذي آن است تا هر کجا بالا رود و همچنین است نسبت www.Booknama.comبه زیر زمین بالجمله مالک حق همهگونه تصرف در هوا و قرار دارد مگر آن چه را که قـانون اسـتثنا کرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 39",
        "content": "هر بنا و درخت که در روي زمین است و همچنین هر بنا و حفري کـه در زیـر زمـین اسـت ملـک مالک آن زمین محسوب میشود مگر این که خلاف آن ثابت شود. فصل دوم - در حق انتفاع",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 40",
        "content": "حق انتفاع عبارت از حقی است که به موجب آن شخص میتواند از مالی که عین آن ملک دیگـري است یا مالک خاصی ندارد استفاده کند. مبحث اول - در عمري و رقبی و سکنی",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 41",
        "content": "عمري حق انتفاعی است که به موجب عقدي از طرف مالک براي شخص به مـدت عمـر خـود یـا عمر منتفع و یا عمر شخص ثالثی برقرار شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 42",
        "content": "رقبی حق انتفاعی است که از طرف مالک براي مدت معینی برقرار میگردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 43",
        "content": "اگر حق انتفاع عبارت از سکونت در مسکنی باشد سکنی یا حق سکنی نامیده میشود و ایـن حـق ممکن است به طریق عمري یا به طریق رقبی برقرار شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 44",
        "content": "در صورتی که مالک براي حق انتفاع مدتی معین نکرده باشد حبس، مطلـق بـوده و حـق مزبـور تـا فوت مالک خواهد بود مگر این که مالک قبل از فوت خود رجوع کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 45",
        "content": "در موارد فوق حق انتفاع را فقط دربارهي شخص یا اشخاصی میتوان برقرار کرد که در حین ایجاد حق مزبور وجود داشته باشند ولی ممکن است حق انتفاع تبعاً براي کسانی هم که در حین عقد بـه www.Booknama.comوجود نیامدهاند برقرار شود و مادامی که صاحبان حق انتفاع موجود هستند حق مزبور باقی و بعد از انقراض آنها حق زایل میگردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 46",
        "content": "حق انتفاع ممکن است فقط نسبت به مالی برقرار شود که استفاده از آن با بقاي عـین ممکـن باشـد اعم از این که مال مزبور منقول باشد یا غیرمنقول و مشاع باشد یا مفروز.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 47",
        "content": "در حبس، اعم از عمري و غیره، قبض شرط صحت است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 48",
        "content": "منتفع باید از مالی که موضوع حق انتفاع است سوءاستفاده نکرده و در حفاظت آن تعدي یا تفـریط ننماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 49",
        "content": "مخارج لازمه براي نگاهداري مالی که موضوع انتفاع است بر عهدهي منتفع نیست مگر اینکه خلاف آن شرط باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 50",
        "content": "اگر مالی که موضوع حق انتفاع است، بدون تعدي یا تفریط منتفع، تلف شود، مـشارالیه مـسئول آن نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 51",
        "content": "حق انتفاع در موارد ذیل زایل میشود:  -١در صورت انقضا مدت  -٢در صورت تلف شدن مالی که موضوع انتفاع است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 52",
        "content": "در موارد ذیل منتفع، ضامن تضررات مالک است:  -١در صورتی که منتفع از مال موضوع انتفاع سوءاستفاده کند.  -٢در صورتی که شرایط مقرره از طـرف مالـک را رعایـت ننمایـد و ایـن عـدم رعایـت موجـب خسارتی بر موضوع حق انتفاع باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 53",
        "content": "انتقال عین از طرف مالک به غیر، موجب بطلان حق انتفاع نمیشود، ولی اگر منتقلالیه، جاهل باشد که حق انتفاع متعلق به دیگري است، اختیار فسخ معامله را خواهد داشت. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 54",
        "content": "سایر کیفیات انتفاع از مال دیگري به نحوي خواهد بود که مالک قرار داده یا عرف و عـادت اقتـضا بنماید. مبحث دوم - در وقف",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 55",
        "content": "وقف عبارت است از این که عین مال، حبس و منافع آن تسبیل شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 56",
        "content": "وقف واقع میشود به ایجاب از طرف واقف به هر لفظی که صراحتاً دلالت بر معنی آن کند و قبول طبقه اول از موقوف علیهم یا قائم مقام قانونی آنها در صورتی که محـصور باشـند مثـل وقـف بـر اولاد و اگر موقوفعلیهم غیرمحصور یا وقف بر مصالح عامه باشد در ایـن صـورت قبـول حـاکم، شرط است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 57",
        "content": "واقف باید مالک مالی باشد که وقف میکند و به علاوه داراي اهلیتی باشد که در معـاملات، معتبـر است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 58",
        "content": "فقط وقف مالی جایز است که با بقاي عین بتوان از آن منتفع شد اعم از ایـن کـه منقـول باشـد یـا غیرمنقول، مشاع باشد یا مفروز.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 59",
        "content": "اگر واقف، عین موقوفه را به تصرف وقف ندهد وقف محقق نمیشـود و هـر وقـت بـه قـبض داد وقف تحقق پیدا میکند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 60",
        "content": "در قبض، فوریت شرط نیست بلکه مادامی که واقف رجوع از وقف نکرده است هـر وقـت قـبض بدهد وقف تمام میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 61",
        "content": "وقف، بعد از وقوع آن به نحو صحت و حصول قبض، لازم است و واقف نمیتوانـد از آن رجـوع کند یا در آن تغییري بدهد یا از موقوفعلیهم کسی را خارج کنـد یـا کـسی را داخـل در موقـوف www.Booknama.comعلیهم نماید یا با آنها شریک کند یا اگر در ضمن عقد متولی معین نکـرده بعـد از آن متـولی قـرار دهد یا خود به عنوان تولیت دخالت کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 62",
        "content": "در صورتی که موقوفعلیهم محصور باشند خود آنها قبض میکنند و قـبض طبقـهي اولـی کـافی است و اگر موقوفعلیهم غیرمحصور یا وقف بر مصالح عامه باشد، متولی وقف، والا حـاکم قـبض میکند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 63",
        "content": "ولی و وصی محجورین، از جانب آنها موقوفه را قبض میکنند و اگر خود واقف، تولیـت را بـراي خود قرار داده باشد قبض خود او کفایت میکند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 64",
        "content": "مالی را که منافع آن موقتاً متعلق به دیگري است میتوان وقف نمود و همچنین وقف ملکی کـه در آن، حق ارتفاق موجوداست، جایز است بدون این که به حق مزبور خللی وارد آید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 65",
        "content": "صحت وقفی که به علت اضرار دیان واقف، واقع شده باشد، منوط به اجازه دیان است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 66",
        "content": "وقف بر مقاصد غیرمشروع، باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 67",
        "content": "مالی که قبض و اقباض آن ممکن نیست، وقف آن باطل است لیکن اگر واقف، تنها قادر بر اخـذ و اقباض آن نباشد و موقوف علیه، قادر به اخذ آن باشد صحیح است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 68",
        "content": "هر چیزي که طبعاً یا بر حسب عرف و عادت، جز یا از توابع و متعلقـات عـین موقوفـه محـسوب میشود، داخل در وقف است مگر این که واقف، آن را استثنا کند به نحوي که در فصل بیع مـذکور است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 69",
        "content": "وقف بر معدوم صحیح نیست مگر به تبع موجود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 70",
        "content": "اگر وقف بر موجود و معدوم معاً واقع شود، نسبت بـه سـهم موجـود، صـحیح و نـسبت بـه سـهم معدوم، باطل است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 71",
        "content": "وقف بر مجهول صحیح نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 72",
        "content": "وقف بر نفس، به این معنی که واقف خود را موقوفعلیه یا جز موقوفعلـیهم نمایـد یـا پرداخـت دیون یا سایر مخارج خود را از منافع موقوفه قرار دهد، باطل است اعم از این کـه راجـع بـه حـال حیات باشد یا بعد از فوت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 73",
        "content": "وقف بر اولاد و اقوام و خدمه و واردین و امثال آنها صحیح است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 74",
        "content": "در وقف بر مصالح عامه، اگر خود واقف نیز مصداق موقوفعلیهم واقع شود، میتواند منتفع گردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 75",
        "content": "واقف میتواند تولیت یعنی اداره کردن امور موقوفه را مادامالحیاة یا در مدت معینی براي خود قرار دهد و نیز میتواند متولی دیگري معین کند که مستقلاً یا مجتمعاً با خود واقـف اداره کنـد. تولیـت اموال موقوفه ممکن است به یک یا چند نفر دیگر، غیراز خود واقـف واگـذار شـود کـه هـر یـک مستقلاً یا منضماً اداره کنند و همچنین واقف میتواند شرط کند که خود او یا متولی که معین شـده است نصب متولی کند و یا در این موضوع هر ترتیبی را که مقتضی بداند قرار دهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 76",
        "content": "کسی که واقف او را متولی قرار داده میتواند بدواً تولیت را قبول یا رد کند و اگر قبول کـرد دیگـر نمیتواند رد نماید و اگر رد کرد مثل صورتی است که از اصل، متولی قرار داده نشده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 77",
        "content": "هر گاه واقف براي دو نفر یا بیشتر به طور استقلال تولیت قرار داده باشد هـر یـک از آنهـا فـوت کند، دیگري یا دیگران مستقلاً تصرف میکنند و اگر به نحو اجتماع قرار داده باشد تصرف هر یـک بدون تصویب دیگري یا دیگران نافـذ نیـست و بعـد از فـوت یکـی از آنهـا، حـاکم شخـصی را ضمیمهي آن که باقی مانده است مینماید که مجتمعاً تصرف کنند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 78",
        "content": "واقف میتواند بر متولی، ناظر قرار دهد که اعمال متولی به تصویب یا اطلاع او باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 79",
        "content": "واقف یا حاکم نمیتواند کسی را که در ضمن عقد وقف، متولی قرار داده شده است، عزل کند مگر در صورتی که حق عزل شرط شده باشد و اگر خیانت متولی ظاهر شود، حاکم ضم امین میکند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 80",
        "content": "اگر واقف وصف مخصوصی را در شخص متولی شرط کرده باشد و متولی فاقـد آن وصـف گـردد منعزل میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 81",
        "content": "در اوقاف عامه که متولی معین نداشته باشد، ادارهي موقوفه طبق نظر ولی فقیه خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 82",
        "content": "هرگاه واقف براي اداره کردن موقوفه، ترتیب خاصی معین کرده باشد متولی باید بـه همـان ترتیـب رفتار کند و اگر ترتیبی قرار نداده باشد متولی باید راجع به تعمیـر و اجـاره و جمـعآوري منـافع و تقسیم آن بر مستحقین و حفظ موقوفه و غیره مثل وکیل امینی، عمل نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 83",
        "content": "متولی نمیتواند تولیت را به دیگري تفویض کند مگر آن که واقف در ضـمن وقـف بـه او اذن داده باشد ولی اگر در ضمن وقف شرط مباشرت نشده باشد میتواند وکیل بگیرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 84",
        "content": "جایز است واقف از منافع موقوفه سهمی براي عمل متولی قرار دهد و اگر حق التولیـه معـین نـشده باشد متولی مستحق اجرتالمثل عمل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 85",
        "content": "بعد از آن که منافع موقوفه، حاصل، و حصهي هر یک از موقـوفعلـیهم معـین شـد، موقـوفعلیـه میتواند حصهي خود را تصرف کند اگر چه متولی اذن نـداده باشـد مگـر ایـن کـه واقـف، اذن در تصرف را شرط کرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 86",
        "content": "در صورتی که واقف ترتیبی قرار نداده باشد، مخارج تعمیر و اصـلاح موقوفـه و امـوري کـه بـراي تحصیل منفعت لازم است بر حق موقوف علیهم، مقدم خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 87",
        "content": "واقف میتواند شرط کند که منافع موقوفه مابین موقوفعلیهم به تساوي تقسیم شود یا به تفاوت و یا این که اختیار به متولی یا شخص دیگري بدهد که هر نحو مصلحت میداند تقسیم کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 88",
        "content": "بیع وقف در صورتی که خراب شود یا خوف آن باشد که منجر به خرابی گردد به طوري که انتفـاع از آن ممکن نباشد در صورتی جایز است که عمران آن متعذر باشد یا کسی براي عمران آن حاضـر نشود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 89",
        "content": "هر گاه بعض موقوفه خراب یا مشرف به خرابی گردد به طوریکه انتفاع از آن ممکن نباشـد، همـان بعض، فروخته میشود مگر این که خرابی بعض، سبب سلب انتفاع قـسمتی کـه بـاقیمانـده اسـت بشود، در این صورت تمام فروخته میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 90",
        "content": "عین موقوفه در مورد جواز بیع، به اقرب به غرض واقف تبدیل میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 91",
        "content": "در موارد ذیل منافع موقوفات عامه صرف بریات عمومیه خواهد شد:  -١در صورتی که منافع موقوفه، مجهولالمصرف باشد مگر این که قدر متیقنی در بین باشد.  -٢در صورتی که صرف منافع موقوفه در مورد خاصی که واقف معین کرده است، متعذر باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 92",
        "content": "هر کس میتواند با رعایت قوانین و نظامات راجعه به هر یک از مباحات، از آنها استفاده نماید. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 93",
        "content": "ارتفاق، حقی است براي شخص، در ملک دیگري.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 94",
        "content": "صاحبان املاك میتوانند در ملک خود هر حقی را که بخواهند نسبت به دیگري قرار دهند در ایـن صورت، کیفیت استحقاق، تابع قرارداد و عقدي است که مطابق آن، حق داده شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 95",
        "content": "هر گاه زمین یا خانهي کسی مجراي فاضلاب یا آب بـاران زمـین یـا خانـهي دیگـري بـوده اسـت صاحب آن خانه یا زمین نمیتواند جلوگیري از آن کند مگر در صورتی که عدم استحقاق او معلـوم شود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 96",
        "content": "چشمهي واقعه در زمین کسی، محکوم به ملکیت صاحب زمین است مگر این که دیگري نسبت بـه آن چشمه عیناً یا انتفاعاً حقی داشته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 97",
        "content": "هر گاه کسی از قدیم در خانه یا ملک دیگري مجراي آب به ملک خود یا حق مرور داشته، صاحب خانه یا ملک نمیتواند مانع آب بردن یا عبور او از ملک خود شود و همچنین است سایر حقوق از قبیل حق داشتن در و شبکه و ناودان و حق شرب و غیره.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 98",
        "content": "اگر کسی حق عبور در ملک غیر ندارد ولی صاحب ملک اذن داده باشد که از ملک او عبـور کننـد، هر وقت بخواهد میتواند از اذن خود رجوع کرده و مانع عبـور او بـشود و همچنـین اسـت سـایر ارتفاقات.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 99",
        "content": "هیچ کس حق ندارد ناودان خود را به طرف ملک دیگري بگذارد یا آب باران از بام خود به بـام یـا ملک همسایه جاري کند و یا برف بریزد مگر به اذن او.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 100",
        "content": "اگر مجراي آب شخصی، در خانهي دیگري باشد و در مجري خرابی به هم رسد به نحوي که عبور آب موجب خسارت خانه شود مالک خانه حق ندارد صاحب مجري را به تعمیر مجري اجبار کنـد بلکه خود او باید دفع ضرر از خود نماید چنان چه اگر خرابی مجري مـانع عبـور آب شـود مالـک خانه ملزم نیست که مجري را تعمیر کند بلکه صاحب حق باید خود رفع مانع کند در این صـورت براي تعمیر مجري میتواند داخل خانه یا زمین شود ولیکن بدون ضرورت حق ورود ندارد مگر بـه اذن صاحب ملک.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 101",
        "content": "هرگاه کسی از آبی که ملک دیگري است به نحوي از انحا، حق انتفاع داشـته باشـد، از قبیـل دایـر کردن آسیا و امثال آن، صاحب آن نمیتواند مجري را تغییر دهد به نحوي که مانع از استفادهي حق دیگري باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 102",
        "content": "هر گاه ملکی کلاً یا جزئاً به کسی منتقل شود و براي آن ملک حقالارتفـاقی در ملـک دیگـر یـا در جزء دیگر همان ملک موجود باشد آن حق به حال خود بـاقی مـیمانـد مگـر ایـن کـه خـلاف آن تصریح شده باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 103",
        "content": "هر گاه شرکاي ملکی، داراي حقوق و منافعی باشند و آن ملک مابین شرکا تقسیم شود هر کـدام از آنها به قدر حصه، مالک آن حقوق و منافع خواهد بود مثل این که اگر ملکی داراي حـق عبـور در ملک غیر بوده و آن ملک که داراي حق است بین چند نفر تقسیم شود هر یک از آنها حق عبور از همان محلی که سابقاً حق داشته است خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 104",
        "content": "حقالارتفاق مستلزم وسایل انتفاع از آن حق نیز خواهد بود مثل این که اگـر کـسی حـق شـرب از چشمه یا حوض یا آبانبار غیر دارد حق عبور تا آن چشمه یا حوض و آبانبار هم براي برداشـتن آب دارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 105",
        "content": "کسی که حقالارتفاق در ملک غیر دارد مخارجی که براي تمتع از آن حـق، لازم شـود بـه عهـدهي صاحب حق میباشد مگر اینکه بین او و صاحب ملک، بر خلاف آن، قراري داده شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 106",
        "content": "مالک ملکی که مورد حقالارتفاق غیر است نمیتواند در ملک خود تصرفاتی نماید که باعث تضییع یا تعطیل حق مزبور باشد مگر با اجازهي صاحب حق.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 107",
        "content": "تصرفات صاحب حق در ملک غیر که متعلق حق اوست باید به اندازهاي باشد که قرار دادهاند و یـا به مقدار متعارف و آن چه ضرورت انتفاع، اقتضا میکند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 108",
        "content": "در تمام مواردي که انتفاع کسی از ملک دیگري به موجب اذن محض باشد مالک میتواند هر وقت بخواهد از اذن خود رجوع کند مگر این که مانع قانونی موجود باشد. مبحث دوم - در احکام و آثار املاك نسبت به املاك مجاور",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 109",
        "content": "دیواري که مابین دو ملک واقع است مشترك مابین صاحب آن دو ملک محسوب میشود مگر ایـن که قرینه یا دلیلی بر خلاف آن موجود باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 110",
        "content": "بنا، به طور ترصیف و وضع سرتیر از جمله قرائن است که دلالت بر تصرف و اختصاص میکند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 111",
        "content": "هرگاه از دو طرف، بنا متصل به دیوار، به طور ترصیف باشد و یا از هـر دو طـرف بـه روي دیـوار، سرتیر گذاشته شده باشد آن دیوار محکوم به اشتراك است مگر این که خلاف آن ثابت شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 112",
        "content": "هرگاه قرائن اختصاصی فقط از یک طرف باشد تمام دیوار محکوم بـه ملکیـت صـاحب آن طـرف خواهد بود مگر این که خلافش ثابت شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 113",
        "content": "مخارج دیوار مشترك بر عهدهي کسانی است که در آن شرکت دارند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 114",
        "content": "هیچ یک از شرکا نمیتواند دیگري را اجبار بر بنا و تعمیر دیوار مشترك نماید مگـر ایـن کـه دفـع ضرر به نحو دیگري ممکن نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 115",
        "content": "در صورتی که دیوار مشترك خراب شود و احد شریکین از تجدید بنا و اجازهي تصرف در مبنـاي مشترك امتناع نماید شریک دیگر میتواند در حصه خاص خود تجدید بناي دیوار را کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 116",
        "content": "هر گاه احد شرکا، راضی به تصرف دیگري در مبنـا باشـد ولـی از تحمـل مخـارج مـضایقه نمایـد شریک دیگر میتواند بناي دیوار را تجدید کند و در این صورت اگر بناي جدید با مصالح مـشترك ساخته شود، دیوار مشترك خواهد بود والا مختص به شریکی است که بنا را تجدید کرده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 117",
        "content": "اگر یکی از دو شریک، دیوار مشترك را خراب کند در صورتی که خراب کردن آن لازم نبوده، باید آن که خراب کرده مجدداً آن را بنا کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 118",
        "content": "هیچ یک از دو شریک حق ندارد دیوار مشترك را بالا ببرد یا روي آن، بنا یـا سـرتیري بگـذارد یـا دریچه و رف باز کند یا هر نوع تصرفی نماید مگر به اذن شریک دیگر.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 119",
        "content": "هر یک از شرکا بر روي دیوار مشترك سرتیر داشته باشد نمیتواند بدون رضاي شریک دیگر تیرها را از جاي خود تغییر دهد و به جاي دیگر از دیوار بگذارد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 120",
        "content": "اگر صاحب دیوار به همسایه اذن دهد که بر روي دیوار او سرتیري بگذارد یا روي آن بنا کنـد، هـر وقت بخواهد میتواند از اذن خود رجوع کند مگر این که به وجه ملزمی این حق را از خود سـلب کرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 121",
        "content": "هر گاه کسی به اذن صاحب دیـوار، بـر روي دیـوار، سـرتیري گـذارده باشـد و بعـد آن را بـردارد نمیتواند مجدداً بگذارد مگر به اذن جدید از صاحب دیوار و همچنین است سایر تصرفات.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 122",
        "content": "اگر دیواري متمایل به ملک غیر یا شارع و نحو آن شود که مـشرف بـه خرابـی گـردد صـاحب آن اجبار میشود که آن را خراب کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 123",
        "content": "اگر خانه یا زمینی بین دو نفر تقسیم شود یکی از آنها نمیتواند دیگري را مجبور کنـد کـه بـا هـم دیواري مابین دو قسمت بکشند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 124",
        "content": "اگر از قدیم سرتیر عمارتی روي دیوار مختصی همسایه بوده و سابقهي ایـن تـصرف معلـوم نباشـد باید به حال سابق باقی بماند و اگر به سبب خرابی عمارت و نحو آن، سرتیر برداشته شود صـاحب عمارت میتواند آن را تجدید کند و همسایه حق ممانعت ندارد مگر این که ثابـت نمایـد وضـعیت سابق به صرف اجازه او ایجاد شده بوده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 125",
        "content": "هر گاه طبقهي تحتانی مال کسی باشد و طبقهي فوقانی مال دیگري، هر یک از آنهـا مـیتوانـد بـه طور متعارف در حصهي اختصاصی خود تصرف بکند لیکن نسبت به سقف دو طبقـه، هـر یـک از مالکین طبقه فوقانی و تحتانی میتواند در کف یا سقف طبقهي اختصاصی خود، به طـور متعـارف، آن اندازه تصرف نماید که مزاحم حق دیگري نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 126",
        "content": "صاحب اطاق تحتانی نسبت بـه دیوارهـاي اطـاق و صـاحب فوقـانی نـسبت بـه دیوارهـاي غرفـه بالاختصاص و هر دو نسبت به سقف مابین اطاق و غرفه بالاشتراك متصرف شناخته میشوند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 127",
        "content": "پلهي فوقانی، ملک صاحب طبقهي فوقانی محسوب است مگر این که خلاف آن ثابت شود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 128",
        "content": "هیچ یک از صاحبان طبقهي تحتانی و غرفهي فوقـانی نمـیتوانـد دیگـري را اجبـار بـه تعمیـر یـا مساعدت در تعمیر دیوارها و سقف آن بنماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 129",
        "content": "هر گاه سقف واقع مابین عمارت تحتانی و فوقانی خراب شود، در صورتی که بین مالک فوقـانی و مالک تحتانی، موافقت در تجدید بنا حاصل نشود و قرارداد ملزمی سابقاً بین آنها موجود نباشد هر یک از مالکین اگر تبرعا سقف را تجدید نموده، چنان چه بـا مـصالح مـشترك سـاخته شـده باشـد سقف، مشترك است و اگر با مصالح مختصه ساخته شده، متعلق به بانی خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 130",
        "content": "کسی حق ندارد از خانهي خود به فضاي خانه همسایه، بدون اذن او خروجـی بدهـد و اگـر بـدون اذن، خروجی بدهد ملزم به رفع آن خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 131",
        "content": "اگر شاخهي درخت کسی داخل در فضاي خانه یا زمین همسایه شود باید از آن جـا عطـف کنـد و اگر نکرد همسایه میتواند آن را عطف کند و اگر نشد از حد خانـهي خـود قطـع کنـد و همچنـین است حکم ریشههاي درخت که داخل ملک غیر میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 132",
        "content": "کسی نمیتواند در ملک خود تصرفی کند که مستلزم تضرر همسایه شود مگر تـصرفی کـه بـه قـدر متعارف و براي رفع حاجت یا رفع ضرر از خود باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 133",
        "content": "کسی نمیتواند از دیوار خانهي خود به خانهي همسایه در باز کند اگر چه دیوار، ملک مختـصی او باشد لیکن میتواند از دیوار مختصی خود روزنه یا شبکه باز کند و همسایه حـق منـع او را نـدارد ولی همسایه هم میتواند جلوي روزنه و شبکه دیوار بکشد یا پرده بیاویزد که مانع رؤیت شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 134",
        "content": "هیچ یک از اشخاصی که در یک معبر یا یک مجري شریکند نمیتواننـد شـرکاي دیگـر را مـانع از عبور یا بردن آب شوند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 135",
        "content": "درخت و حفیره و نحو آنها که فاصل مابین املاك باشد در حکم دیوار مابین خواهد بود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 136",
        "content": "حریم، مقداري از اراضی اطراف ملک و قنات و نهر و امثال آن است که بـراي کمـال انتفـاع از آن ضرورت دارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 137",
        "content": "حریم چاه براي آب خوردن ) (٢٠گز و براي زراعت ) (٣٠گز است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 138",
        "content": "حریم چشمه و قنات از هر طرف در زمین رخوه ) (۵٠٠گز و در زمین سـخت ) (٢۵٠گـز اسـت لیکن اگر مقادیر مذکوره در این ماده و مادهي قبل براي جلوگیري از ضرر کافی نباشد بـه انـدازهاي که براي دفع ضرر کافی باشد به آن افزوده میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 139",
        "content": "حریم در حکم ملک صاحب حریم است و تملک و تصرف در آن که منافی باشد با آن چه مقـصود از حریم است بدون اذن از طرف مالک، صحیح نیست و بنا بر این کسی نمیتواند در حریم چشمه و یا قنات دیگري چاه یا قنات بکند ولی تصرفاتی که موجب تضرر نشود جایز است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 140",
        "content": "تملک حاصل میشود:  -١به احیا اراضی موات و حیازت اشیا مباحه  -٢به وسیلهي عقود و تعهدات  -٣به وسیلهي اخذ به شفعه  -۴به ارث ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 141",
        "content": "مراد از احیاي زمین آن است که اراضی موات و مباحه را به وسیلهي عملیـاتی کـه در عـرف، آبـاد کردن محسوب است از قبیل زراعت، درختکاري، بنا ساختن و غیره قابل استفاده نمایند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 142",
        "content": "شروع در احیا از قبیل سنگ چیدن اطراف زمین یـا کنـدن چـاه و غیـره، تحجیـر اسـت و موجـب مالکیت نمیشود ولی براي تحجیرکننده ایجاد حق اولویت در احیا مینماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 143",
        "content": "هر کس از اراضی موات و مباحه قسمتی را به قصد تملک احیا کند مالک آن قسمت میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 144",
        "content": "احیاي اطراف زمین موجب تملک وسط آن نیز میباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 145",
        "content": "احیاکننده باید قوانین دیگر مربوط به این موضوع را از هر حیث رعایت نماید. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 146",
        "content": "مقصود از حیازت، تصرف و وضع ید است یا مهیا کردن وسایل تصرف و استیلا.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 147",
        "content": "هر کس مال مباحی را با رعایت قوانین مربوط به آن حیازت کند مالک آن میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 148",
        "content": "هر کس در زمین مباح نهري بکند و متصل کند به رودخانه، آن نهر را احیـا کـرده و مالـک آن نهـر میشود ولی مادامی که متصل به رودخانه نشده است تحجیر محسوب میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 149",
        "content": "هر گاه کسی به قصد حیازت میاه مباحه، نهر یا مجري احداث کند آب مباحی که در نهر یا مجـراي مزبور وارد شود ملک صاحب مجري است و بدون اذن مالک نمیتـوان از آن نهـري جـدا کـرد یـا زمینی مشروب نمود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 150",
        "content": "هر گاه چند نفر در کندن مجري یا چاه شریک شوند به نسبت عمل و مخارجی که موجب تفـاوت عمل باشد مالک آب میشوندو به همان نسبت بین آنها تقسیم میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 151",
        "content": "یکی از شرکا نمیتواند از مجراي مشترك، مجرایی جدا کند یا دهنهي نهر را وسیع یا تنگ کنـد یـا روي آن پل یا آسیاب بسازد یا اطراف آن درخت بکارد یا هر نحو تصرفی کند مگـر بـه اذن سـایر شرکا. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 152",
        "content": "اگر نصیب مفروز یکی از شرکا از آب نهر مشترك، داخل مجراي مختصی آن شخص شـود آن آب، ملک مخصوص آن میشود و هر نحو تصرفی در آن میتواند بکند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 153",
        "content": "هر گاه نهري، مشترك مابین جماعتی باشد و در مقدار نصیب هر یک از آنها اختلاف شود، حکـم به تساوي نصیب آنها میشود مگر این که دلیلی بر زیادتی نصیب بعضی از آنها موجود باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 154",
        "content": "کسی نمیتواند از ملک غیر، آب به ملک خود ببرد بدون اذن مالـک، اگـر چـه راه دیگـري نداشـته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 155",
        "content": "هر کس حق دارد از نهرهاي مباحه، اراضی خود را مشروب کند یا بـراي زمـین و آسـیاب و سـایر حوایج خود، از آن، نهر جدا کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 156",
        "content": "هر گاه آب نهر کافی نباشد که تمام اراضی اطراف آن مشروب شـود و مـابین صـاحبان اراضـی در تقدم و تأخر اختلاف شود و هیچ یک نتواند حق تقدم را ثابت کند، با رعایت ترتیب، هر زمینی که به منبع آب نزدیکتر است به قدر حاجت، حق تقدم بر زمین پایینتر خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 157",
        "content": "هر گاه دو زمین، در دو طرف نهر محاذي هم واقع شوند و حق تقدم یکی بر دیگري محرز نباشد و هر دو در یک زمان بخواهند آب ببرند و آب کافی براي هر دو نباشد باید بـراي تقـدم و تـأخر در بردن آب، به نسبت حصه قرعه زده و اگر آب، کافی براي هـر دو باشـد بـه نـسبت حـصه تقـسیم میکنند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 158",
        "content": "هر گاه تاریخ احیاي اراضی اطراف رودخانه مختلف باشد زمینی که احیاي آن مقدم بـوده اسـت در آب نیز مقدم میشود بر زمین متأخر در احیا، اگر چه پایینتر از آن باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 159",
        "content": "هر گاه کسی بخواهد جدیداً زمینی در اطراف رودخانه احیا کند اگر آب رودخانه زیاد باشد و براي صاحبان اراضی سابقهي تضییقی نباشد میتواند از آب رودخانه، زمین جدید را مـشروب کنـد و الا حق بردن آب ندارد اگر چه زمین او بالاتر از سایر اراضی باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 160",
        "content": "هر کس در زمین خود یا اراضی مباحه، به قصد تملک، قنات یا چـاهی بکنـد تـا بـه آب برسـد یـا چشمه جاري کند مالک آب آن میشـود و در اراضـی مباحـه مـادامی کـه بـه آب نرسـیده تحجیـر محسوب است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 161",
        "content": "معدنی که در زمین کسی واقع شده باشد ملک صـاحب زمـین اسـت و اسـتخراج آن تـابع قـوانین مخصوصه خواهد بود. باب چهارم - در اشیاي پیداشده و حیوانات ضاله فصل اول - در اشیاي پیداشده",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 162",
        "content": "هر کس مالی پیدا کند که قیمت آن کمتر از یک درهم که وزن آن  ۶/١٢نخود نقره باشد، میتوانـد آن را تملک کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 163",
        "content": "اگر قیمت مال پیدا شده، یک درهم که وزن آن  ۶/١٢نخود نقره یا بیشتر باشد، پیداکننده باید یـک سال تعریف کند و اگر در مدت مزبور صاحب مال پیدا نشد، مشارالیه مختار است که آن را به طور امانت نگاه دارد یا تصرف دیگري در آن بکند، در صورتی که آن را به طور امانت نگاه دارد و بدون تقصیر او تلف شود، ضامن نخواهد بود. تبصره: در صورتی که پیداکنندهي مال از همان ابتدا یا پیش از پایان مدت یک سـال، علـم حاصـل کند که تعریف، بیفایده است و یا از یافتن صاحب مال مأیوس گردد، تکلیف تعریـف از او سـاقط میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 164",
        "content": "تعریف اشیاي پیداشده عبارت است از نشر و اعلان بر حسب مقررات شرعی به نحـوي کـه بتـوان گفت که عادتاً به اطلاع اهالی محل رسیده است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 165",
        "content": "هر کس در بیابان یا خرابه که خالی از سکنه بوده و مالک خاصی ندارد مالی پیدا کند میتواند آن را تملک کند و محتاج به تعریف نیست مگر این که معلوم باشد که مال عهـد زمـان حاضـر اسـت در این صورت در حکم سایر اشیاي پیدا شده در آبادي خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 166",
        "content": "اگر کسی در ملک غیر یا ملکی که از غیر خریده، مالی پیدا کند و احتمال بدهد که مال مالک فعلـی یا مالکین سابق است باید به آنها اطلاع بدهد، اگر آنها مدعی مالکیت شدند و به قراین، مالکیـت آنها معلوم شد باید به آنها بدهد والا به طریقی که فوقاً مقرر است رفتار نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 167",
        "content": "اگر مالی که پیدا شده است ممکن نیست باقی بماند و فاسد میشود باید به قیمـت عادلـه فروختـه شود و قیمت آن در حکم خود مال پیدا شده خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 168",
        "content": "اگر مال پیدا شده در زمان تعریف، بدون تقصیر پیداکننده، تلف شود مشارالیه ضامن نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 169",
        "content": "منافعی که از مال پیدا شده حاصل میشود قبل از تملـک، متعلـق بـه صـاحب آن اسـت و بعـد از تملک، مال پیداکننده است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 170",
        "content": "حیوان گمشده )ضاله( عبارت از هر حیوان مملوکی است که بدون متصرف یافـت شـود ولـی اگـر حیوان مزبور در چراگاه یا نزدیک آبی یافت شود یا متمکن از دفاع خود در مقابل حیوانات درنـده باشد ضاله محسوب نمیگردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 171",
        "content": "هر کس حیوان ضاله پیدا نماید باید آن را به مالک آن رد کند و اگر مالک را نشناسد باید به حـاکم یا قائممقام او تسلیم کند والا ضامن خواهد بود اگر چه آن را بعد از تصرف رها کرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 172",
        "content": "اگر حیوان گمشده در نقاط مسکونه یافت شود و پیداکننده با دسترسی به حاکم یا قـائممقـام او، آن را تسلیم نکند حق مطالبهي مخارج نگاهداري آن را از مالک نخواهد داشت. هر گاه حیـوان ضـاله www.Booknama.comدر نقاط غیرمسکونه یافت شود پیداکننده میتواند مخـارج نگاهـداري آن را از مالـک مطالبـه کنـد مشروط بر این که از حیوان انتفاعی نبرده باشد و الا مخارج نگاهداري با منافع حاصله احتـساب و پیداکننده یا مالک فقط براي بقیه، حق رجوع به یکدیگر را خواهند داشت. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 173",
        "content": "دفینه، مالی است که در زمین یا بنایی دفن شده و بر حسب اتفاق و تصادف پیدا میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 174",
        "content": "دفینهاي که مالک آن معلوم نباشد مالک کسی است که آن را پیدا کرده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 175",
        "content": "اگر کسی در ملک غیر، دفینه پیدا نماید باید به مالک اطلاع دهد، اگر مالک زمـین مـدعی مالکیـت دفینه شد و آن را ثابت کرد، دفینه به مدعی مالکیت تعلق میگیرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 176",
        "content": "دفینه که در اراضی مباحه کشف شود متعلق به مستخرج آن است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 177",
        "content": "جواهري که از دریا استخراج میشود ملک کسی است که آن را استخراج کرده است و آن چـه کـه آب به ساحل میاندازد ملک کسی است که آن را حیازت نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 178",
        "content": "مالی که در دریا غرق شده و مالک از آن اعراض کرده است مال کسی است که آن را بیرون بیاورد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 179",
        "content": "شکار کردن، موجب تملک است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 180",
        "content": "شکار حیوانات اهلی و حیوانات دیگري که علامت مالکیت در آن باشد موجب تملک نمیشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 181",
        "content": "اگر کسی کندو یا محلی براي زنبور عسل تهیه کند زنبور عسلی که در آن جمع میشوند ملک آن شخص است. همین طور است حکم کبوتر که در برج کبوتر جمع شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 182",
        "content": "مقررات دیگر راجع به شکار به موجب نظامات مخصوصه معین خواهد شد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 183",
        "content": "عقد عبارت است از این که یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امـري نماینـد و مورد قبول آنها باشد. فصل اول - در اقسام عقود و معاملات",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 184",
        "content": "عقود و معاملات به اقسام ذیل منقسم میشوند: لازم، جایز، خیاري، منجز و معلق.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 185",
        "content": "عقد لازم آن است که هیچ یک از طرفین معامله، حق فسخ آن را نداشته باشد مگر در موارد معینه.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 186",
        "content": "عقد جایز آن است که هر یک از طرفین بتواند هر وقتی بخواهد آن را فسخ کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 187",
        "content": "عقد ممکن است که نسبت به یک طرف لازم باشد و نسبت به طرف دیگر جایز.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 188",
        "content": "عقد خیاري آن است که براي طرفین یا یکی از آنها یا براي ثالثی اختیار فسخ باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 189",
        "content": "عقد منجز آن است که تأثیر آن بر حسب انشاء، موقوف به امر دیگري نباشد والا معلق خواهد بود. فصل دوم - در شرایط اساسی براي صحت معامله",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 190",
        "content": "براي صحت هر معامله شرایط ذیل اساسی است: www.Booknama.com -١قصد طرفین و رضاي آنها  -٢اهلیت طرفین  -٣موضوع معین که مورد معامله باشد.  -۴مشروعیت جهت معامله مبحث اول - در قصد طرفین و رضاي آنها",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 191",
        "content": "عقد محقق میشود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چیزي که دلالت بر قصد کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 192",
        "content": "در مواردي که براي طرفین یا یکی از آنها تلفظ ممکن نباشد، اشاره کـه مبـین قـصد و رضـا باشـد کافی است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 193",
        "content": "انشاء معامله ممکن است به وسیلهي عملی که مبین قصد و رضا باشد مثل قبض و اقبـاض حاصـل گردد مگر در مواردي که قانون استثناء کرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 194",
        "content": "الفاظ و اشارات و اعمال دیگر که متعاملین به وسیلهي آن، انشاء معامله مینمایند باید موافق باشـد به نحوي که احد طرفین، همان عقدي را قبول کند که طرف دیگر قصد انشاء آن را داشته است والا معامله باطل خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 195",
        "content": "اگر کسی در حال مستی یا بیهوشی یا در خواب معامله نماید آن معامله بـه واسـطه ي فقـدان قـصد باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 196",
        "content": "کسی که معامله میکند آن معامله براي خود آن شخص محسوب است مگر این که در موقـع عقـد، خلاف آن را تصریح نماید یا بعد، خلاف آن ثابت شود معذلک ممکن است در ضـمن معاملـه کـه شخص براي خود میکند تعهدي هم به نفع شخص ثالثی بنماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 197",
        "content": "در صورتی که ثمن یا مثمن معامله، عین متعلق به غیر باشد، آن معامله براي صـاحب عـین خواهـد بود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 198",
        "content": "ممکن است طرفین یا یکی از آنها به وکالت از غیر اقدام بنماید و نیز ممکن است که یک نفـر بـه وکالت از طرف متعاملین، این اقدام را به عمل آورد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 199",
        "content": "رضاي حاصل در نتیجهي اشتباه یا اکراه، موجب نفوذ معامله نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 200",
        "content": "اشتباه وقتی موجب عدم نفوذ معامله است که مربوط به خود موضوع معامله باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 201",
        "content": "اشتباه در شخص طرف، به صحت معامله خللی وارد نمیآورد مگر در مواردي که شخصیت طرف، علت عمده عقد بوده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 202",
        "content": "اکراه به اعمالی حاصل میشود که مؤثر در شخص با شعوري بوده و او را نسبت به جان یا مال یـا آبروي خود تهدید کند به نحوي که عادتاً قابل تحمـل نباشـد. در مـورد اعمـال اکـراهآمیـز سـن و شخصیت و اخلاق و مرد یا زن بودن شخص باید در نظر گرفته شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 203",
        "content": "اکراه موجب عدم نفوذ معامله است اگر چه از طرف شخص خارجی غیر از متعاملین واقع شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 204",
        "content": "تهدید طرف معامله در نفس یا جان یا آبروي اقوام نزدیک او از قبیل زوج و زوجـه و آبـاء و اولاد موجب اکراه است. در مورد این ماده تشخیص نزدیکی درجه براي مؤثر بودن اکـراه بـسته بـه نظـر عرف است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 205",
        "content": "هر گاه شخصی که تهدید شده است بداند که تهدیدکننده نمیتواند تهدید خـود را بـه موقـع اجـرا گذارد و یا خود شخص مزبور قادر باشد بر این که بدون مشقت، اکراه را از خود دفع کند و معامله را واقع نسازد آن شخص، مکره محسوب نمیشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 206",
        "content": "اگر کسی در نتیجهي اضطرار، اقدام به معامله کند مکره محسوب نشده و معاملهي اضطراري معتبـر خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 207",
        "content": "ملزم شدن شخص به انشاء معامله به حکم مقامات صالحهي قانونی، اکراه محسوب نمیشود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 208",
        "content": "مجرد خوف از کسی بدون آن که از طرف آن کس، تهدیدي شده باشد اکراه محسوب نمیشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 209",
        "content": "امضاي معامله بعد از رفع اکراه موجب نفوذ معامله است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 210",
        "content": "متعاملین باید براي معامله اهلیت داشته باشند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 211",
        "content": "براي این که متعاملین، اهل محسوب شوند باید بالغ و عاقل و رشید باشند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 212",
        "content": "معامله با اشخاصی که بالغ یا عاقل یا رشید نیستند به واسطه ي عدم اهلیت باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 213",
        "content": "معامله محجورین نافذ نیست. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 214",
        "content": "مورد معامله باید مال یا عملی باشد که هر یک از متعاملین، تعهد تسلیم یا ایفاي آن را میکنند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 215",
        "content": "مورد معامله باید مالیت داشته و متضمن منفعت عقلایی مشروع باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 216",
        "content": "مورد معامله باید مبهم نباشد مگر در موارد خاصه که علم اجمالی به آن کافی است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 217",
        "content": "در معامله لازم نیست که جهت آن تصریح شود ولی اگر تصریح شده باشد، باید مشروع باشـد والا معامله باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 218",
        "content": "مکرر - هر گاه طلبکار به دادگاه دادخواست داده دلایل اقامه نماید که مـدیون بـراي فـرار از دیـن، قصد فروش اموال خود را دارد، دادگاه میتواند قرار توقیف اموال وي را به میزان بـدهی او صـادر نماید، که در این صورت بدون اجازهي دادگاه حق فروش اموال را نخواهد داشت. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 219",
        "content": "عقودي که بر طبق قانون واقع شده باشد، بین متعاملین و قائممقام آنها لازمالاتباع است مگـر ایـن که به رضاي طرفین اقاله یا به علت قانونی فسخ شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 220",
        "content": "عقود نه فقط متعاملین را به اجراي چیزي که در آن تصریح شده است ملزم مینماید بلکه متعـاملین به کلیهي نتایجی هم که به موجب عرف و عادت یا به موجب قانون از عقد حاصل میشـود ملـزم میباشند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 221",
        "content": "اگر کسی تعهد اقدام به امري را بکند یا تعهد نماید که از انجام امري خـودداري کنـد، در صـورت تخلف، مسئول خسارت طرف مقابل است مشروط بر این که جبران خـسارت تـصریح شـده و یـا تعهد، عرفاً به منزلهي تصریح باشد و یا برحسب قانون، موجب ضمان باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 222",
        "content": "در صورت عدم ایفاي تعهد با رعایت مادهي فوق، حاکم میتواند به کسی که تعهد به نفـع او شـده است اجازه دهد که خود او عمل را انجام دهد و متخلف را به تأدیهي مخارج آن محکوم نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 223",
        "content": "هر معامله که واقع شده باشد محمول بر صحت است مگر این که فساد آن معلوم شود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 224",
        "content": "الفاظ عقود محمول است بر معانی عرفیه.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 225",
        "content": "متعارف بودن امري در عرف و عادت به طوري که عقد بدون تصریح هم، منصرف به آن باشـد بـه منزلهي ذکر در عقد است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 226",
        "content": "در مورد عدم ایفاي تعهدات از طرف یکی از متعاملین، طرف دیگر نمیتواند ادعاي خسارت نماید مگر این که براي ایفاي تعهد مدت معینی مقرر شده و مدت مزبور منقضی شده باشـد و اگـر بـراي ایفاي تعهد، مدتی مقرر نبوده، طرف، وقتی میتواند ادعاي خسارت نماید که اختیار موقع انجـام بـا او بوده و ثابت نماید که انجام تعهد را مطالبه کرده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 227",
        "content": "متخلف از انجام تعهد وقتی محکوم به تأدیه خسارت میشود که نتواند ثابت نماید که عـدم انجـام، به واسطهي علت خارجی بوده است که نمیتوان مربوط به او نمود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 228",
        "content": "در صورتی که موضوع تعهد، تأدیهي وجه نقدي باشد، حـاکم مـیتوانـد بـا رعایـت مـادهي ٢٢١ مدیون را به جبران خسارت حاصله از تأخیر در تأدیه دین محکوم نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 229",
        "content": "اگر متعهد به واسطهي حادثهاي که دفع آن خارج از حیطهي اقتدار اوست، نتواند از عهـدهي تعهـد خود بر آید، محکوم به تأدیه خسارت نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 230",
        "content": "اگر در ضمن معامله شرط شده باشد که در صورت تخلف، متخلف مبلغی به عنوان خسارت تأدیـه نماید، حاکم نمیتواند او را به بیشتر یا کمتر از آنچه که ملزم شده است محکوم کند. مبحث سوم - در اثر عقود نسبت به اشخاص ثالث",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 231",
        "content": "معاملات و عقود فقط درباره ي طرفین متعاملین و قائم مقام قانونی آنها مـؤثر اسـت مگـر در مـورد ماده ي ١٩۶",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 232",
        "content": "شروط مفصله ذیل باطل است ولی مفسد عقد نیست:  -١شرطی که انجام آن غیر مقدور باشد.  -٢شرطی که در آن نفع و فایده نباشد.  -٣شرطی که نامشروع باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 233",
        "content": "شروط مفصله ذیل باطل و موجب بطلان عقد است:  -١شرط خلاف مقتضاي عقد  -٢شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 234",
        "content": "شرط بر سه قسم است:  -١شرط صفت  -٢شرط نتیجه  -٣شرط فعل اثباتاً یا نفیاً شرط صفت عبارت است از شرط راجعه به کیفیت یا کمیت مورد معامله. شرط نتیجه آن است که تحقق امري در خارج، شرط شود. شرط فعل آن است که اقدام یا عدم اقدام به فعلی بر یکی از متعاملین یا بر شخص خـارجی شـرط شود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 235",
        "content": "هر گاه شرطی که در ضمن عقد شده است، شرط صـفت باشـد و معلـوم شـود آن صـفت موجـود نیست کسی که شرط به نفع او شده است خیار فسخ خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 236",
        "content": "شرط نتیجه، در صورتی که حصول آن نتیجه، موقوف به سبب خاصی نباشد آن نتیجه به نفس اشتراط، حاصل میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 237",
        "content": "هرگاه شرط در ضمن عقد، شرط فعل باشد اثباتاً یا نفیاً، کسی که ملتزم به انجام شـرط شـده اسـت باید آن را به جا بیاورد و در صورت تخلف، طرف معامله میتواند به حاکم رجوع نمـوده تقاضـاي اجبار به وفاي شرط بنماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 238",
        "content": "هر گاه فعلی در ضمن عقد شرط شود و اجبار ملتزم به انجامآن غیرمقدور ولی انجام آن بـه وسـیله شخص دیگري مقدور باشد، حاکم میتواند به خرج ملتزم موجبات انجام آن فعل را فراهم کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 239",
        "content": "هر گاه اجبار مشروطعلیه براي انجام فعل مشروط ممکن نباشد و فعل مشروط هم از جمله اعمـالی نباشد که دیگري بتواند از جانب او واقع سازد طرف مقابل حق فسخ معامله را خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 240",
        "content": "اگر بعد از عقد، انجام شرط، ممتنع شود یا معلوم شود که حینالعقد ممتنـع بـوده اسـت کـسی کـه شرط بر نفع او شده است اختیار فسخ معامله را خواهد داشت مگر اینکـه امتنـاع، مـستند بـه فعـل مشروطله باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 241",
        "content": "ممکن است در معامله، شرط شود که یکی از متعاملین براي آنچه که به واسطه معامله، مشغول الذمه میشود رهن یا ضامن بدهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 242",
        "content": "هر گاه در عقد، شرط شده باشد که مشروطعلیه مال معین را رهن دهد و آن مال تلـف یـا معیـوب شود مشروطله اختیار فسخ معامله را خواهد داشت نه حق مطالبهي عوض رهـن یـا ارش عیـب و اگر بعد از آن که مال را مشروطله به رهن گرفت آن مال تلف یا معیوب شود دیگـر اختیـار فـسخ ندارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 243",
        "content": "هر گاه در عقد، شرط شده باشد که ضامنی داده شود و این شرط انجام نگیرد مشروطله حـق فـسخ معامله را خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 244",
        "content": "طرف معامله که شرط به نفع او شده میتواند از عمل به آن شرط صرف نظر کنـد در ایـن صـورت مثل آن است که این شرط درمعامله قید نشده باشد لیکن شرط نتیجه قابل اسقاط نیست. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 245",
        "content": "اسقاط حق حاصل از شرط، ممکن است به لفظ باشد یا به فعل یعنی عملی کـه دلالـت بـر اسـقاط شرط نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 246",
        "content": "در صورتی که معامله به واسطهي اقاله یا فسخ به هم بخورد شـرطی کـه در ضـمن آن شـده اسـت باطل میشود و اگر کسی که ملزم به انجام آن شرط بوده است عمل به شرط کرده باشـد مـیتوانـد عوض او را از مشروطله بگیرد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 247",
        "content": "معامله به مال غیر، جز به عنوان ولایت یا وصایت یا وکالت، نافذ نیست ولو این کـه صـاحب مـال باطناً راضی باشد ولی اگر مالک یا قائممقام او پس از وقوع معامله آن را اجازه نمود در این صورت معامله، صحیح و نافذ میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 248",
        "content": "اجازهي مالک نسبت به معامله فضولی حاصل میشود به لفظ یا فعلی که دلالـت بـر امـضاي عقـد نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 249",
        "content": "سکوت مالک ولو با حضور در مجلس عقد، اجازه محسوب نمیشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 250",
        "content": "اجازه در صورتی مؤثر است که مسبوق به رد نباشد والا اثري ندارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 251",
        "content": "رد معاملهي فضولی حاصل میشود به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر عدم رضاي به آن نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 252",
        "content": "لازم نیست اجازه یا رد فوري باشد. اگر تأخیر موجب تضرر طرف اصیل باشد مشارالیه مـی توانـد معامله را به هم بزند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 253",
        "content": "در معاملهي فضولی اگر مالک قبل از اجازه یا رد فوت نماید اجازه یا رد، با وارث است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 254",
        "content": "هر گاه کسی نسبت به مال غیر معامله نماید و بعد آن مـال، بـه نحـوي از انحـا بـه معاملـهکننـدهي فضولی منتقل شود، صرف تملک موجب نفوذ معاملهي سابقه نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 255",
        "content": "هر گاه کسی نسبت به مالی، معامله به عنوان فضولی نماید و بعد معلـوم شـود کـه آن مـال، ملـک معاملهکننده بوده است یا ملک کسی بوده است که معاملهکننده میتوانسته است از قبل او ولایتـاً یـا وکالتاً معامله نماید در این صورت نفوذ و صحت معامله موکول به اجازهي معامل است والا معاملـه باطل خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 256",
        "content": "هر گاه کسی مال خود و مال غیر را به یک عقدي منتقل کند یا انتقال مالی را براي خود و دیگـري قبول کند معامله نسبت به خود او نافذ و نسبت به غیر، فضولی است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 257",
        "content": "اگر عین مالی که موضوع معاملهي فضولی بوده است قبل از ایـن کـه مالـک، معاملـهي فـضولی را اجازه یا رد کند مورد معامله دیگر نیز واقع شود مالک میتواند هر یک از معاملات را کـه بخواهـد اجازه کند. در این صورت هر یک را اجازه کرد، معـاملات بعـد از آن نافـذ و سـابق بـر آن باطـل خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 258",
        "content": "نسبت به منافع مالی که مورد معاملهي فضولی بوده است و همچنـین نـسبت بـه منـافع حاصـله از عوض آن، اجازه یا رد از روز عقد مؤثر خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 259",
        "content": "هر گاه معامل فضولی، مالی را که موضوع معامله بوده است به تصرف متعامـل داده باشـد و مالـک، آن معامله را اجازه نکند، متصرف، ضامن عین و منافع است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 260",
        "content": "در صورتی که معامل فضولی، عوض مالی را که موضوع معامله بوده اسـت گرفتـه و در نـزد خـود داشته باشد و مالک با اجازه معامله، قبض عوض را نیز اجازه کند دیگر حق رجوع به طـرف دیگـر نخواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 261",
        "content": "در صورتی که مبیع فضولی به تصرف مشتري داده شود هر گاه مالک، معامله را اجازه نکرد مـشتري نسبت به اصل مال و منافع مدتی که در تصرف او بوده ضامن است اگر چه منافع را اسـتیفا نکـرده باشد و همچنین است نسبت به هر عیبی که در مدت تصرف مشتري، حادث شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 262",
        "content": "در مورد مادهي قبل، مشتري حق دارد که براي استرداد ثمن، عیناً یا مثلاً یا قیمتـاً بـه بـایع فـضولی رجوع کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 263",
        "content": "هر گاه مالک، معامله را اجازه نکند و مشتري هم بر فضولی بودن آن جاهل باشد حق دارد که براي ثمن و کلیهي غرامات به بایع فضولی رجوع کند و در صورت عالم بودن، فقـط حـق رجـوع بـراي ثمن را خواهد داشت. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 264",
        "content": "تعهدات به یکی از طرق ذیل ساقط میشود:  -١به وسیلهي وفاي به عهد  -٢به وسیلهي اقاله  -٣به وسیلهي ابراء  -۴به وسیلهي تبدیل تعهد  -۵به وسیلهي تهاتر  -۶به وسیلهي مالکیت مافی الذمه ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 265",
        "content": "هر کس مالی به دیگري بدهد ظاهر، در عدم تبرع است بنابراین اگر کسی چیزي به دیگـري بدهـد بدون این که مقروض آن چیز باشد میتواند استرداد کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 266",
        "content": "در مورد تعهداتی که براي متعهدله، قانوناً حق مطالبه نمیباشد اگر متعهد به میل خود آن را ایفا نماید دعوي استرداد او مسموع نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 267",
        "content": "ایفاي دین از جانب غیر مدیون هم جایز است اگر چه از طرف مدیون اجازه نداشته باشـد ولـیکن کسی که دین دیگري را ادا میکند اگر با اذن باشد حق مراجعه به او دارد والا حق رجوع ندارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 268",
        "content": "انجام فعلی در صورتی که مباشرت شخص متعهد شرط شده باشد به وسیلهي دیگري ممکن نیست مگر با رضایت متعهدله.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 269",
        "content": "وفاي بهعهد وقتی محقق میشود که متعهد، چیزي را که میدهد، مالک و یا مأذون از طـرف مالـک باشد و شخصاً هم اهلیت داشته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 270",
        "content": "اگر متعهد در مقام وفاي به عهد، مالی تأدیه نماید دیگر نمیتواند به عنوان این کـه در حـین تأدیـه، مالک آن نبوده استرداد آن را از متعهدله بخواهد مگر این که ثابت کند که مال غیر و با مجوز قانونی در ید او بوده، بدون این که اذن در تأدیه داشته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 271",
        "content": "دین باید به شخص داین یا به کسی که از طرف او وکالت دارد تأدیه گردد یا به کسی که قانوناً حق قبض دارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 272",
        "content": "تأدیه به غیر اشخاص مذکور در مادهي فوق وقتی صحیح است که داین راضی شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 273",
        "content": "اگر صاحب حق از قبول آن امتناع کند متعهد بهوسیلهي تصرف دادن آن به حـاکم یـا قـائممقـام او بري میشود و از تاریخ این اقدام، مسئول خسارتی کـه ممکـن اسـت بـه موضـوع حـق وارد آیـد نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 274",
        "content": "اگر متعهدله اهلیت قبض نداشته باشد تأدیه در وجه او معتبر نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 275",
        "content": "متعهدله را نمیتوان مجبور نمود که چیز دیگري به غیر آن چه که موضوع تعهد است قبـول نمایـد اگر چه آن شئ، قیمتاً معادل یا بیشتر از موضوع تعهد باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 276",
        "content": "مدیون نمیتواند مالی را که از طرف حاکم ممنوع از تصرف در آن شده است در مقام وفاي به عهد تأدیه نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 277",
        "content": "متعهد نمیتواند متعهدله را مجبور به قبول قسمتی از موضوع تعهد نماید ولی حاکم میتواند نظر به وضعیت مدیون، مهلت عادله یا قرار اقساط دهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 278",
        "content": "اگر موضوع تعهد عین معینی باشد، تسلیم آن به صاحبش در وضعیتی که حین تسلیم دارد موجـب برائت متعهد میشود اگر چه کسر و نقصان داشته باشد، مشروط بر این که کسر و نقصان از تعـدي و تفریط متعهد ناشی نشده باشد، مگر در مواردي که در این قانون تـصریح شـده اسـت. ولـی اگـر متعهد با انقضاي اجل و مطالبه، تأخیر در تسلیم نموده باشد مسئول هر کسر و نقصان خواهـد بـود اگر چه کسر و نقصان، مربوط به تقصیر شخص متعهد نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 279",
        "content": "اگر موضوع تعهد عین شخصی نبوده و کلی باشد متعهد مجبور نیست که از فرد اعلاي آن ایفا کند، لیکن از فردي هم که عرفاً معیوب محسوب است نمیتواند بدهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 280",
        "content": "انجام تعهد باید در محلی که عقد واقع شـده بـه عمـل آیـد مگـر ایـن کـه بـین متعـاملین قـرارداد مخصوصی باشد یا عرف و عادت، ترتیب دیگري اقتضا نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 281",
        "content": "مخارج تأدیه به عهده ي مدیون است مگر این که شرط خلاف شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 282",
        "content": "اگر کسی به یک نفر دیون متعدده داشته باشد، تشخیص این که تأدیه از بابت کدام دیـن اسـت بـا مدیون میباشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 283",
        "content": "بعد از معامله، طرفین میتوانند به تراضی آن را اقاله و تفاسخ کنند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 284",
        "content": "اقاله به هر لفظ یا فعلی واقع میشود که دلالت بر به هم زدن معامله کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 285",
        "content": "موضوع اقاله ممکن است تمام معامله واقع شود یا فقط مقداري از مورد آن.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 286",
        "content": "تلف یکی از عوضین، مانع اقاله نیست در این صورت به جاي آن چیزي که تلف شده اسـت، مثـل آن در صورت مثلی بودن و قیمت آن در صورت قیمیبودن داده میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 287",
        "content": "نماات و منافع منفصله که از زمان عقد تا زمان اقاله در مورد معامله حادث میشود مال کسی اسـت که به واسطهي عقد مالک شده است ولی نماات متصله مال کسی است که در نتیجه ي اقالـه، مالـک میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 288",
        "content": "اگر مالک، بعد از عقد در مورد معامله تصرفاتی کند که موجب ازدیاد قیمت آن شود، در حین اقالـه به مقدار قیمتی که به سبب عمل او زیاد شده است مستحق خواهد بود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 289",
        "content": "ابرا عبارت از این است که دائن از حق خود به اختیار صرف نظر نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 290",
        "content": "ابرا وقتی موجب سقوط تعهد میشود که متعهدله براي ابرا اهلیت داشته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 291",
        "content": "ابراي ذمهي میت از دین صحیح است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 292",
        "content": "تبدیل تعهد در موارد ذیل حاصل میشود: www.Booknama.com -١وقتی که متعهد و متعهدله به تبدیل تعهد اصلی به تعهد جدیدي که قـائممقـام آن مـیشـود بـه سببی از اسباب، تراضی نمایند در این صورت متعهد نسبت به تعهد اصلی بري میشود.  -٢وقتی که شخص ثالثی با رضایت متعهدله قبول کند که دین متعهد را ادا نماید.  -٣وقتی که متعهدله مافی الذمه ي متعهد را به کسی دیگر منتقل نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 293",
        "content": "در تبدیل تعهد، تضمینات تعهد سابق به تعهد لاحق تعلق نخواهد گرفت مگر این که طرفین معامله آن را صراحتاً شرط کرده باشند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 294",
        "content": "وقتی دو نفر در مقابل یکدیگر مدیون باشند بین دیون آنها به یکدیگر به طریقی که در مـواد ذیـل مقرر است تهاتر حاصل میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 295",
        "content": "تهاتر، قهري است و بدون این که طرفین در این موضوع تراضی نمایند حاصل مـیگـردد. بنـابراین به محض این که دو نفر در مقابل یکدیگر در آن واحد مدیون شدند هر دو دین تا اندازهاي کـه بـا هم معادله مینمایند به طور تهاتر برطـرف شـده و طـرفین بـه مقـدار آن در مقابـل یکـدیگر بـري میشوند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 296",
        "content": "تهاتر فقط در مورد دو دینی حاصل میشود که موضوع آنها از یک جنس باشد، بـا اتحـاد زمـان و مکان تأدیه ولو به اختلاف سبب.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 297",
        "content": "اگر بعد از ضمان، مضمونله به مضمونعنه مدیون شود، موجب فراغ ذمهي ضامن نخواهد شد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 298",
        "content": "اگر فقط محل تأدیه دینین، مختلف باشد تهاتر وقتی حاصل میشود که با تأدیهي مخارج مربوط بـه نقل موضوع قرض از محلی به محل دیگر یا به نحوي از انحا، طرفین، حق تأدیه در محل معـین را ساقط نمایند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 299",
        "content": "در مقابل حقوق ثابتهي اشخاص ثالث، تهاتر مؤثر نخواهد بود و بنابراین اگر موضوع دین به نفع www.Booknama.comشخص ثالثی در نزد مدیون مطابق قانون توقیف شده باشد و مدیون بعـد از ایـن توقیـف از دائـن خود طلبکار گردد دیگر نمیتواند به استناد تهاتر، از تأدیهي مال توقیف شده امتناع کند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 300",
        "content": "اگر مدیون، مالک مافیالذمهي خود گردد ذمهي او بري میشود، مثل این که اگـر کـسی بـه مـورث خود مدیون باشد پس از فوت مورث، دین او به نسبت سهم الارث ساقط میشود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 301",
        "content": "کسی که عمداً یا اشتباهاً چیزي را که مستحق نبوده است دریافت کند ملزم است که آن را به مالـک تسلیم کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 302",
        "content": "اگر کسی که اشتباهاً خود را مدیون میدانست آن دین را تأدیـه کنـد حـق دارد از کـسی کـه آن را بدون حق، اخذ کرده است استرداد نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 303",
        "content": "کسی که مالی را من غیر حق، دریافت کرده است ضامن عین و منافع آن است اعـم از ایـن کـه بـه عدم استحقاق خود عالم باشد یا جاهل.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 304",
        "content": "اگر کسی که چیزي را من غیر حق دریافت کرده است خود را محق میدانسته لیکن در واقع محـق نبوده و آن چیز را فروخته باشد، معامله، فضولی و تابع احکام مربوطه به آن خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 305",
        "content": "در مورد مواد فوق صاحب مال باید از عهدهي مخارج لازمه که براي نگاهداري آن شـده اسـت بـر آید مگر در صورت علم متصرف به عدم استحقاق خود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 306",
        "content": "اگر کسی اموال غایب یا محجور و امثال آنها را بدون اجازهي مالک یا کسی که حق اجازه دارد www.Booknama.comاداره کند باید حساب زمان تصدي خود را بدهد. در صورتی که تحصیل اجـازه در موقـع، مقـدور بوده یا تأخیر در دخالت موجب ضرر نبوده است حق مطالبهي مخارج نخواهد داشت ولی اگر عدم دخالت یا تأخیر در دخالت موجب ضرر صاحب مال باشد دخالتکننـده، مـستحق اخـذ مخـارجی خواهد بود که براي اداره کردن لازم بوده است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 307",
        "content": "امور ذیل موجب ضمان قهري است:  -١غصب و آن چه که در حکم غصب است.  -٢اتلاف  -٣تسبیب  -۴استیفاء ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 308",
        "content": "غصب، استیلا بر حق غیر است به نحو عدوان. اثبات ید بر مـال غیـر بـدون مجـوز هـم در حکـم غصب است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 309",
        "content": "هر گاه شخصی مالک را از تصرف در مال خود مانع شود بدون آن که خود او تسلط بر آن مال پیدا کند غاصب محسوب نمیشود لیکن در صورت اتلاف یا تسبیب ضامن خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 310",
        "content": "اگر کسی که مالی به عاریه یا به ودیعه و امثال آنها در دست اوست منکر گردد، از تـاریخ آن کـار در حکم غاصب است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 311",
        "content": "غاصب باید مال مغصوب را عیناً به صاحب آن رد نماید و اگر عین، تلف شده باشد بایـد مثـل یـا قیمت آن را بدهد و اگر به علت دیگري رد عین ممکن نباشد باید بدل آن را بدهد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 312",
        "content": "هر گاه مال مغصوب، مثلی بوده و مثل آن پیدا نشود غاصب باید قیمت حـینالاداء را بدهـد و اگـر مثل، موجود بوده و از مالیت افتاده باشد باید آخرین قیمت آن را بدهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 313",
        "content": "هر گاه کسی در زمین خود با مصالح متعلقه به دیگري بنایی بـسازد یـا درخـت غیـر را بـدون اذن مالک در آن زمین غرس کند صاحب مصالح یا درخت میتواند قلع یا نزع آن را بخواهد مگـر ایـن که به اخذ قیمت تراضی نمایند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 314",
        "content": "اگر در نتیجهي عمل غاصب، قیمت مال مغصوب زیاد شود، غاصب حق مطالبهي قیمـت زیـادي را نخواهد داشت مگر این که آن زیادتی عین باشد که در این صورت عین زاید متعلق به خود غاصب است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 315",
        "content": "غاصب مسئول هر نقص و عیبی است که در زمان تصرف او به مال مغصوب وارده شده باشـد هـر چند مستند به فعل او نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 316",
        "content": "اگر کسی مال مغصوب را از غاصب غصب کند آن شخص نیز مثل غاصب سابق، ضامن است اگـر چه به غاصبیت غاصب اولی جاهل باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 317",
        "content": "مالک میتواند عین و در صورت تلف شدنِ عین، مثل یا قیمت تمام یا قسمتی از مـال مغـصوب را از غاصب اولی یا از هر یک از غاصبین بعدي که بخواهد مطالبه کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 318",
        "content": "هر گاه مالک رجوع کند به غاصبی که مال مغصوب در یـد او تلـف شـده اسـت آن شـخص حـق رجوع به غاصب دیگر ندارد ولی اگر به غاصب دیگري به غیر آن کسی که مال در ید او تلف شده است رجوع نماید مشارالیه نیز میتواند به کسی که مال در ید او تلف شده است رجوع کنـد و یـا به یکی از لاحقین خود رجوع کند تا منتهی شود به کسی که مال در ید او تلـف شـده اسـت و بـه طور کلی ضمان بر عهدهي کسی مستقر است که مال مغصوب در نزد او تلف شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 319",
        "content": "اگر مالک، تمام یا قسمتی از مال مغصوب را از یکی از غاصبین بگیرد حق رجوع به قدر مأخوذ بـه غاصبین دیگر ندارد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 320",
        "content": "نسبت به منافع مال مغصوب، هر یک از غاصبین به اندازهي منافع زمان تصرف خود و مابعـد خـود ضامن است اگر چه استیفاي منفعت نکرده باشد لیکن غاصبی که از عهـدهي منـافع زمـان تـصرف غاصبین لاحق خود برآمده است میتواند به هر یک نسبت به زمان تصرف او رجوع کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 321",
        "content": "هر گاه مالک، ذمهي یکی از غاصبین را نسبت به مثل یا قیمت مال مغصوب ابرا کند حق رجوع بـه غاصبین دیگر نخواهد داشت ولی اگر حق خود را به یکی از آنان به نحوي از انحا انتقـال دهـد آن کس قائممقام مالک میشود و داراي همان حقی خواهد بود که مالک دارا بوده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 322",
        "content": "ابراي ذمهي یکی از غاصبین نسبت به منافع زمان تصرف او موجب ابراي ذمهي دیگران از حـصهي آنها نخواهد بود لیکن اگر یکی از غاصبین را نسبت به منافع عین، ابرا کند حق رجوع به لاحقـین نخواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 323",
        "content": "اگر کسی ملک مغصوب را از غاصب بخرد آن کس نیز ضامن اسـت و مالـک مـیتوانـد بـر طبـق مقررات مواد فوق به هر یک از بایع و مشتري رجوع کرده عین و در صورت تلف شدن آن، مثل یا قیمت مال و همچنین منافع آن را در هر حال مطالبه نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 324",
        "content": "در صورتی که مشتري عالم به غصب باشد حکم رجوع هر یک از بایع و مشتري به یکدیگر در آن چه که مالک از آنها گرفته است حکمغاصب از غاصب بوده، تابع مقررات فوق خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 325",
        "content": "اگر مشتري جاهل به غصب بوده و مالک به او رجوع نموده باشد او نیز میتواند نسبت بـه ثمـن و خسارات به بایع رجوع کند اگر چه مبیع نزد خود مشتري تلف شده باشد و اگر مالـک نـسبت بـه مثل یا قیمت، رجوع به بایع کند بایع حق رجوع به مشتري را نخواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 326",
        "content": "اگر عوضی که مشتري عالم بر غصب، در صورت تلف مبیع به مالک داده است زیاده بر مقدار ثمن باشد به مقدار زیاده نمیتواند رجوع به بایع کند ولی نسبت به مقدار ثمن حق رجوع دارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 327",
        "content": "اگر ترتُب ایادي بر مال مغصوب، به معاملهي دیگري، غیر از بیع باشد احکام راجعـه بـه بیـع مـال غصب که فوقاً ذکر شده مجري خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 328",
        "content": "هرکس مال غیر را تلف کند ضامن آن است و باید مثل یا قیمت آن را بدهد اعم از این کـه از روي عمد تلف کرده باشد یا بدون عمد و اعم از این که عین باشـد یـا منفعـت و اگـر آن را نـاقص یـا معیوب کند ضامن نقص قیمت آن مال است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 329",
        "content": "اگر کسی خانه یا بناي کسی را خراب کند باید آن را به مثل صورت اول بنا ماید واگر ممکن نباشد باید از عهدهي قیمت برآید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 330",
        "content": "اگر کسی حیوان متعلق به غیر را بدون اذن صاحب آن بکشد، باید تفاوت قیمت زنده و کشتهي آن را بدهد و اگر کشتهي آن قیمت نداشته باشد، باید تمام قیمت حیوان را بدهد ولیکن اگر براي دفاع از نفس بکشد یا ناقص کند، ضامن نیست. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 331",
        "content": "هر کس سبب تلف مالی بشود باید مثل یا قیمت آن را بدهد و اگر سبب نقـص یـا عیـب آن شـده باشد باید از عهدهي نقص قیمت آن برآید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 332",
        "content": "هر گاه یک نفر سبب تلف مالی را ایجاد کند و دیگري مباشـر تلـف شـدن آن مـال بـشود، مباشـر مسئول است نه مسبب مگر این که سبب، اقوي باشد به نحوي که عرفاً اتلاف مستند به او باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 333",
        "content": "صاحب دیوار یا عمارت یا کارخانه مسئول خساراتی است کـه از خـراب شـدن آن وارد مـیشـود مشروط بر این که خرابی در نتیجه عیبی حاصل گردد که مالک مطلع بر آن بوده یا از عدم مواظبـت او تولید شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 334",
        "content": "مالک یا متصرف حیوان مسئول خساراتی نیست که از ناحیهي آن حیوان وارد میشود مگر این که در حفظ حیوان تقصیر کرده باشد لیکن در هر حال اگر حیوان به واسطهي عمل کسی منشأ ضرر گردد فاعل آن عمل، مسئول خسارات وارده خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 335",
        "content": "در صورت تصادم بین دو کشتی یا دو قطار راهآهن یا دو اتومبیل و امثال آنهـا، مـسئولیت متوجـه طرفی خواهد بود که تصادم در نتیجهي عمد یا مـسامحهي او حاصـل شـده باشـد و اگـر طـرفین، تقصیر یا مسامحه کرده باشند هر دو مسئول خواهند بود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 336",
        "content": "هر گاه کسی بر حسب امر دیگري اقدام به عملی نماید که عرفاً براي آن عمل اجرتی بوده و یـا آن شخص عادتاً مهیاي آن عمل باشد عامل، مستحق اجرت عمل خود خواهد بود مگر این کـه معلـوم شود که قصد تبرع داشته است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 337",
        "content": "هر گاه کسی بر حسب اذن صریح یا ضمنی، از مال غیر استیفاي منفعت کند، صاحب مـال مـستحق اجرتالمثل خواهد بود مگر این که معلوم شود که اذن در انتفاع، مجانی بوده است. باب سوم - در عقود معینه مختلفه ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 338",
        "content": "بیع عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 339",
        "content": "پس از توافق بایع و مشتري در مبیع و قیمت آن، عقد بیع به ایجاب و قبول واقع مـیشـود. ممکـن است بیع به داد و ستد نیز واقع گردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 340",
        "content": "در ایجاب و قبول، الفاظ و عبارات باید صریح در معنی بیع باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 341",
        "content": "بیع ممکن است مطلق باشد یا مشروط و نیز ممکن است که براي تسلیم تمام یا قسمتی از مبیع یا براي تأدیهي تمام یا قسمتی از ثمن، اجلی قرار داده شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 342",
        "content": "مقدار و جنس و وصف مبیع باید معلوم باشد و تعیینمقدار آن به وزن یا کیـل یـا عـدد یـا ذرع یـا مساحت یا مشاهده، تابع عرف بلد است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 343",
        "content": "اگر مبیع به شرط مقدار معین فروخته شود بیع واقع میشود اگر چه هنوز مبیع شمرده نشده یا کیـل یا ذرع نشده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 344",
        "content": "اگر در عقد بیع، شرطی ذکر نشده یا براي تسلیم مبیع یا اقیمت، موعدي معـین نگـشته باشـد بیـع، قطعی و ثمن، حال محسوب است مگر این که بر حسب عرف و عادت محـل یـا عـرف و عـادت تجارت در معاملات تجارتی وجود شرط یا موعدي معهود باشد اگر چه در قرارداد بیع ذکري نشده باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 345",
        "content": "هر یک از بایع و مشتري باید علاوه بر اهلیت قانونی براي معامله، اهلیت براي تصرف در مبیـع یـا ثمن را نیز داشته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 346",
        "content": "عقد بیع باید مقرون به رضاي طرفین باشد و عقد مکره نافذ نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 347",
        "content": "شخص کور میتواند خرید و فروش نماید مشروط بر این که شخصاً به طریقی غیر از معاینه یا بـه وسیلهي کس دیگر ولو طرف معامله، جهل خود را مرتفع نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 348",
        "content": "بیع چیزي که خرید و فروش آن قانوناً ممنوع است و یا چیزي که مالیت و یا منفعت عقلایی ندارد www.Booknama.comیا چیزي که بایع، قدرت بر تسلیم آن ندارد باطل است مگر این که مشتري، خـود قـادر بـر تـسلیم باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 349",
        "content": "بیع مال وقف، صحیح نیست مگر در موردي که بین موقوفعلیهم، تولید اختلاف شود به نحوي که بیم سفک دماء رود یا منجر به خرابی مال موقوفه گردد و همچنین در مواردي که در مبحـث راجـع به وقف، مقرر است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 350",
        "content": "مبیع ممکن است مفروز باشد یا مشاع یا مقدار معین به طور کلی از شئ متساوي الاجزا و همچنـین ممکن است کلی فی الذمه باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 351",
        "content": "در صورتی که مبیع، کلی )یعنی صادق بر افراد عدیده( باشد، بیع وقتی صـحیح اسـت کـه مقـدار و جنس و وصف مبیع ذکر شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 352",
        "content": "بیع فضولی نافذ نیست مگر بعد از اجازه ي مالک به طوري که در معاملات فضولی مذکور است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 353",
        "content": "هر گاه چیز معین به عنوان جنس خاصی فروخته شود و در واقع از آن جنس نباشد بیع، باطل است و اگر بعضی از آن، از غیرجنس باشد نسبت به آن بعض باطل است و نسبت به مابقی مشتري حـق فسخ دارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 354",
        "content": "ممکن است بیع از روي نمونه به عمل آید. در این صورت بایدتمام مبیع مطابق نمونه تـسلیم شـود والا مشتري خیار فسخ خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 355",
        "content": "اگر ملکی به شرط داشتن مساحت معین فروخته شده باشد و بعد معلوم شود که کمتر از آن مقـدار است، مشتري حق فسخ معامله را خواهد داشت و اگر معلوم شود که بیشتر است، بایع میتواند آن را فسخ کند مگر این که در هر دو صورت، طرفین به محاسبه زیاده یا نقیصه تراضی نمایند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 356",
        "content": "هر چیزي که بر حسب عرف و عادت جز یا از توابع مبیع شمرده شود یا قرائن، دلالـت بـر دخـول آن در مبیع نماید داخل در بیع و متعلق به مشتري است اگر چه در عقد، صریحاً ذکر نشده باشـد و اگر چه متعاملین، جاهل بر عرف باشند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 357",
        "content": "هر چیزي که بر حسب عرف و عادت جز یا تابع مبیع شمرده نشود داخل در بیع نمیشود مگر این که صریحاً در عقد ذکر شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 358",
        "content": "نظر به دو مادهي فوق، در بیع باغ، اشجار و در بیع خانه، ممر و مجري و هر چه ملصق به بنا باشـد به طوري که نتوان آن را بدون خرابی نقل نمود متعلق به مشتري میشود و بـر عکـس، زراعـت در بیع زمین و میوه در بیع درخت و حمل در بیع حیوان متعلق بـه مـشتري نمـیشـود مگـر ایـن کـه تصریح شده باشد یا بر حسب عرف از توابع شمرده شود. در هر حال طـرفین عقـد مـیتواننـد بـه عکس ترتیب فوق تراضی کنند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 359",
        "content": "هر گاه دخول شئ در مبیع عرفاً مشکوك باشد آن شئ داخل در بیع نخواهد بود مگر آن که تصریح شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 360",
        "content": "هر چیزي که فروش آن مستقلاً جایز است استثناي آن از مبیع نیز جایز است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 361",
        "content": "اگر در بیع عین معین، معلوم شود که مبیع وجود نداشته بیع باطل است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 362",
        "content": "آثار بیعی که صحیحاً واقع شده باشد از قرار ذیل است:  -١به مجرد وقوع بیع، مشتري مالک مبیع و بایع مالک ثمن میشود؛  -٢عقد بیع، بایع را ضامن درك مبیع و مشتري را ضامن درك ثمن قرار میدهد؛  -٣عقد بیع، بایع را به تسلیم مبیع ملزم مینماید؛  -۴عقد بیع مشتري را به ا ثمن ملزم میکند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 363",
        "content": "در عقد بیع، وجود خیار فسخ براي متبایعین یا وجود اجلی براي تسلیم مبیع یا ثمن، مانع انتقال www.Booknama.comنمیشود بنابراین اگر ثمن یا مبیع عین معین بوده و قبل از تسلیم آن، احـد متعـاملین مفلـس شـود طرف دیگر، حق مطالبه ي آن عین را خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 364",
        "content": "در بیع خیاري، مالکیت از حین عقد بیع است نه از تاریخ انقضا خیار و در بیعی کـه قـبض، شـرط صحت است )مثل بیع صرف( انتقال از حین حصول شرط است نه از حین وقوع بیع.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 365",
        "content": "بیع فاسد اثري در تملک ندارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 366",
        "content": "هر گاه کسی به بیع فاسد مالی را قبض کند باید آن را به صاحبش رد کند و اگر تلف یا ناقص شود ضامن عین و منافع آن خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 367",
        "content": "تسلیم عبارت است از دادن مبیع بـه تـصرف مـشتري بـه نحـوي کـه مـتمکن از انحـا تـصرفات و انتفاعات باشد و قبض عبارت است از استیلاي مشتري بر مبیع.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 368",
        "content": "تسلیم وقتی حاصل میشود که مبیع تحت اختیار مشتري گذاشته شده باشد اگر چـه مـشتري آن را هنوز عملاً تصرف نکرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 369",
        "content": "تسلیم به اختلاف مبیع به کیفیات مختلفه است و باید به نحوي باشد که عرفاً آن را تسلیم گویند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 370",
        "content": "اگر طرفین معامله براي تسلیم مبیع، موعدي قرار داده باشند قدرت بـر تـسلیم در آن موعـد شـرط است نه در زمان عقد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 371",
        "content": "در بیعی که موقوف به اجازهي مالک است قدرت بر تسلیم در زمان اجازه معتبر است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 372",
        "content": "اگر نسبت به بعض مبیع، بایع قدرت بر تسلیم داشته و نسبت به بعض دیگر نداشته باشد بیع نسبت به بعض که قدرت برتسلیم داشته صحیح است و نسبت به بعض دیگر باطل است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 373",
        "content": "اگر مبیع قبلاً در تصرف مشتري بوده باشد محتاج به قبض جدید نیست و همچنین است در ثمن.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 374",
        "content": "در حصول قبض، اذن بایع شرط نیست و مشتري میتواند مبیع را بدون اذن قبض کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 375",
        "content": "مبیع باید در محلی تسلیم شود که عقد بیع در آن جا واقع شده است مگر این که عـرف و عـادت، مقتضی تسلیم در محل دیگر باشد و یا در ضمن بیع محل مخصوصی براي تسلیم، معین شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 376",
        "content": "در صورت تأخیر در تسلیم مبیع یا ثمن، ممتنع اجبار به تسلیم میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 377",
        "content": "هر یک از بایع و مشتري حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خودداري کند تا طـرف دیگـر حاضـر بـه تسلیم شود مگر این که مبیع یا ثمن مؤجل باشد در این صورت هر کدام از مبیع یا ثمـن کـه حـال باشد باید تسلیم شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 378",
        "content": "اگر بایع قبل از اخذ ثمن، مبیع را به میل خود تـسلیم مـشتري نمایـد حـق اسـترداد آن را نخواهـد داشت مگر به موجب فسخ در مورد خیار.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 379",
        "content": "اگر مشتري ملتزم شده باشد که براي ثمن، ضامن یا رهن بدهد و عمل به شرط نکند بایع حق فسخ خواهد داشت و اگر بایع ملتزم شده باشد که براي درك مبیع، ضامن بدهد و عمل بـه شـرط نکنـد مشتري حق فسخ دارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 380",
        "content": "در صورتی که مشتري مفلس شود و عین مبیع نزد او موجود باشد بـایع حـق اسـترداد آن را دارد و اگر مبیع هنوز تسلیم نشده باشد میتواند از تسلیم آن امتناع کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 381",
        "content": "مخارج تسلیم مبیع از قبیل اجرت حمل آن به محل تسلیم، اجرت شمردن و وزن کردن و غیـره بـه عهدهي بایع است، مخارج تسلیم ثمن بر عهده مشتري است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 382",
        "content": "هر گاه عرف و عادت از بابت مخارج معامله یا محل تسلیم بر خلاف ترتیبی باشد که ذکر شده و www.Booknama.comیا در عقد برخلاف آن شرط شده باشد بایـد بـر طبـق متعـارف یـا مـشروط در عقـد رفتارشـود و همچنین متبایعی نمیتوانند آن را به تراضی تغییر دهند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 383",
        "content": "تسلیم باید شامل آن چیزي هم باشد که از اجزا و توابع مبیع شمرده میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 384",
        "content": "هر گاه در حال معامله، مبیع از حیث مقدار، معین بوده و در وقت تسلیم، کمتر از آن مقدار در آیـد مشتري حق دارد که بیع را فسخ کند یا قیمت موجود را با ا حصهاي از ثمن به نسبت موجود قبول نماید و اگر مبیع، زیاده از مقدار معین باشد، زیاده مال بایع است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 385",
        "content": "اگر مبیع از قبیل خانه یا فرش باشد که تجزیهي آن بدون ضررممکن نمـیشـود و بـه شـرط بـودن مقدار معین فروخته شده ولی درحین تسلیم، کمتر یا بیشتر در آید در صـورت اولـی مـشتري و در صورت دوم بایع حق فسخ خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 386",
        "content": "اگر در مورد دو ماده قبل معامله فسخ شود بایع بایـد عـلاوه بـر ثمـن، مخـارج معاملـه و مـصارف متعارف را که مشتري نموده است بدهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 387",
        "content": "اگر مبیع قبل از تسلیم، بدون تقصیر و اهمال از طرف بایع تلف شود، بیع منفـسخ و ثمـن بایـد بـه مشتري مسترد گردد مگر این که بایع براي تسلیم به حاکم یا قائممقام او رجوع نموده باشـد کـه در این صورت، تلف از مال مشتري خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 388",
        "content": "اگر قبل از تسلیم، در مبیع نقصی حاصل شود مشتري حق خواهد داشت که معامله را فسخ نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 389",
        "content": "اگر در مورد دو ماده فوق، تلف شدن مبیع یا نقص آن ناشی از عمل مشتري باشد مشتري حقی بـر بایع ندارد و باید ثمن را تأدیه کند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 390",
        "content": "اگر بعد از قبض ثمن، مبیع کلاً یا جزئاً مستحق للغیر در آید بایع ضامن است اگر چـه تـصریح بـه ضمان نشده باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 391",
        "content": "در صورت مستحق للغیر بر آمدن کل یا بعض از مبیـع، بـایع بایـد ثمـن مبیـع را مـسترد دارد و در صورت جهل مشتري به وجود فساد، بایع باید از عهدهي غرامات وارده بر مشتري نیز بر آید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 392",
        "content": "در مورد مادهي قبل، بایع باید از عهدهي تمام ثمنی که اخذ نموده است نسبت به کل یا بعـض، بـر آید اگر چه بعد از عقد بیع به علتی از علل در مبیع، کسر قیمتی حاصل شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 393",
        "content": "راجع به زیادتی که از عمل مشتري در مبیع حاصل شده باشد مقـررات مـاده  ٣١۴مجـري خواهـد بود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 394",
        "content": "مشتري باید ثمن را در موعد و در محل و بر طبق شرایطی که در عقد بیع، مقرر شـده اسـت تأدیـه نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 395",
        "content": "اگر مشتري ثمن را در موعد مقرر تأدیه نکند بایع حق خواهد داشت که بر طبق مقررات راجعه بـه خیار تأخیر ثمن، معامله را فسخ یا از حاکم اجبار مشتري را به ثمن بخواهد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 396",
        "content": "خیارات از قرار ذیلند:  -١خیار مجلس  -٢خیار حیوان  -٣خیار شرط  -۴خیار تأخیر ثمن  -۵خیار رؤیت و تخلف وصف  -۶خیار غبن  -٧خیار عیب  -٨خیار تدلیس  -٩خیار تبعض صفقه  -١٠خیار تخلف شرط. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 397",
        "content": "هر یک از متبایعین، بعد از عقد، فیالمجلس و مادام که متفـرق نـشده انـد اختیـار فـسخ معاملـه را دارند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 398",
        "content": "اگر مبیع، حیوان باشد مشتري تا سه روز از حین عقد اختیار فسخ معامله را دارد.  ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 399",
        "content": "در عقد بیع ممکن است شرط شود که در مدت معین براي بایع یا مـشتري یـا هـر دو یـا شـخص خارجی اختیار فسخ معامله باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 400",
        "content": "اگر ابتدا مدت خیار ذکر نشده باشد ابتداي آن از تـاریخ عقـد محـسوب اسـت و الا تـابع قـرارداد متعاملین است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 401",
        "content": "اگر براي خیار شرط، مدت معین نشده باشد هم شرط خیار و هم بیع باطل است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 402",
        "content": "هر گاه مبیع، عین خارجی و یا در حکم آن بوده و براي تأدیهي ثمن یا تسلیم مبیـع بـین متبـایعین، اجلی معین نشده باشد اگر سه روز از تاریخ بیع بگـذرد و در ایـن مـدت نـه بـایع مبیـع را تـسلیم مشتري نماید و نه مشتري تمام ثمن را به بایع بدهد، بایع، مختار در فسخ معامله میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 403",
        "content": "اگر بایع به نحوي از انحا مطالبهي ثمن نماید و به قرائن معلوم گردد که مقصود، التزام به بیـع بـوده است خیار او ساقط خواهد شد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 404",
        "content": "هر گاه بایع در ظرف سه روز از تاریخ بیع، تمام مبیع را تسلیم مشتري کند یا مشتري تمـام ثمـن را به بایع بدهد دیگر براي بایع اختیار فسخ نخواهد بود اگر چه ثانیاً به نحوي از انحا مبیع بـه بـایع و ثمن به مشتري برگشته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 405",
        "content": "اگر مشتري ثمن را حاضر کرد که بدهد و بایع از اخذ آن امتناع نمود خیار فسخ نخواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 406",
        "content": "خیار تأخیر، مخصوص بایع است و بـراي مـشتري از جهـت تـأخیر در تـسلیم مبیـع ایـن اختیـار نمیباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 407",
        "content": "تسلیم بعض ثمن یا دادن آن به کسی که حق قبض ندارد خیار بایع را ساقط نمیکند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 408",
        "content": "اگر مشتري براي ثمن، ضامن بدهد یا بایع ثمن را حواله دهـد بعـد از تحقـق حوالـه، خیـار تـأخیر ساقط میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 409",
        "content": "هر گاه مبیع از چیزهایی باشد که در کمتر از سه روز، فاسد و یا کمقیمت میشـود ابتـداي خیـار از زمانی است که مبیع مشرف به فساد یا کسر قیمت میگردد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 410",
        "content": "هر گاه کسی مالی را ندیده و آن را فقط به وصف بخرد، بعد از دیدن اگر داراي اوصـافی کـه ذکـر شده است نباشد مختار میشود که بیع را فسخ کند یا به همان نحو که هست قبول نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 411",
        "content": "اگر بایع، مبیع را ندیده ولی مشتري آن را دیده باشد و مبیع غیر اوصافی کـه ذکـر شـده اسـت دارا باشد فقط بایع خیار فسخ خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 412",
        "content": "هر گاه مشتري بعضی از مبیع را دیده و بعض دیگر را به وصف یا از روي نمونه خریده باشد و آن بعض، مطابق وصف یا نمونه نباشد میتواند تمام مبیع را رد کند یا تمام آن را قبول نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 413",
        "content": "هر گاه یکی از متبایعین مالی را سابقاً دیده و به اعتماد رؤیت سابق، معامله کند و بعد از رؤیت www.Booknama.comمعلوم شود که مال مزبور اوصاف سابقه را ندارد اختیار فسخ خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 414",
        "content": "در بیع کلی، خیار رؤیت نیست و بایع باید جنسی بدهد که مطابق بـا اوصـاف مقـرره بـین طـرفین باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 415",
        "content": "خیار رؤیت و تخلف وصف بعد از رؤیت، فوري است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 416",
        "content": "هر یک از متعاملین که در معامله، غبن فاحش داشته باشد بعد از علم به غـبن مـیتوانـد معاملـه را فسخ کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 417",
        "content": "غبن در صورتی فاحش است که عرفاً قابل مسامحه نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 418",
        "content": "اگر مغبون، در حین معامله عالم به قیمت عادله بوده استخیار فسخ نخواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 419",
        "content": "در تعیین مقدار غبن، شرایط معامله نیز باید منظور گردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 420",
        "content": "خیار غبن بعد از علم به غبن فوري است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 421",
        "content": "اگر کسی که طرف خود را مغبون کرده است تفاوت قیمت را بدهد خیار غبن ساقط نمیشود مگـر این که مغبون به اخذ تفاوت قیمت راضی گردد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 422",
        "content": "اگر بعد از معامله ظاهر شود که مبیع معیوب بوده مشتري مختار است در قبول مبیع معیوب با اخـذ ارش یا فسخ معامله.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 423",
        "content": "خیار عیب وقتی براي مشتري ثابت میشود که عیب، مخفی و موجود در حین عقد باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 424",
        "content": "عیب وقتی مخفی محسوب است که مشتري در زمان بیع عالم به آن نبوده است اعم از این که این www.Booknama.comعدم علم ناشی از آن باشد که عیب واقعاً مستور بوده است یا این که ظاهر بوده ولی مشتري ملتفت آن نشده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 425",
        "content": "عیبی که بعد از بیع و قبل از قبض در مبیع حادث شود در حکم عیب سابق است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 426",
        "content": "تشخیص عیب بر حسب عرف و عادت میشود و بنابراین ممکن است بـر حـسب ازمنـه و امکنـه مختلف شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 427",
        "content": "اگر در مورد ظهور عیب، مشتري اختیار ارش کند تفاوتی که باید بـه او داده شـود بـه طریـق ذیـل معین میگردد: قیمت حقیقی مبیع در حال بیعیبی و قیمت حقیقی آن در حال معیوبی به توسط اهـل خبـره معـین میشود. اگر قیمت آن در حال بیعیبی مساوي با قیمتی باشد که در زمان بیع بین طرفین مقرر شـده است تفاوت بین این قیمت و قیمت مبیع در حال معیوبی، مقدار ارش خواهـد بـود. و اگـر قیمـت مبیع در حال بیعیبی کمتر یا زیادتر از ثمن معامله باشد نسبت بین قیمت مبیـع در حـال معیـوبی و قیمت آن در حال بیعیبی معین شده و بایع باید از ثمن مقرر به همان نسبت نگاهداشته و بقیه را به عنوان ارش به مشتري رد کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 428",
        "content": "در صورت اختلاف بین اهل خبره، حد وسط قیمتها معتبر است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 429",
        "content": "در موارد ذیل مشتري نمیتواند بیع را فسخ کند و فقط میتواند ارش بگیرد:  -١در صورت تلف شدن مبیع نزدمشتري یامنتقل کردن آن به غیر؛  -٢در صورتی که تغییري در مبیع پیدا شود اعم از این که تغییر به فعل مشتري باشد یا نه؛  -٣در صورتی که بعد از قبض مبیع، عیب دیگري در آن حادث شود مگر این کـه در زمـان خیـار مختص به مشتري حادث شده باشد که در این صورت مانع از فسخ و رد نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 430",
        "content": "اگر عیب حادث بعد از قبض در نتیجهي عیب قدیم باشد مشتري حق رد را نیز خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 431",
        "content": "در صورتی که در یک عقد، چند چیز فروخته شود بدون این که قیمت هر یک علیحده معین شـده باشد و بعضی از آنها معیوب در آید مشتري باید تمام آن را رد کند و ثمن را مسترد دارد یا تمام را نگاه دارد و ارش بگیرد و تبعیض نمیتواند بکند مگر به رضاي بایع.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 432",
        "content": "در صورتی که در یک عقد، بایع یک نفر و مشتري متعدد باشد و درمبیع عیبی ظاهر شـود یکـی از مشتريها نمیتواند سهم خود را به تنهایی رد کند و دیگري سهم خود را نگاه دارد مگر بـا رضـاي بایع و بنابراین اگر در رد مبیع اتفاق نکردند فقط هر یک از آنها حق ارش خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 433",
        "content": "اگر در یک عقد، بایع متعدد باشد مشتري میتواند سهم یکی را رد و دیگري را با اخذ ارش قبـول کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 434",
        "content": "اگر ظاهر شود که مبیع معیوب، اصلاً مالیات و قیمت نداشته، بیع باطـل اسـت و اگـر بعـض مبیـع قیمت نداشته باشد بیع نسبت به آن بعض باطل است و مشتري نسبت بـه بـاقی از جهـت تـبعض صفقه اختیار فسخ دارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 435",
        "content": "خیار عیب بعد از علم به آن، فوري است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 436",
        "content": "اگر بایع از عیوب مبیع، تبري کرده باشد به این که عهدهي عیوب را از خود سلب کرده یا بـا تمـام عیوب بفروشد مشتري در صورت ظهور عیب حق رجوع به بایع نخواهد داشت و اگر بایع از عیب خاصی تبرّي کرده باشد فقط نسبت به همان عیب حق مراجعه ندارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 437",
        "content": "از حیث احکام عیب، ثمن شخصی مثل مبیع شخصی است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 438",
        "content": "تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 439",
        "content": "اگر بایع، تدلیس نموده باشد مشتري حق فسخ بیع را خواهد داشت و همچنین است بایع نسبت به ثمن شخصی در صورت تدلیس مشتري.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 440",
        "content": "خیار تدلیس بعد از علم به آن، فوري است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 441",
        "content": "خیار تبعض صفقه وقتی حاصل میشود که عقد بیع نسبت به بعض مبیع به جهتی از جهـات باطـل باشد در این صورت مشتري حق خواهد داشت بیع را فسخ نماید یا به نسبت قسمتی که بیع واقـع شده است قبول کند و نسبت به قسمتی که بیع باطل بوده است ثمن را استرداد کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 442",
        "content": "در مورد تبعض صفقه قسمتی از ثمن که باید به مشتري برگردد به طریق ذیل حساب میشود: آن قسمت از مبیع که به ملکیت مشتري قرار گرفته منفرداً قیمت میشود و هر نسبتی که بین قیمـت مزبور و قیمتی که مجموع مبیع در حال اجتماع دارد پیدا شود به همان نسبت از ثمن را بـایع نگـاه داشته و بقیه را باید به مشتري رد نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 443",
        "content": "تبعض صفقه وقتی موجب خیار است که مشتري در حین معامله عالم به آن نباشد ولی در هر حـال ثمن تقسیط میشود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 444",
        "content": "احکام خیار تخلف شرط به طوري است که در مواد  ٢٣۴الی  ٢۴۵ذکر شده است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 445",
        "content": "هر یک از خیارات، بعد از فوت، منتقل به وارث میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 446",
        "content": "خیار شرط ممکن است به قید مباشرت و اختصاص به شخص مشروطلـه قـرار داده شـود در ایـن صورت منتقل به وارث نخواهد شد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 447",
        "content": "هر گاه شرط خیار براي شخصی غیر از متعاملین شده باشد منتقل به ورثه نخواهد شد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 448",
        "content": "سقوط تمام یا بعضی از خیارات را میتوان در ضمن عقدشرط نمود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 449",
        "content": "فسخ به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر آن نماید حاصل میشود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 450",
        "content": "تصرفاتی که نوعاً کاشف از رضاي به معامله باشد امضاي فعلی است، مثل آن که مشتري کـه خیـار دارد با علم به خیار، مبیع را بفروشد یا رهن بگذارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 451",
        "content": "تصرفاتی که نوعاً کاشف از به هم زدن معامله باشد، فسخ فعلی است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 452",
        "content": "اگر متعاملین هر دو خیار داشته باشند و یکی از آنها امضا کند و دیگري فسخ نماید معامله منفسخ میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 453",
        "content": "در خیار مجلس و حیوان و شرط اگر مبیع بعد از تسلیم و در زمان خیار بایع یا متعاملین، تلـف یـا ناقص شود بر عهدهي مشتري است و اگر خیار، مختص مشتري باشد تلف یا نقص به عهـده بـایع است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 454",
        "content": "هر گاه مشتري مبیع را اجاره داده باشد و بیع فسخ شود اجاره باطل نمیشـود مگـر ایـن کـه عـدم تصرفات ناقله در عین و منفعت بر مشتري صریحاً یا ضمناً شرط شده کـه در ایـن صـورت اجـاره باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 455",
        "content": "اگر پس از عقد بیع، مشتري تمام یا قسمتی از مبیع را متعلق حق غیر قرار دهـد مثـل ایـن کـه نـزد کسی رهن گذارد، فسخ معامله موجب زوال حق شخص مزبور نخواهد شـد مگـر ایـن کـه شـرط خلاف شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 456",
        "content": "تمام انواع خیار در جمیع معاملات لازمه ممکن است موجود باشد مگر خیـار مجلـس و حیـوان و تأخیر ثمن که مخصوص بیع است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 457",
        "content": "هر بیع، لازم است مگر این که یکی از خیارات در آن ثابت شود.  ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 458",
        "content": "در عقد بیع، متعاملین میتوانند شرط نمایند که هر گاه بایع در مدت معینـی تمـام مثـل ثمـن را بـه مشتري رد کند خیار فسخ معامله را نسبت به تمام مبیع داشته باشد و همچنین میتوانند شرط کننـد که هر گاه بعض مثل ثمن را رد کرد خیار فسخ معامله را نسبت به تمام یا بعض مبیع داشـته باشـد در هر حال حق خیار، تابع قرارداد متعاملین خواهد بود و هر گاه نسبت به ثمن، قید تمام یا بعـض نشده باشد خیار، ثابت نخواهد بود مگر با رد تمام ثمن.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 459",
        "content": "در بیع شرط به مجرد عقد، مبیع ملک مشتري میشود با قید خیار براي بایع. بنابراین اگـر بـایع بـه شرایطی که بین او و مشتري براي استرداد مبیع مقرر شده است عمـل ننمایـد بیـع، قطعـی شـده و مشتري مالک قطعی مبیع میگردد و اگر بالعکس بـایع بـه شـرایط مزبـوره عمـل نمایـد و مبیـع را استرداد کند از حین فسخ، مبیع مال بایع خواهد شد ولی نماات و منـافع حاصـله از حـین عقـد تـا حین فسخ مال مشتري است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 460",
        "content": "در بیع شرط، مشتري نمیتواند در مبیع تصرفی که منافی خیار باشد از قبیـل نقـل و انتقـال و غیـره بنماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 461",
        "content": "اگر مشتري در زمان خیار از اخذ ثمن خودداري کند بایع مـیتوانـد بـا تـسلیم ثمـن بـه حـاکم یـا قائممقام او معامله را فسخ کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 462",
        "content": "اگر مبیع به شرط، به واسطهي فوت مشتري به ورثهي او منتقل شود حق فسخ بیع در مقابل ورثه به همان ترتیبی که بوده است باقی خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 463",
        "content": "اگر در بیع شرط، معلوم شود که قصد بایع، حقیقت بیع نبوده است احکام بیع در آن مجري نخواهد بود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 464",
        "content": "معاوضه عقدي است که به موجب آن یکی از طرفین، مالی میدهد به عوض مال دیگر که از طرف دیگر اخذ میکند بدون ملاحظهي این که یکی از عوضین، مبیع و دیگري ثمن باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 465",
        "content": "در معاوضه، احکام خاصهي بیع جاري نیست. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 466",
        "content": "اجاره عقدي است که به موجب آن، مستأجر، مالک منافع عین مستأجره مـیشـود، اجـارهدهنـده را موجر و اجارهکننده را مستأجر و مورد اجاره را عین مستأجره گویند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 467",
        "content": "مورد اجاره ممکن است اشیا یا حیوان یا انسان باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 468",
        "content": "در اجاره ي اشیا، مدت اجاره باید معین شود و الا اجاره باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 469",
        "content": "مدت اجاره از روزي شروع میشود که بین طرفین مقرر شده و اگر در عقـد اجـاره، ابتـداي مـدت ذکر نشده باشد از وقت عقد محسوب است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 470",
        "content": "در صحت اجاره، قدرت بر تسلیم عین مستأجره شرط است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 471",
        "content": "براي صحت اجاره باید انتفاع از عین مستأجره با بقاي اصل آن ممکن باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 472",
        "content": "عین مستأجره باید معین باشد و اجاره عین مجهول یا مردد باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 473",
        "content": "لازم نیست که موجر، مالک عین مستأجره باشد ولی بایدمالک منافع آن باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 474",
        "content": "مستأجر میتواند عین مستأجره را به دیگري اجاره دهد مگر این که در عقد اجاره خلاف آن شرط شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 475",
        "content": "اجارهي مال مشاع، جایز است لیکن تسلیم عین مستأجره موقوف است به اذن شریک.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 476",
        "content": "موجر باید عین مستأجره را تسلیم مستأجر کند و در صـورت امتنـاع، مـوجر اجبـار مـیشـود و در صورت تعذر اجبار، مستأجر خیار فسخ دارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 477",
        "content": "موجر باید عین مستأجره را در حالتی تسلیم نماید که مستأجر بتواند استفادهي مطلوبه را بکند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 478",
        "content": "هر گاه معلوم شود عین مستأجره در حال اجاره معیوب بوده، مستأجر میتواند اجاره را فسخ کند یا به همان نحوي که بوده است اجاره را با تمام اجرت قبول کند ولی اگر موجر رفـع عیـب کنـد بـه نحوي که به مستأجر ضرري نرسد مستأجر حق فسخ ندارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 479",
        "content": "عیبی که موجب فسخ اجاره میشود عیبی است که موجب نقـصان منفعـت یـا صـعوبت در انتفـاع باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 480",
        "content": "عیبی که بعد از عقد و قبل از قبض منفعت، در عین مستأجره حادث شود موجب خیار است و اگر عیب در اثناي مدت اجاره حادث شود نسبت به بقیهي مدت، خیار ثابت است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 481",
        "content": "هر گاه عین مستأجره به واسطهي عیب از قابلیت انتفاع خارج شده و نتوان رفع عیب نمـود اجـاره باطل میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 482",
        "content": "اگر مورد اجاره عین کلی باشد و فردي که موجر داده معیوب در آید مـستأجر حـق فـسخ نـدارد و میتواند موجر را مجبور به تبدیل آن نماید و اگر تبدیل آن ممکن نباشد حق فسخ خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 483",
        "content": "اگر در مدت اجاره، عین مستأجره به واسطهي حادثه، کلاً یا بعضاً تلف شود اجـاره از زمـان تلـف نسبت به مقدار تلفشده منفسخ میشود و در صورت تلف بعض آن، مستأجر حـق دارد اجـاره را نسبت به بقیه فسخ کند یا فقط مطالبهي تقلیل نسبی مالالاجاره نماید. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 484",
        "content": "موجر نمیتواند در مدت اجاره، در عین مستأجره تغییري دهد که منافی مقصود مستأجر از اسـتیجار باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 485",
        "content": "اگر در مدت اجاره، در عین مستأجره تعمیراتی لازم آید که تأخیر در آن موجب ضرر مـوجر باشـد مستأجر نمیتواند مانع تعمیرات مزبوره گردد اگر چه در مدت تمام یا قسمتی از زمان تعمیر نتوانـد از عین مستأجره کلاً یا بعضاً استفاده نماید. در این صورت حق فسخ اجاره را خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 486",
        "content": "تعمیرات و کلیهي مخارجی که در عین مستأجره براي امکـان انتفـاع از آن لازم اسـت بـه عهـدهي مالک است مگر آن که شرط خلاف شده یا عرف بلد بر خلاف آن جاري باشـد و همچنـین اسـت آلات و ادواتی که براي امکان انتفاع از عین مستأجره لازم میباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 487",
        "content": "هر گاه مستأجر نسبت به عین مستأجره تعدي یا تفریط نماید و موجر قادر بر منع آن نباشـد مـوجر حق فسخ دارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 488",
        "content": "اگر شخص ثالثی بدون ادعاي حقی در عین مستأجره یا منافع آن، مزاحم مستأجر گردد در صـورتی که قبل از قبض باشد مستأجر حق فسخ دارد و اگر فسخ ننمـود مـیتوانـد بـراي رفـع مزاحمـت و مطالبهي اجرتالمثل به خود مزاحم رجوع کند و اگرمزاحمت بعد از قبض واقـع شـود حـق فـسخ ندارد و فقط میتواند به مزاحم رجوع کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 489",
        "content": "اگر شخصی که مزاحمت مینماید مدعی حق نسبت به عـین مـستأجره یـا منـافع آن باشـد مـزاحم نمیتواند عین مزبور را از ید مستأجر آن تزاع نماید مگر بعـد از اثبـات حـق بـا طرفیـت مالـک و مستأجر هر دو.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 490",
        "content": "مستأجر باید: اولاً- در استعمال عین مستأجره به نحو متعارف رفتار کرده و تعدي یا تفریط نکند. ثانیاً- عین مستأجره را براي همان مصرفی که در اجاره مقرر شده و در صورت عدم تعیین در منافع مقصوده که از اوضاع و احوال استنباط میشود استعمال نماید. www.Booknama.comثالثاً– مالالاجاره را در مواعدي که بین طرفین مقرر است تأدیه کند و در صورت عدم تعیین موعد، نقداً باید بپردازد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 491",
        "content": "اگر منفعتی که در اجاره تعیین شده است به خصوصیت آن، منظور نبوده مستأجر میتوانـد اسـتفاده منفعتی کند که از حیث ضرر، مساوي یا کمتر از منفعت معینه باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 492",
        "content": "اگر مستأجر، عین مستأجره را در غیر موردي که در اجاره ذکر شـده باشـد یـا از اوضـاع و احـوال استنباط میشود استعمال کند و منع آن ممکن نباشد موجر حق فسخ اجاره را خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 493",
        "content": "مستأجر نسبت به عین مستأجره ضامن نیست به این معنی که اگر عین مـستأجره بـدون تفـریط یـا تعدي او کلاً یا بعضاً تلف شود مسئول نخواهد بود ولی اگر مستأجر تفریط یا تعدي نمایـد ضـامن است اگر چه نقص در نتیجهي تفریط یا تعدي حاصل نشده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 494",
        "content": "عقد اجاره به محض انقضاي مدت برطـرف مـیشـود و اگـر پـس از انقـضاي آن، مـستأجر، عـین مستأجره را بدون اذن مالک مدتی در تصرف خـود نگـاه دارد مـوجر بـراي مـدت مزبـور مـستحق اجرتالمثل خواهد بود اگر چه مستأجر استیفاي منفعت نکرده باشـد و اگـر بـا اجـازهي مالـک در تصرف نگاه دارد وقتی باید اجرتالمثل بدهد که استیفاي منفعت کرده باشـد مگـر ایـن کـه مالـک اجازه داده باشدکه مجاناً استفاده نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 495",
        "content": "اگر براي مالالاجاره، ضامنی داده شده باشد ضامن مـسئول اجـرتالمثـل مـذکور در مـادهي فـوق نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 496",
        "content": "عقد اجاره به واسطهي تلف شدن عین مستأجره از تاریخ تلف، باطل میشود و نسبت به تخلـف از شرایطی که بین موجر و مستأجر مقرر است خیار فسخ از تاریخ تخلف ثابت میگردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 497",
        "content": "عقد اجاره به واسطهي فوت موجر یا مستأجر باطل نمیشود لیکن اگر موجر فقط براي مدت عمـر خود مالک منافع عین مستأجره بوده است اجاره به فوت موجر باطل میشود و اگر شرط مباشـرت مستأجر شده باشد به فوت مستأجر باطل میگردد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 498",
        "content": "اگر عین مستأجره به دیگري منتقل شود اجاره به حال خود باقی است مگر این که موجر حق فسخ در صورت نقل را براي خود شرط کرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 499",
        "content": "هر گاه متولی با ملاحظهي صرفهي وقـف، مـال موقوفـه را اجـاره دهـد اجـاره بـه فـوت او باطـل نمیگردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 500",
        "content": "در بیع شرط، مشتري میتواند مبیع را براي مدتی که بایع حق خیار ندارد اجاره دهـد و اگـر اجـاره منافی با خیار بایع باشد باید به وسیلهي جعل خیار یا نحو آن، حق بایع را محفوظ دارد والا اجـاره تاحدي که منافی با حق بایع باشد باطل خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 501",
        "content": "اگر در عقد اجاره، مدت به طور صریح ذکر نشده و مالالاجاره هم از قرار روز یا ماه یا سالی فـلان مبلغ معین شده باشد، اجاره براي یک روز یا یک ماه یا یک سال صحیح خواهد بود و اگر مستأجر، عین مستأجره را بیش از مدتهاي مزبوره در تصرف خود نگاه دارد و موجر هم تخلیـهي یـد او را نخواهد موجر به موجب مراضات حاصله براي بقیه مدت و به نسبت زمان تصرف، مستحق اجرت مقرر بین طرفین خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 502",
        "content": "اگر مستأجر در عین مستأجره بدون اذن موجر تعمیراتی نمایـد حـق مطالبـه قیمـت آن را نخواهـد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 503",
        "content": "هر گاه مستأجر بدون اجازهي موجر در خانه یا زمینی که اجاره کرده وضع بنا یا غرس اشـجار کنـد هر یک از موجر و مستأجر حق دارد هر وقت بخواهد بنا را خراب یا درخت را قطع نماید در ایـن صورت اگر در عین مستأجره نقصی حاصل شود بر عهدهي مستأجر است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 504",
        "content": "هر گاه مستأجر به موجب عقد اجاره، مجاز در بنا یا غرس بوده، مـوجر نمـیتوانـد مـستأجر را بـه خراب کردن یا کندن آن اجبار کند و بعد از انقضاي مدت اگر بنا یـا درخـت در تـصرف مـستأجر باقی بماند موجر حق مطالبهي اجرتالمثل زمین را خواهد داشت و اگـر در تـصرف مـوجر باشـد مستأجر حق مطالبه اجرتالمثل بنا یا درخت را خواهد داشت. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 505",
        "content": "اقساط مالالاجاره که به علت نرسیدن موعد پرداخت آن، بر ذمهي مستأجر مستقر نـشده اسـت بـه موت او حال نمیشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 506",
        "content": "در اجارهي عقار، آفت زراعت از هر قبیل که باشد به عهدهي مستأجر است مگـر ایـن کـه در عقـد اجاره طور دیگري شرط شده باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 507",
        "content": "در اجارهي حیوان، تعیین منفعت، یا به تعیین مدت اجاره است یا به بیان مسافت و محلی که راکب یا محمول باید به آن جا حمل شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 508",
        "content": "در موردي که منفعت به بیان مدت اجاره معلوم شـود تعیـین راکـب یـا محمـول لازم نیـست ولـی مستأجر نمیتواند زیاده بر مقدار متعارف حمل کند و اگر منفعت به بیـان مـسافت و محـل، معـین شده باشد تعیین راکب یا محمول لازم است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 509",
        "content": "در اجارهي حیوان ممکن است شرط شود که اگر موجر در وقت معین محمول را به مقصد نرسـاند مقدار معینی از مالالاجاره کم شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 510",
        "content": "در اجارهي حیوان لازم نیست که عین مستأجره، حیوان معینی باشد بلکه تعیین آن بـه نـوع معینـی کافی خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 511",
        "content": "حیوانی که مورد اجاره است باید براي همان مقصودي استعمال شود که قـصد طـرفین بـوده اسـت بنابراین حیوانی را که براي سواري اجاره داده شده است نمیتوان براي بارکشی استعمال نمود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 512",
        "content": "در اجارهي اشخاص، کسی که اجاره میکند مستأجر و کسی که مورد اجاره واقع مـیشـود اجیـر و مالالاجاره، اجرت نامیده میشود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 513",
        "content": "اقسام عمدهي اجارهي اشخاص از قرار ذیل است:  -١اجارهي خدمه و کارگران از هر قبیل؛  -٢اجارهي متصدیان حمل و نقل اشخاص یا مالالتجاره، اعم از راه خشکی یا آب یا هوا. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 514",
        "content": "خادم یا کارگر نمیتواند اجیر شود مگر براي مدت معینی یا براي انجام امر معینی.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 515",
        "content": "اگر کسی بدون تعیین انتهاي مدت، اجیر شود مدت اجاره محدود خواهد بود به مـدتی کـه مـزد از قرار آن معین شده است. بنابراین اگر مزد اجیر از قرار روز یا هفته یا ماه یا سالی فلان مبلـغ معـین شده باشد مدت اجاره محدود به یک روز یا یک هفته یا یک ماه یا یک سال خواهد بود و پـس از انقضاي مدت مزبور، اجاره برطرف میشود ولی اگر پس از انقضاي مدت، اجیر بـه خـدمت خـود دوام دهد و موجر او را نگاه دارد، اجیر نظر به مراضات حاصله به همان طوري که در زمـان اجـاره بین او و موجر مقرر بود مستحق اجرت خواهد شد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 516",
        "content": "تعهدات متصدیان حمل و نقل اعم از این که از راه خشکی یا آب یا هـوا باشـد بـراي حفاظـت و نگاهداري اشیایی که به آنها سپرده میشود همان است که براي امانتداران مقرر است بنـابراین در صورت تفریط یا تعدي مسئول تلف یا ضایع شدن اشیایی خواهند بود که براي حمل به آنهـا داده میشود و این مسئولیت از تاریخ تحویل اشیا به آنان خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 517",
        "content": "مفاد ماده ۵٠٩ در مورد متصدیان حمل و نقل نیز مجري خواهد بود",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 518",
        "content": "مزارعه عقدي است که به موجب آن احد طرفین زمینی را براي مدت معینی به طرف دیگر میدهـد که آن را زراعت کرده و حاصل را تقسیم کنند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 519",
        "content": "در عقد مزارعه حصهي هر یک از مزارع و عامل باید به نحو اشاعه از قبیل ربع یا ثلث یا نـصف و غیره معین گردد و اگر به نحو دیگر باشد احکام مزارعه جاري نخواهد شد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 520",
        "content": "در مزارعه، جایز است شرط شود که یکی از دو طرف علاوه بر حصهاي از حاصل، مال دیگري نیز به طرف مقابل بدهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 521",
        "content": "در عقد مزارعه ممکن است هر یک از بذر و عوامل، مال مزارع باشد یا عامل، در این صـورت نیـز حصه مشاع هر یک از طرفین بر طبق قرارداد یا عرف بلد خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 522",
        "content": "در عقد مزارعه لازم نیست که متصرف زمین، مالک آن هم باشد ولی لازم است که مالک منافع بوده باشد یا به عنوانی از عناوین از قبیل ولایت و غیره حق تصرف در آن را داشته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 523",
        "content": "زمینی که مورد مزارعه است باید براي زرع مقصود، قابل باشد اگر چه محتاج به اصلاح یا تحـصیل آب باشد و اگر زرع، محتاج به عملیاتی باشد )از قبیل حفر نهر یا چـاه و غیـره( و عامـل در حـین عقد جاهل به آن بوده باشد حق فسخ معامله را خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 524",
        "content": "نوع زرع باید در عقد مزارعه معین باشد مگر این که بر حسب عرف بلـد، معلـوم و یـا عقـد بـراي مطلق زراعت بوده باشد در صورت اخیر، عامل در اختیار نوع زراعت مختار خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 525",
        "content": "عقد مزارعه عقدي است لازم.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 526",
        "content": "هر یک از عامل و مزارع میتواند در صورت غبن، معامله را فسخ کند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 527",
        "content": "هر گاه زمین به واسطهي فقدان آب یا علل دیگر از این قبیل، از قابلیت انتفاع خـارج شـود و رفـع مانع ممکن نباشد عقد مزارعه منفسخ میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 528",
        "content": "اگر شخص ثالثی قبل از این که زمین مورد مزارعه تسلیم عامل شود آن را غصب کند، عامل مختـار بر فسخ میشود ولی اگر غصب بعد از تسلیم واقع شود حق فسخ ندارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 529",
        "content": "عقد مزارعه به فوت متعاملین یا احد آنها باطل نمیشود مگر این که مباشـرت عامـل شـرط شـده باشد در این صورت به فوت او منفسخ میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 530",
        "content": "هر گاه کسی به مدت عمر خود مالک منافع زمینی بوده و آن را به مزارعه داده باشد عقد مزارعه بـه فوت او منفسخ میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 531",
        "content": "بعد از ظهور ثمرهي زرع، عامل، مالک حصهي خود از آن میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 532",
        "content": "در عقد مزارعه اگر شرط شود که تمام ثمره مال مزارع یا عامل تنها باشد، عقد باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 533",
        "content": "اگر عقد مزارعه به علتی باطل شود، تمام حاصل مال صاحب بذر است و طـرف دیگـر کـه مالـک زمین یا آب یا صاحب عمل بوده است به نسبت آن چـه کـه مالـک بـوده، مـستحق اجـرتالمثـل خواهدبود. اگر بذر، مشترك بین مزارع و عامل باشد حاصل و اجرتالمثل نیز به نـسبت بـذر بـین آنها تقسیم میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 534",
        "content": "هر گاه عامل در اثنا یا در ابتداي عمل، آن را ترك کند و کسی نباشد که عمل را به جـاي او انجـام دهد حاکم به تقاضاي مزارع، عامل را اجبار به انجام میکنـد و یـا عمـل را بـه خـرج عامـل ادامـه میدهد و در صورت عدم امکان، مزارع حق فسخ دارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 535",
        "content": "اگر عامل، زراعت نکند و مدت منقضی شود مزارع مستحق اجرتالمثل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 536",
        "content": "هر گاه عامل به طور متعارف مواظبت در زراعت ننماید و از این حیث، حاصل کم شود یا ضرر www.Booknama.comدیگر متوجه مزارع گردد عامل، ضامن تفاوت خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 537",
        "content": "هر گاه در عقد مزارعه، زرع معینی قید شده باشد و عامل غیر آن را زرع نماید مزارعـه باطـل و بـر طبق ماده ۵٣٣ رفتار میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 538",
        "content": "هر گاه مزارعه در اثناي مدت، قبل از ظهور ثمره، فسخ شود، حاصل، مال مالک بذر است و طـرف دیگر مستحق اجرتالمثل خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 539",
        "content": "هر گاه مزارعه بعد از ظهور ثمره فسخ شود هر یک از مزارع و عامل به نسبتی که بـین آنهـا مقـرر بوده شریک در ثمره هستند لیکن از تاریخ فسخ تا برداشت حاصل هر یـک بـه اخـذ اجـرتالمثـل زمین و عمل و سایر مصالح الاملاك خود که به حصه مقرر به طرف دیگر تعلق مـیگیـرد مـستحق خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 540",
        "content": "هر گاه مدت مزارعه منقضی شود و اتفاقاً زرع نرسیده باشد مزارع حق دارد که زراعت را ازاله کنـد یا آن را به اخذ اجرتالمثل ابقا نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 541",
        "content": "عامل میتواند براي زراعت اجیر بگیرد یا با دیگري شریک شود ولی براي انتقال معامله یـا تـسلیم زمین به دیگري، رضاي مزارع لازم است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 542",
        "content": "خراج زمین به عهدهي مالک است مگر این که خلاف آن شرط شده باشد. سایر مخـارج زمـین بـر حسب تعیین طرفین یا متعارف است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 543",
        "content": "مساقات معاملهاي است که بین صاحب درخت و امثال آن با عامل در مقابل حصهي مشاع معین از ثمره واقع میشود و ثمره اعم است از میوه و برگ گل و غیر آن.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 544",
        "content": "در هر مورد که مساقات باطل باشد یا فسخ شود تمام ثمره، مال مالک است و عامل مستحق اجرت المثل خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 545",
        "content": "مقررات راجعه به مزارعه که در مبحث قبل ذکر شده است درمورد عقد مساقات نیز مرعـی خواهـد بود مگر این که عامل نمیتواند بدون اجازهي مالک، معامله را بـه دیگـري واگـذار یـا بـا دیگـري شرکت نماید. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 546",
        "content": "مضاربه عقدي است که به موجب آن احد متعاملین سرمایه میدهد با قید این که طرف دیگر بـا آن تجارت کرده و در سود آن شریک باشند. صاحب سرمایه، مالک و عامل، مضارب نامیده میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 547",
        "content": "سرمایه باید وجه نقد باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 548",
        "content": "حصهي هر یک از مالک و مضارب در منافع باید جز مشاع از کل از قبیل ربع یا ثلث و غیره باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 549",
        "content": "حصه هاي مزبوره در ماده فوق باید در عقد مضاربه معین شود مگر این که در عرف، منجـزا معلـوم بوده و سکوت در عقد منصرف به آن گردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 550",
        "content": "مضاربه عقدي است جایز.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 551",
        "content": "عقد مضاربه به یکی از علل ذیل منفسخ میشود:  -١در صورت موت یا جنون یا سفه احد طرفین؛  -٢در صورت مفلس شدن مالک؛  -٣در صورت تلف شدن تمام سرمایه و ربح؛  -۴در صورت عدم امکان تجارتی که منظور طرفین بوده.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 552",
        "content": "هر گاه در مضاربه، براي تجارت، مدت معین شده باشد تعیین مدت موجب لـزوم عقـد نمـیشـود لیکن پس از انقضاي مدت، مضارب نمیتواند معامله بکند مگر به اجازه ي جدید مالک. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 553",
        "content": "در صورتی که مضاربه، مطلق باشد )یعنی تجارت خاصی شرط نشده باشد( عامل میتواند هر قـسم تجارتی را که صلاح بداند بنماید ولی در طرز تجارت باید متعارف را رعایت کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 554",
        "content": "مضارب نمیتواند نسبت به همان سرمایه با دیگري مضاربه کند یا آن را به غیر واگذار نماید مگر با اجازهي مالک.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 555",
        "content": "مضارب باید اعمالی را که براي نوع تجارت، متعارف و معمول بلد و زمان است به جـا آورد ولـی اگر اعمالی را که بر طبق عرف بایستی به اجیر رجوع کند خود شخصاً انجام دهد مـستحق اجـرت آن نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 556",
        "content": "مضارب در حکم امین است و ضامن مال مضاربه نمیشود مگر در صورت تعدي یا تفریط.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 557",
        "content": "اگر کسی مالی براي تجارت بدهد و قرار گذارد که تمام منافع، مـال مالـک باشـد در ایـن صـورت معامله، مضاربه محسوب نمیشود و عامل، مستحق اجرتالمثل خواهد بود مگر این که معلوم شود که عامل، عمل را تبرعاً انجام داده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 558",
        "content": "اگر شرط شود که مضارب، ضامن سرمایه خواهد بود و یـا خـسارات حاصـله از تجـارت، متوجـه مالک نخواهد شد عقد باطل است مگر این که به طور لزوم شرط شده باشـد کـه مـضارب از مـال خود به مقدار خسارت یا تلف، مجاناً به مالک تملیک کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 559",
        "content": "در حساب جاري یا حساب به مدت ممکن است با رعایت شرط قسمت اخیـر مـاده قبـل، احکـام مضاربه جاري و حقالمضاربه به آن تعلق بگیرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 560",
        "content": "به غیر از آن که فوقاً مذکور شد مضاربه تابع شرایط و مقرراتی است که به موجب عقد بین طـرفین مقرر است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 561",
        "content": "جعاله عبارت است از التزام شخصی به اداي اجرت معلوم در مقابل عملی اعـم از ایـن کـه طـرف، معین باشد یا غیرمعین.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 562",
        "content": "در جعاله ملتزم را جاعل و طرف را عامل و اجرت را جعل میگویند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 563",
        "content": "در جعاله، معلوم بودن اجرت من جمیعالجهات، لازم نیست. بنابراین اگر کسی ملتزم شـود کـه هـر کس گمشدهي او را پیدا کند حصهي مشاع معینی از آن، مال او خواهد بود جعاله صحیح است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 564",
        "content": "در جعاله، گذشته از عدم لزوم تعیین عامل، ممکن است عمل هم مردد و کیفیات آن نامعلوم باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 565",
        "content": "جعاله تعهدي است جایز و مادامی که عمل به اتمام نرسیده است هر یک از طرفین میتوانند رجوع کنند ولی اگر جاعل در اثناي عمل، رجوع نماید باید اجرتالمثل عمل عامل را بدهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 566",
        "content": "هر گاه در جعاله، عمل داراي اجزاي متعدد بوده و هر یک از اجزا، مقصود بالاصالهي جاعـل بـوده باشد و جعاله فسخ گردد عامل از اجرتالمسمی به نسبت عملی که کرده است مستحق خواهد بود اعم از این که فسخ از طرف جاعل باشد یا از طرف خود عامل.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 567",
        "content": "عامل وقتی مستحق جعل میگردد که متعلق جعاله را تسلیم کرده یا انجام داده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 568",
        "content": "اگر عاملین متعدد، به شرکت هم عمل را انجام دهند هر یک به نسبت مقـدار عمـل خـود مـستحق جعل میگردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 569",
        "content": "مالی که جعاله براي آن واقع شده است از وقتی که به دست عامل میرسد تا به جاعـل رد کنـد در دست او امانت است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 570",
        "content": "جعاله بر عمل نامشروع و یا بر عمل غیر عقلایی باطل است ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 571",
        "content": "شرکت عبارت است از اجتماع حقوق مالکین متعدد در شئ واحد به نحو اشاعه.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 572",
        "content": "شرکت، اختیاري است یا قهري.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 573",
        "content": "شرکت اختیاري، یا در نتیجهي عقدي از عقود حاصل میشود یا در نتیجـهي عمـل شـرکا از قبیـل مزج اختیاري یا قبول مالی مشاعاً در ازاي عمل چند نفر و نحو اینها.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 574",
        "content": "شرکت قهري، اجتماع حقوق مالکین است که در نتیجهي امتزاج یا ارث، حاصل میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 575",
        "content": "هر یک از شرکا به نسبت سهم خود در نفع و ضرر سهیم میباشد مگر این که بـراي یـک یـا چنـد نفر از آنها در مقابل عملی، سهم زیادتري منظور شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 576",
        "content": "طرز اداره کردن اموال مشترك، تابع شرایط مقرره بین شرکا خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 577",
        "content": "شریکی که در ضمن عقد به اداره کردن اموال مشترك مأذون شده است میتواند هـر عملـی را کـه لازمهي اداره کردن است انجام دهد و به هیچ وجه مسئول خسارات حاصله از اعمال خود نخواهـد بود مگر در صورت تفریط یا تعدي.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 578",
        "content": "شرکا همهوقت میتوانند از اذن خود رجوع کنند مگر این که اذن در ضمن عقد لازم داده شده باشد که در این صورت مادام که شرکت باقی است حق رجوع ندارند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 579",
        "content": "اگر اداره کردن شرکت به عهدهي شرکاي متعدد باشد به نحوي که هر یک به طور اسـتقلال مـأذون در اقدام باشد هر یک از آنها میتواندمنفرداً به اعمالی که براي اداره کردن لازم است اقدام کند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 580",
        "content": "اگر بین شرکا مقرر شده باشد که یکی از مدیران نمیتواند بدون دیگري اقدام کنـد مـدیري کـه بـه تنهایی اقدام کرده باشد در صورت عدم امضا شرکا دیگر، در مقابل شرکا، ضامن خواهـد بـود اگـر چه براي مأذونین، دیگر امکان فعلی براي مداخله در امر اداره کردن، موجود نبوده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 581",
        "content": "تصرفات هر یک از شرکا در صورتی که بدون اذن یا خارج از حدود اذن باشد فضولی بوده و تـابع مقررات معاملات فضولی خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 582",
        "content": "شریکی که بدون اذن یا در خارج از حدود اذن، تصرف در اموال شرکت نماید ضامن است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 583",
        "content": "هر یک از شرکا میتواند بدون رضایت شرکاي دیگر سهم خود را جزئاً یـا کـلاً بـه شـخص ثـالثی منتقل کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 584",
        "content": "شریکی که مالالشر که در ید اوست، در حکم امین است و ضامن تلف و نقص آن نمیشـود مگـر در صورت تفریط یا تعدي.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 585",
        "content": "شریک غیرمأذون در مقابل اشخاصی که با آنها معامله کرده مـسئول بـوده و طلبکـاران فقـط حـق رجوع به او دارند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 586",
        "content": "اگر براي شرکت در ضمن عقد لازمی، مدت معین نشده باشد هر یک از شـرکا هـر وقـت بخواهـد میتواند رجوع کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 587",
        "content": "شرکت به یکی از طرق ذیل مرتفع میشود:  -١در صورت تقسیم؛  -٢در صورت تلف شدن تمام مال شرکت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 588",
        "content": "در موارد ذیل، شرکا، مأذون در تصرف اموال مشترکه نمیباشند:  -١در صورت انقضاي مدت مأذونیت یا رجوع از آن در صورت امکان رجوع؛  -٢در صورت فوت یا محجور شدن یکی از شرکا.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 589",
        "content": "هر شریکالمال میتواند هر وقت بخواهد تقاضاي تقسیم مال مشترك را بنماید مگر در مواردي کـه تقسیم به موجب این قانون ممنوع یا شرکا به وجه ملزمی ملتزم بر عدم تقسیم شده باشند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 590",
        "content": "در صورتی که شرکا بیش از دو نفر باشند ممکن است تقسیم فقط به نسبت سهم یک یا چند نفر از آنها به عمل آید و سهام دیگران به اشاعه باقی بماند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 591",
        "content": "هر گاه تمام شرکا به تقسیم مال مشترك راضی باشند تقسیم به نحوي که شـرکا تراضـی نماینـد بـه عمل میآید و در صورت عدم توافق بین شرکا، حاکم اجبار به تقسیم میکند مـشروط بـر ایـن کـه تقسیم مشتمل بر ضرر نباشد که در این صورت اجبار جایز نیست و تقسیم باید به تراضی باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 592",
        "content": "هر گاه تقسیم براي بعضی از شرکا مضر و براي بعض دیگر بیضرر باشد در صورتی کـه تقاضـا از طرف متضرر باشد طرف دیگر اجبار میشود و اگر بـر عکـس تقاضـا از طـرف غیرمتـضرر بـشود شریک متضرر اجبار بر تقسیم نمیشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 593",
        "content": "ضرري که مانع از تقسیم میشود عبارت است از نقصان فاحش قیمت به مقـداري کـه عادتـاً قابـل مسامحه نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 594",
        "content": "هر گاه قنات مشترك یا امثال آن خرابی پیدا کرده و محتاج به تنقیه و تعمیر شود و یک یا چند نفـر از شرکا بر ضرر شریک یا شرکاي دیگر از شرکت در تنقیه یا تعمیر امتناع نمایند شریک یا شـرکاي متضرر میتوانند به حاکم رجوع نمایند در این صورت اگر ملک قابل تقسیم نباشد حاکم مـیتوانـد براي قلع مادهي نزاع و دفع ضرر، شریک ممتنع را به اقتضاي موقع به شرکت در تنقیه یا تعمیـر یـا اجاره یا بیع سهم خود اجبار کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 595",
        "content": "هر گاه تقسیم متضمن افتادن تمام مال مشترك یا حصهي یک یا چند نفر از شـرکا از مالیـت باشـد تقسیم ممنوع است اگر چه شرکا تراضی نمایند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 596",
        "content": "در صورتی که اموال مشترك متعدد باشد قسمت اجباري در بعضی از آنها مـلازم بـا تقـسیم بـاقی اموال نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 597",
        "content": "تقسیم ملک از وقف جایز است ولی تقسیم مال موقوفه بین موقوف علیهم جایز نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 598",
        "content": "ترتیب تقسیم آن است که اگر مال مشترك مثلی باشد به نسبت سهام شـرکا افـراز مـیشـود و اگـر قیمی باشد بر حسب قیمت تعدیل میشود و بعد از افراز یا تعدیل در صـورت عـدم تراضـی بـین شرکا حصص آنها به قرعه معین میگردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 599",
        "content": "تقسیم بعد از آن که صحیحاً واقع شد لازم است و هیچ یک ازشرکا نمیتواند بدون رضاي دیگـران از آن رجوع کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 600",
        "content": "هر گاه در حصه یک یا چند نفر از شرکا عیبی ظاهر شود کـه در حـین تقـسیم عـالم بـه آن نبـوده، شریک یا شرکاي مزبور حق دارند تقسیم را ب هم بزنند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 601",
        "content": "هر گاه بعد از تقسیم معلوم شود که قسمت به غلط واقع شده است تقسیم باطل میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 602",
        "content": "هر گاه بعد از تقسیم معلوم شود که مقدار معینی از امـوال تقـسیم شـده مـال غیـر بـوده اسـت در صورتی که مال غیر در تمام حصص مفروزاً به تساوي باشد تقسیم صحیح والا باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 603",
        "content": "ممر و مجراي هر قسمتی که از متعلقات آن است بعد از تقسیم مخصوص همان قسمت میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 604",
        "content": "کسی که در ملک دیگري حق ارتفاق دارد نمیتواند مـانع از تقـسیم آن ملـک بـشود ولـی بعـد از تقسیم، حق مزبور به حال خود باقی میماند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 605",
        "content": "هر گاه حصهي بعضی از شرکا، مجراي آب یا محل عبور حصهي شریک دیگر باشد، بعد از تقسیم، حق مجري یا عبور ساقط نمیشود مگر این که سقوط آن شرط شده باشد و همچنـین اسـت سـایر حقوق ارتفاقی. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 606",
        "content": "هر گاه ترکه میت قبل از ادا دیون تقسیم شود و یا بعد از تقسیم معلوم شود که بر میت دینـی بـوده است طلبکار باید به هر یک از وراث به نسبت سهم او رجوع کند و اگر یک یا چند نفـر از وراث، معسر شده باشد طلبکار میتواند براي سهم معسر یا معسرین نیز به وراث دیگر رجوع کند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 607",
        "content": "ودیعه عقدي است که به موجب آن یک نفر مال خود را به دیگـري مـیسـپارد بـراي آن کـه آن را مجاناً نگاه دارد. ودیعهگذار مودع و ودیعهگیر را مستودع یا امین میگویند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 608",
        "content": "در ودیعه قبول امین لازم است اگر چه به فعل باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 609",
        "content": "کسی میتواند مالی را به ودیعه گذارد که مالک یا قائممقام مالک باشد و یا از طرف مالک صـراحتاً یا ضمناً مجاز باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 610",
        "content": "در ودیعه، طرفین باید اهلیت براي معامله داشته باشند و اگر کسی مالی را از کس دیگـر کـه بـراي معامله اهلیت ندارد به عنوان ودیعه قبول کند باید آن را به ولی او رد نماید و اگر در ید او ناقص یا تلف شود ضامن است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 611",
        "content": "ودیعه عقدي است جایز. مبحث دوم - در تعهدات امین",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 612",
        "content": "امین باید مال ودیعه را به طوري که مالک مقرر نموده حفظ کند و اگر ترتیبی تعیین نشده باشـد آن را به طوري که نسبت به آن مال، متعارف است حفظ کند والا ضامن است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 613",
        "content": "هر گاه مالک براي حفاظت مال ودیعه ترتیبی مقرر نموده باشد و امین از براي حفظ مـال، تغییـر آن ترتیب را لازم بداند میتواند تغییر دهد مگر این که مالک صریحاً نهی از تغییـر کـرده باشـد کـه در این صورت ضامن است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 614",
        "content": "امین ضامن تلف یا نقصان مالی که به او سپرده شده است نمـیباشـد مگـر در صـورت تعـدي یـا تفریط.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 615",
        "content": "امین در مقام حفظ، مسئول وقایعی نمیباشد که دفع آن از اقتدار او خارج است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 616",
        "content": "هر گاه رد مال ودیعه مطالبه شود و امین از رد آن امتناع کند ازتاریخ امتناع، احکام امین به او مترتب نشده و ضامن تلف و هرنقص یا عیبی است که در مال ودیعه حادث شـود اگـر چـه آن عیـب یـا نقص مستند به فعل او نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 617",
        "content": "امین نمیتواند غیر از جهت حفاظت، تصرفی در ودیعه کند یا به نحوي از انحـا از آن منتفـع گـردد مگر با اجازهي صریح یا ضمنی امانتگذار والا ضامن است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 618",
        "content": "اگر مال ودیعه در جعبهي سربسته یا پاکت مختوم، به امین سپرده شده باشد حـق نـدارد آن را بـاز کند والا ضامن است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 619",
        "content": "امین باید عین مالی را که دریافت کرده است رد نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 620",
        "content": "امین باید مال ودیعه را به همان حالی که موقع پس دادن موجـود اسـت مـسترد دارد و نـسبت بـه نواقصی که در آن حاصل شده و مربوط به عمل امین نباشد ضامن نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 621",
        "content": "اگر مال ودیعه قهراً از امین گرفته شود و مشارالیه قیمت یا چیز دیگري به جاي آن اخذ کرده باشـد باید آن چه را که در عوض گرفته است به امانتگذار بدهد ولی امانتگذار مجبور به قبول آن نبوده و حق دارد مستقیماً به قاهر رجوع کند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 622",
        "content": "اگر وارث امین، مال ودیعه را تلف کند باید از عهدهي مثل یا قیمت آن بر آیـد اگـر چـه عـالم بـه ودیعه بودن مال نبوده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 623",
        "content": "منافع حاصله از ودیعه مال مالک است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 624",
        "content": "امین باید مال ودیعه را فقط به کسی که آن را از او دریافت کرده است یا قائممقام قانونی او یـا بـه کسی که مأذون در اخذ میباشد مسترد دارد و اگر به واسطهي ضرورتی بخواهد آن را رد کند و بـه کسی که حق اخذ دارد دسترس نداشته باشد باید به حاکم رد نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 625",
        "content": "هر گاه مستحقللغیر بودن مال ودیعه محقق گردد باید امین آن را بـه مالـک حقیقـی رد کنـد و اگـر مالک معلوم نباشد تابع احکام اموال مجهولالمالک است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 626",
        "content": "اگر کسی مال خود را به ودیعه گذارد ودیعه به فوت امانتگذار، باطل و امین، ودیعه را نمیتواند رد کند مگر به وراث او.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 627",
        "content": "در صورت تعدد وراث و عدم توافق بین آنها مال ودیعه باید به حاکم رد شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 628",
        "content": "اگر در احوال شخص امانتگذار تغییري حاصل گردد مثلاً اگر امانتگذار محجـور شـود عقـد ودیعـه منفسخ و ودیعه را نمیتوان مسترد نمود مگر به کسی که حق اداره کردن اموال محجور را دارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 629",
        "content": "اگر مال محجوري به ودیعه گذارده شده باشد آن مال باید پس از رفع حجر به مالک مسترد شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 630",
        "content": "اگر کسی مالی را به سمت قیمومت یا ولایت، ودیعه گذارد آن مال باید پس از رفع سمت مزبور به مالک آن رد شود مگر این که از مالک رفع حجر نشده باشد که در این صورت به قیم یا ولی بعدي مسترد میگردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 631",
        "content": "هر گاه کسی مال غیر را به عنوانی غیر از مستودع متصرف باشد و مقررات این قـانون او را نـسبت به آن مال امین قرار داده باشد مثل مستودع است: بنابراین مستأجر نسبت به عین مستأجره، قـیم یـا www.Booknama.comولی نسبت به مال صغیر یا مولیعلیه و امثال آنها ضامن نمیباشد مگر در صورت تفریط یا تعـدي و در صورت استحقاق مالک به استرداد از تاریخ مطالبهي او و امتناع متصرف با امکان رد، متصرف مسئول تلف و هر نقص یا عیبی خواهد بود اگر چه مستند به فعل او نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 632",
        "content": "کاروانسرادار و صاحب مهمانخانه و حمامی و امثال آنها نسبت به اشیا و اسباب یا البسهي واردین وقتی مسئول میباشند که اشیا و اسباب یا البسه نزد آنها ایداع شده باشد و یا این که بر طبق عرف بلد در حکم ایداع باشد. مبحث سوم - در تعهدات امانتگذار",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 633",
        "content": "امانتگذار باید مخارجی را که امانتدار براي حفظ مال ودیعه کرده است به او بدهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 634",
        "content": "هر گاه رد مال مستلزم مخارجی باشد بر عهدهي امانتگذار است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 635",
        "content": "عاریه عقدي است که به موجب آن احد طرفین به طرف دیگر اجازه مـیدهـد کـه از عـین مـال او مجاناً منتفع شود. عاریهدهنده را معیر و عاریهگیرنده را مستعیر گویند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 636",
        "content": "عاریهدهنده علاوه بر اهلیت باید مالک منفعت مالی باشد که عاریه مـیدهـد اگـر چـه مالـک عـین نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 637",
        "content": "هر چیزي که بتوان با بقاي اصلش از آن منتفع شد میتواند موضوع عقد عاریـه گـردد. منفعتـی کـه مقصود از عاریه است منفعتی است که مشروع و عقلایی باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 638",
        "content": "عاریه عقدي است جایز و به موت هر یک از طرفین منفسخ میشود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 639",
        "content": "هر گاه مال عاریه داراي عیوبی باشد که براي مستعیر تولیدخسارتی کند معیر مسئول خسارت وارده نخواهد بود مگر این که عرفاً مسبب محسوب شود. همین حکم در مـورد مـودع و مـوجر و امثـال آنها نیز جاري میباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 640",
        "content": "مستعیر ضامن تلف یا نقصان مال عاریه نمیباشد مگر در صورت تفریط یا تعدي.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 641",
        "content": "مستعیر مسئول منقصت ناشی از استعمال مال عاریه نیست مگر این که در غیر مـورد اذن، اسـتعمال نموده باشد و اگر عاریه مطلق بوده برخلاف متعارف استفاده کرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 642",
        "content": "اگر بر مستعیر شرط ضمان شده باشد مسئول هر کسر و نقصانی خواهد بود اگر چه مربوط به عمل او نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 643",
        "content": "اگر بر مستعیر شرط ضمان منقصت ناشی از صرف استعمال نیـز شـده باشـد ضـامن ایـن منقـصت خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 644",
        "content": "در عاریهي طلا و نقره اعم از مسکوك و غیرمسکوك مستعیر ضامن است هـر چنـد شـرط ضـمان نشده و تفریط یا تعدي هم نکرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 645",
        "content": "در رد عاریه باید مفاد مواد  ۶٢۴و  ۶٢۶تا  ۶٣٠رعایت شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 646",
        "content": "مخارج لازمه براي انتفاع از مال عاریه بر عهدهي مستعیر است و مخارج نگاهداري آن تابع عرف و عادت است مگر این که شرط خاصی شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 647",
        "content": "مستعیر نمیتواند مال عاریه رابه هیچ نحوي به تصرف غیر دهد مگر به اذن معیر.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 648",
        "content": "قرض عقدي است که به موجب آن احد طرفین مقدار معینی از مال خود را به طرف دیگـر تملیـک میکند که طرف مزبور مثل آن را از حیث مقدار و جنس و وصف رد نماید و در صورت تعـذر رد مثل، قیمت یومالرد را بدهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 649",
        "content": "اگر مالی که موضوع قرض است بعد از تسلیم، تلف یا ناقص شود از مال مقترض است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 650",
        "content": "مقترض باید مثل مالی را که قرض کرده است رد کند اگر چه قیمتاً ترقی یا تنزل کرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 651",
        "content": "اگر براي اداي قرض به وجه ملزمی اجلی معین شده باشد مقرض نمیتوانـد قبـل از انقـضا مـدت، طلب خود را مطالبه کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 652",
        "content": "در موقع مطالبه، حاکم مطابق اوضاع و احوال براي مقترض مهلت یا اقساطی قرار میدهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 653",
        "content": "منسوخ است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 654",
        "content": "قمار و گروبندي باطل و دعاوي راجعه به آن مسموع نخواهد بـود. همـین حکـم در مـورد کلیـهي تعهداتی که از معاملات نامشروع تولید شده باشد جاري است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 655",
        "content": "در دوانیدن حیوانات سواري و همچنین در تیراندازي و شمشیرزنی گروبندي جـائز و مفـاد مـادهي قبل در مورد آنها رعایت نمیشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 656",
        "content": "وکالت عقدي است که به موجب آن یکی از طرفین طرف دیگر را براي انجـام امـري نایـب خـود مینماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 657",
        "content": "تحقق وکالت منوط به قبول وکیل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 658",
        "content": "وکالت ایجاباً و قبولاً به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر آن کند واقع میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 659",
        "content": "وکالت ممکن است مجانی باشد یا با اجرت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 660",
        "content": "وکالت ممکن است به طور مطلق و براي تمام امور موکل باشد یا مقید و براي امر یا امور خاصی.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 661",
        "content": "در صورتی که وکالت مطلق باشد فقط مربوط به اداره کردن اموال موکل خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 662",
        "content": "وکالت باید در امري داده شود که خود موکل بتواند آن را به جا آورد. وکیل هم باید کسی باشد که براي انجام آن امر اهلیت داشته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 663",
        "content": "وکیل نمیتواند عملی را که از حدود وکالت او خارج است انجام دهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 664",
        "content": "وکیل در محاکمه، وکیل در قبض حق نیست مگر این که قراین دلالت بر آن نماید و همچنین وکیل در اخذ حق، وکیل در مرافعه نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 665",
        "content": "وکالت در بیع وکالت در قبض ثمن نیست مگر این که قرینهي قطعی دلالت بر آن کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 666",
        "content": "هر گاه از تقصیر وکیل خسارتی به موکل متوجه شود که عرفاً وکیل مسبب آن محـسوب مـیگـردد مسئول خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 667",
        "content": "وکیل باید در تصرفات و اقدامات خود مصلحت موکل را مراعـات نمایـد و از آن چـه کـه موکـل بالصراحه به او اختیار داده یا بر حسب قرائن و عرف و عادت داخل اختیار اوست، تجاوز نکند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 668",
        "content": "وکیل باید حساب مدت وکالت خود را به موکل بدهد و آن چه را کـه بـه جـاي او دریافـت کـرده است به او رد کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 669",
        "content": "هر گاه براي انجام یک امر، دو یا چند نفر وکیل معین شده باشد هیچ یک از آنها نمیتوانـد بـدون دیگري یا دیگران دخالت در آن امر بنماید مگر این که هر یک مستقلاً وکالت داشته باشد، در ایـن صورت هر کدام میتواند به تنهایی آن امر را به جا آورد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 670",
        "content": "در صورتی که دو نفر به نحو اجتماع، وکیل باشند به مـوت یکـی از آنهـا وکالـت دیگـري باطـل میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 671",
        "content": "وکالت در هر امر، مستلزم وکالت در لوازم و مقدمات آن نیز هست مگر این کـه تـصریح بـه عـدم وکالت باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 672",
        "content": "وکیل در امري نمیتواند براي آن امر به دیگري وکالت دهد مگر این که صریحاً یا به دلالت قـرائن، وکیل در توکیل باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 673",
        "content": "اگر وکیل که وکالت در توکیل نداشته، انجام امري را که در آن وکالت دارد به شخص ثالثی واگـذار کند هر یک از وکیل و شخص ثالث در مقابل موکل نسبت به خساراتی که مسبب محسوب میشود مسئول خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 674",
        "content": "موکل باید تمام تعهداتی را که وکیل در حدود وکالت خود کرده است، انجام دهد. در مورد آن چـه که در خارج از حدود وکالت انجام داده است موکل هیچ گونه تعهد نخواهد داشـت مگـر ایـن کـه اعمال فضولی وکیل را صراحتاً یا ضمناً اجازه کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 675",
        "content": "موکل باید تمام مخارجی را که وکیل براي انجام وکالت خود نموده است و همچنین اجـرت وکیـل را بدهد مگر این که در عقد وکالت، طور دیگر مقرر شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 676",
        "content": "حقالوکالهي وکیل تابع قرارداد بین طرفین خواهد بود و اگرنسبت به حقالوکاله یا مقدار آن قرارداد نباشد تابع عرف و عادت است و اگر عادت مسلمی نباشد وکیل مستحق اجرتالمثل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 677",
        "content": "اگر در وکالت، مجانی یا با اجرت بودن آن تصریح نشده باشد محمول بر این است کـه بـا اجـرت باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 678",
        "content": "وکالت به طرق ذیل مرتفع میشود:  -١به عزل موکل؛  -٢به استعفاي وکیل؛  -٣به موت یا جنون وکیل یا موکل.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 679",
        "content": "موکل میتواند هر وقت بخواهد وکیل را عزل کند مگر این که وکالـت وکیـل و یـا عـدم عـزل در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 680",
        "content": "تمام اموري که وکیل قبل از رسیدن خبر عزل به او در حدود وکالت خود بنماید نـسبت بـه موکـل نافذ است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 681",
        "content": "بعد از این که وکیل استعفا داد مادامی که معلوم است موکل به اذن خود باقی است میتوانـد در آن چه وکالت داشته اقدام کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 682",
        "content": "محجوریت موکل موجب بطلان وکالت میشود مگر در اموري که حجر، مـانع از توکیـل در آنهـا نمیباشد و همچنین است محجوریت وکیل مگر در اموري که حجر مانع از اقدام در آن نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 683",
        "content": "هر گاه متعلق وکالت از بین برود یا موکل عملی را که مورد وکالت است خود انجام دهد یا به طور کلی عملی که منافی با وکالت وکیل باشد به جا آورد مثل این که مالی را که براي فروش آن وکالت داده بود خود بفروشد وکالت منفسخ میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 684",
        "content": "عقد ضمان عبارت است از این که شخصی مالی را که بر ذمهي دیگري است به عهده بگیرد. متعهد را ضامن طرف دیگر را مضمون له و شخص ثالث رامضمون عنه یا مدیون اصلی میگویند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 685",
        "content": "در ضمان، رضاي مدیون اصلی شرط نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 686",
        "content": "ضامن باید براي معامله اهلیت داشته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 687",
        "content": "ضامن شدن از محجور و میت صحیح است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 688",
        "content": "ممکن است از ضامن ضمانت کرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 689",
        "content": "هر گاه چند نفر ضامن شخصی شوند ضمانت هر کدام که مضمونله قبول کند صحیح است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 690",
        "content": "در ضمان شرط نیست که ضامن مالدار باشد لیکن اگرمضمونله در وقت ضمان به عدم تمکن ضامن جاهل بوده باشد میتواند عقد ضمان را فسخ کند ولی اگر ضامن بعد از عقد، غیرملـی شـود مضمونله خیاري نخواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 691",
        "content": "ضمانِ دینی که هنوز سبب آن ایجاد نشده است، باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 692",
        "content": "در دین حال، ممکن است ضامن براي تأدیه آن اجلی معین کند و همچنین میتواند در دین مؤجـل تعهد پرداخت فوري آن را بنماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 693",
        "content": "مضمونله میتواند در عقد ضمان از ضامن مطالبهي رهن کند اگر چه دین اصلی رهنی نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 694",
        "content": "علم ضامن به مقدار و اوصاف و شرایط دینی که ضمانت آن را مینماید شرط نیست بنـابراین اگـر کسی ضامن دین شخص بشود بدون این که بداند آن دین چه مقـدار اسـت ضـمان صـحیح اسـت لیکن ضمانت یکی از چند دین به نحو تردید باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 695",
        "content": "معرفت تفصیلی ضامن به شخص مضمونله یا مضمونعنه لازم نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 696",
        "content": "هر دینی را ممکن است ضمانت نمود اگر چه شرط فسخی در آن موجود باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 697",
        "content": "ضمان عهده از مشتري یا بایع نسبت به درك مبیع یا ثمن در صورت مستحقللغیر در آمدن آن جایز است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 698",
        "content": "بعد از این که ضمان به طور صحیح واقع شد ذمهي مضمون عنه بري و ذمه ي ضامن بـه مـضمون لـه مشغول میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 699",
        "content": "تعلیق در ضمان مثل این که ضامن قید کند که اگر مدیون نداد من ضامنم باطل است ولی التزام بـه تأدیه ممکن است معلق باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 700",
        "content": "تعلیق ضمان به شرایط صحت آن مثل این که ضامن قید کند که اگر مضمونعنه مدیون باشد، من ضامنم، موجب بطلان آن نمیشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 701",
        "content": "ضمان، عقدي است لازم و ضامن یا مضمونله نمیتوانند آن را فسخ کنند مگـر در صـورت اعـسار ضامن به طوري که در ماده  ۶٩٠ مقرر است یا در صورت بودن حق فسخ نسبت به دین مضمونبه و یا در صورت تخلف از مقررات عقد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 702",
        "content": "هر گاه ضمان مدت داشته باشد مضمونله نمیتواند قبل از انقضاي مدت، مطالبهي طلب خود را از ضامن کند اگر چه دین، حال باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 703",
        "content": "در ضمان حال، مضمونله حق مطالبه طلب خود را دارد اگر چه دین، موجل باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 704",
        "content": "ضمان مطلق، محمول به حال است مگر آن که به قرائن معلوم شود که موجل بوده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 705",
        "content": "ضمان موجل به فوت ضامن، حال میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 706",
        "content": "حذف شد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 707",
        "content": "اگر مضمونله ذمه مضمونعنه را بري کند ضامن بري نمیشود مگر این کـه مقـصود، ابـرا از اصـل دین باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 708",
        "content": "کسی که ضامن درك مبیع است در صورت فسخ بیع به سبب اقاله یا خیار از ضمان بري میشود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 709",
        "content": "ضامن حق رجوع به مـضمونعنـه نـدارد مگـر بعـد از اداي دیـن ولـی مـیتوانـد در صـورتی کـه مضمونعنه ملتزم شده باشد که در مدت معینـی برائـت او را تحـصیل نمایـد و مـدت مزبـور هـم منقضی شده باشد رجوع کند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 710",
        "content": "اگر ضامن با رضایت مضمونله حواله کند به کسی که دین را بدهد و آن شخص قبول نمایـد مثـل آن است که دین را ادا کرده اسـت و حـق رجـوع بـه مـضمونعنـه دارد و همچنـین اسـت حوالـه مضمونله به عهدهي ضامن.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 711",
        "content": "اگر ضامن دین را تأدیه کند و مضمونعنه آن را ثانیاً بپردازد ضامن حق رجوع به مضمونله نخواهد داشت و باید به مضمونعنه مراجعه کند و مضمونعنه میتواند از مضمونلـه آن چـه را کـه گرفتـه است مسترد دارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 712",
        "content": "هر گاه مضمونله فوت شود و ضامن وارث او باشد حق رجوع به مضمونعنه دارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 713",
        "content": "اگر ضامن به مضمونله کمتر از دین داده باشد زیاده بر آن چه داده نمیتواند از مدیون مطالبـه کنـد اگر چه دین را صلح به کمتر کرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 714",
        "content": "اگر ضامن زیادتر از دین به داین بدهد حق رجـوع بـه زیـاده نـدارد مگـر در صـورتی کـه بـه اذن مضمونعنه داده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 715",
        "content": "هر گاه دین مدت داشته و ضامن قبل از موعد آن را بدهد مادام که دین حال نشده است نمیتوانـد از مدیون مطالبه کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 716",
        "content": "در صورتی که دین حال باشد هر وقت ضامن ادا کند میتواند رجوع به مضمونعنه نماید هر چنـد ضمان، مدت داشته و موعد آن نرسیده باشد مگر آن که مضمونعنه اذن به ضمان موجل داده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 717",
        "content": "هر گاه مضمونعنه دین را ادا کند ضامن بري میشود هرچند ضامن به مضمونعنه اذن در ادا نـداده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 718",
        "content": "هر گاه مضمونله ضامن را از دین ابرا کند ضامن و مضمونعنه هر دو بري میشوند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 719",
        "content": "هر گاه مضمونله ضامن را ابرا یا دیگري مجاناً دین را بدهد ضامن حق رجوع به مضمونعنه ندارد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 720",
        "content": "ضامنی که به قصد تبرع، ضمانت کرده باشد حق رجوع به مضمونعنه ندارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 721",
        "content": "هر گاه اشخاص متعدد از یک شخص بـراي یـک قـرض بـه نحـو تـسهیم ضـمانت کـرده باشـند مضمونله به هر یک از آنها فقط به قدرسهم او حق رجوع دارد و اگر یکی از ضامنین تمام قـرض را تأدیه نماید به هر یک از ضامنین دیگر که اذن تأدیه داده باشد میتواند بـه قـدر سـهم او رجـوع کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 722",
        "content": "ضامنِ ضامن حق رجوع به مدیون اصلی ندارد و باید به مضمونعنه خود رجوع کنـد و بـه همـین طریق هر ضامنی به مضمونعنه خود رجوع میکند تا به مدیون اصلی برسد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 723",
        "content": "ممکن است کسی در ضمن عقد لازمی به دین دیگري ملتزم شود. در این صورت تعلیق بـه التـزام، مبطل نیست مثل این که کسی التزام خود را به دین مدیون معلق به عدم او نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 724",
        "content": "حواله عقدي است که به موجب آن طلب شخصی از ذمهي مدیون به ذمـهي شـخص ثـالثی منتقـل میگردد. مدیون را محیل، طلبکار را محتال، شخص ثالث را محالعلیه میگویند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 725",
        "content": "حواله محقق نمیشود مگر با رضاي محتال و قبول محال علیه.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 726",
        "content": "اگر در مورد حواله، محیل مدیون محتال نباشد احکام حواله در آن جاري نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 727",
        "content": "براي صحت حواله لازم نیست که محالعلیه مدیون به محیل باشد در این صورت محالعلیـه پـس ازقبولی در حکم ضامن است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 728",
        "content": "در صحت حواله، ملائت محالعلیه شرط نیست. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 729",
        "content": "هر گاه در وقت حواله، محالعلیه معسر بوده و محتال جاهل به اعـسار او باشـد محتـال مـیتوانـد حواله را فسخ و به محیل رجوع کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 730",
        "content": "پس از تحقق حواله، ذمهي محیل از دینی که حواله داده بري و ذمهي محالعلیه مشغول میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 731",
        "content": "در صورتی که محالعلیه مدیون محیل نبوده بعد از اداي وجه حواله میتواند به همان مقـداري کـه پرداخته است رجوع به محیل نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 732",
        "content": "حواله عقدي است لازم و هیچ یک از محیل و محتال و محالعلیه نمیتواند آن را فسخ کند مگر در موردماده ٧٢٩ و یا در صورتی که خیار فسخ شرط شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 733",
        "content": "اگر در بیع، بایع حواله داده باشد که مشتري ثمن را به شخصی بدهد یا مشتري حواله داده باشد که بایع ثمن را از کسی بگیرد و بعد بطلان بیع معلوم گردد حواله باطل میشود و اگر محتـال ثمـن را اخذ کرده باشد باید مسترد دارد ولی اگر بیع به واسطهي فسخ یا اقاله منفسخ شود حواله باطل نبوده لیکن محالعلیه بري و بایع یامشتري میتواند به یکدیگر رجوع کند. مفاد این ماده در مـورد سـایر تعهدات نیز جاري خواهد بود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 734",
        "content": "کفالت عقدي است که به موجب آن احد طرفین در مقابل طرف دیگر احضار شخص ثالثی را تعهد میکند. متعهد را کفیل، شخص ثالث را مکفول و طرف دیگر رامکفول له میگویند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 735",
        "content": "کفالت به رضاي کفیل و مکفول له واقع میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 736",
        "content": "در صحت کفالت، علم کفیل به ثبوت حقی بر عهدهي مکفول،شـرط نیـست بلکـه دعـوي حـق از طرف مکفولله کافی است اگر چه مکفول منکر آن باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 737",
        "content": "کفالت ممکن است مطلق باشد یا موقت و در صورت موقت بودن باید مدت آن معلوم باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 738",
        "content": "ممکن است شخص دیگري کفیل کفیل شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 739",
        "content": "در کفالت مطلق، مکفولله هر وقت بخواهد میتواند احضار مکفول را تقاضا کنـد ولـی در کفالـت موقت قبل از رسیدن موعد، حق مطالبه ندارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 740",
        "content": "کفیل باید مکفول را در زمان و مکانی که تعهد کرده استحضار نماید والا باید از عهدهي حقـی کـه بر عهده مکفول ثابت میشود بر آید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 741",
        "content": "اگر کفیل ملتزم شده باشد که مالی در صورت عدم احضار مکفول بدهد باید بـه نحـوي کـه ملتـزم شده است عمل کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 742",
        "content": "اگر در کفالت محل تسلیم معین نشده باشد کفیل باید مکفول را در محل عقد تسلیم کند مگـر ایـن که عقد منصرف به محل دیگر باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 743",
        "content": "اگر مکفول غایب باشد به کفیل مهلتی که براي حاضرکردن مکفول کافی باشد داده میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 744",
        "content": "اگر کفیل مکفول را در غیر زمان و مکان مقرر یا برخلاف شرایطی که کردهاند تسلیم کنـد قبـول آن بر مکفولله لازم نیست لیکن اگر قبول کرد کفیل بري میشود و همچنین اگر مکفوللـه بـر خـلاف مقرر بین طرفین تقاضاي تسلیم نماید کفیل ملزم به قبول نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 745",
        "content": "هر کس شخصی را از تحت اقتدار ذيحق یا قائممقام او بدون رضاي او خارج کند در حکم کفیـل است و باید آن شخص را حاضر کند والا باید از عهدهي حقی که بر او ثابت شود بر آید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 746",
        "content": "در موارد ذیل کفیل بري میشود:  -١در صورت حاضر کردن مکفول به نحوي که متعهد شده است؛  -٢در صورتی که مکفول در موقع مقرر شخصاً حاضر شود؛ www.Booknama.com -٣در صورتی که ذمهي مکفول به نحوي از انحا از حقی که مکفولله بر او دارد بري شود؛  -۴در صورتی که مکفولله کفیل را بري نماید؛  -۵در صورتی که حق مکفولله به نحوي از انحا به دیگري منتقل شود؛  -۶در صورت فوت مکفول.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 747",
        "content": "هر گاه کفیل مکفول خود را مطابق شرایط مقرره حاضر کند و مکفوللـه از قبـول آن امتنـاع نمایـد کفیل میتواند احضار مکفول و امتناع مکفولله را با شهادت معتبر نزد حاکم و یا احضار نزد حـاکم اثبات نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 748",
        "content": "فوت مکفول له موجب برائت کفیل نمیشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 749",
        "content": "هر گاه یک نفر در مقابل چند نفر، از شخصی کفالت نماید به تسلیم او به یکـی از آنهـا در مقابـل دیگران بري نمیشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 750",
        "content": "در صورتی که شخصی کفیل کفیل باشد و دیگري کفیل او و هکذا هر کفیل بایـد مکفـول خـود را حاضر کند و هر کدام از آنها که مکفول اصلی را حاضر کرد او و سایرین بري میشوند و هر کدام که به یکی از جهات مزبور در ماده  ٧۴۶ بري شد کفیلهاي مابعد او هم بري میشوند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 751",
        "content": "هر گاه کفالت به اذن مکفول بوده و کفیل با عدم تمکن از احضار حقی را که به عهدهي او است ادا نماید و یا به اذن او اداي حق کند میتواند به مکفول رجوع کرده آن چه را که داده اخذ کند و اگـر هیچ یک به اذن مکفول نباشد حق رجوع نخواهد داشت. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 752",
        "content": "صلح ممکن است یا در مورد رفع تنازع موجود و یا جلوگیري از تنازع احتمالی، در مورد معاملـه و غیر آن واقع شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 753",
        "content": "براي صحت صلح، طرفین باید اهلیت معامله و تصرف در مورد صلح داشته باشند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 754",
        "content": "هر صلح نافذ است جز صلح بر امري که غیر مشروع باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 755",
        "content": "صلح با انکار دعوا نیز جایز است بنابراین درخواست صلح، اقرار محسوب نمیشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 756",
        "content": "حقوق خصوصی که از جرم تولید میشود ممکن است مورد صلح واقع شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 757",
        "content": "صلح بلاعوض نیز جایز است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 758",
        "content": "صلح در مقام معاملات هرچند نتیجهي معامله را که به جاي آن واقـع شـده اسـت مـیدهـد لـیکن شرایط و احکام خاصه آن معامله را ندارد بنابراین اگر مورد صـلح، عـین باشـد در مقابـل عـوض، نتیجه آن همان نتیجه بیع خواهد بود بدون این که شرایط و احکام خاصه بیع در آن مجري شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 759",
        "content": "حق شفعه در صلح نیست هر چند در مقام بیع باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 760",
        "content": "صلح، عقد لازم است اگر چه در مقام عقود جائزه واقع شده باشد و بر هم نمیخورد مگر در موارد فسخ به خیار یا اقاله.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 761",
        "content": "صلحی که در مورد تنازع یا مبنی بر تسامح باشد قاطع بین طرفین است و هیچ یک نمیتواند آن را فسخ کند اگر چه به ادعاي غبن باشد مگر در صورت تخلف شرط یا اشتراط خیار.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 762",
        "content": "اگر در طرف مصالحه و یا در مورد صلح اشتباهی واقع شده باشد صلح باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 763",
        "content": "صلح به اکراه نافذ نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 764",
        "content": "تدلیس در صلح موجب خیار فسخ است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 765",
        "content": "صلح دعوي مبتنی بر معاملهي باطله، باطل است ولی صلح دعوي ناشـی از بطـلان معاملـه صـحیح است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 766",
        "content": "اگر طرفین به طور کلی تمام دعاوي واقعیه و فرضیه خود را به صلح خاتمه داده باشند کلیه دعـاوي داخل در صلح محسوب است اگر چه منشأ دعوي در حین صلح معلوم نباشد مگر این که صلح بـه حسب قرائن شامل آن نگردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 767",
        "content": "اگر بعد از صلح معلوم گردد که موضوع صلح منتفی بوده است صلح باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 768",
        "content": "در عقد صلح ممکن است احد طرفین در عوض مالالصلحی که میگیـرد متعهـد شـود کـه نفقـهي معینی همه ساله یا همهماهه تا مدت معین تأدیه کند این تعهد ممکن است به نفع طرف مصالحه یـا به نفع شخص یا اشخاص ثالث واقع شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 769",
        "content": "در تعهد مذکوره در مادهي قبل به نفع هر کس که واقع شده باشد ممکن است شرط نمود کـه بعـد از فوت منتفع، نفقه به وراث او داده شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 770",
        "content": "صلحی که بر طبق دو ماده فوق واقع میشود به ورشکستگی یا افلاس متعهد نفقه، فسخ نمـیشـود مگر این که شرط شده باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 771",
        "content": "رهن عقدي است که به موجب آن مدیون مالی را براي وثیقه به داین میدهد. رهندهنده را راهن و طرف دیگر را مرتهن میگویند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 772",
        "content": "مال مرهون باید به قبض مرتهن یا به تصرف کسی که بین طرفین معـین مـیگـردد داده شـود ولـی استمرار قبض شرط صحت معامله نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 773",
        "content": "هر مالی که قابل نقل و انتقال قانونی نیست نمیتواند مورد رهن واقع شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 774",
        "content": "مال مرهون باید عین معین باشد و رهن دین و منفعت باطل است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 775",
        "content": "براي هر مالی که در ذمه باشد ممکن است رهن داده شود ولو عقدي که موجب اشتغال ذمـه اسـت قابل فسخ باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 776",
        "content": "ممکن است یک نفر مالی را در مقابل دو یا چند دین که به دو یا چند نفر دارد رهن بدهـد در ایـن صورت مرتهنین باید به تراضی معین کنند که رهن در تصرف چه کـسی باشـد و همچنـین ممکـن است دو نفر یک مال را به یک نفر در مقابل طلبی که از آنها دارد رهن بدهند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 777",
        "content": "در ضمن عقد رهن یا به موجب عقد علیحده، ممکن است راهن مرتهن را وکیل کنـد کـه اگـر در موعد مقرر راهن قرض خود را ادا ننمود مرتهن از عین مرهونه یا قیمت آن طلـب خـود را اسـتیفا کند و نیز ممکن است قرار دهد وکالت مزبور بعد از فـوت مـرتهن بـا ورثـهي او باشـد و بـالاخره ممکن است که وکالت به شخص ثالث داده شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 778",
        "content": "اگر شرط شده باشد که مرتهن حق فروش عین مرهونه را ندارد باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 779",
        "content": "هر گاه مرتهن براي فروش عین مرهونه وکالت نداشته باشد و راهـن هـم بـراي فـروش آن و اداي دین حاضر نگردد مرتهن به حاکم رجوع مینماید تا اجبار به بیع یا اداي دین به نحو دیگر بکند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 780",
        "content": "براي استیفاي طلب خود از قیمت رهن، مرتهن بر هر طلبکار دیگري رجحان خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 781",
        "content": "اگر مال مرهون به قیمتی بیش از طلب مرتهن فروخته شود مازاد، مـال مالـک آن اسـت و اگـر بـر عکس حاصل فروش کمتر باشد مرتهن باید براي نقیصه به راهن رجوع کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 782",
        "content": "در مورد قسمت اخیر مادهي قبل اگر راهن مفلس شده باشد مرتهن با غرماء شریک میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 783",
        "content": "اگر راهن مقداري از دین را اداء کند حق ندارد مقداري از رهن را مطالبه نماید و مرتهن مـیتوانـد تمام آن را تا کامل دین نگاه دارد مگر این که بین راهن و مرتهن ترتیب دیگري مقرر شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 784",
        "content": "تبدیل رهن به مال دیگر به تراضی طرفین جائز است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 785",
        "content": "هر چیزي که در عقد بیع بدون قید صریح به عنوان متعلقات جز مبیع محسوب میشود در رهن نیز داخل خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 786",
        "content": "ثمرهي رهن و زیادتی که ممکن است در آن حاصل شود در صورتی کـه متـصل باشـد جـزو رهـن خواهد بود و در صورتی که منفصل باشد متعلق به راهن است مگر این که ضمن عقد بـین طـرفین ترتیب دیگري مقرر شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 787",
        "content": "عقد رهن نسبت به مرتهن جائز و نسبت به راهن لازم است و بنابراین مرتهن مـیتوانـد هـر وقـت بخواهد آن را بر هم زند ولی راهن نمیتواند قبل از این که دین خود را ادا نماید و یا به نحـوي از انحا قانونی از آن بري شود رهن را مسترد دارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 788",
        "content": "به موت راهن یا مرتهن رهن منفسخ نمیشود ولی در صورت فوت مرتهن راهـن مـیتوانـد تقاضـا نماید که رهن به تصرف شخص ثالثی که به تراضی او و ورثه معین میشود داده شـود. در صـورت عدم تراضی، شخص مزبور از طرف حاکم معین میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 789",
        "content": "رهن در ید مرتهن امانت محسوب است و بنابراین مرتهن مسئول تلف یا ناقص شـدن آن نخواهـد بود مگر در صورت تقصیر.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 790",
        "content": "بعد از برائت ذمهي مدیون، رهن در ید مرتهن امانت است لـیکن اگـر بـا وجـود مطالبـه، آن را رد ننماید ضامن آن خواهد بود اگر چه تقصیر نکرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 791",
        "content": "اگر عین مرهونه به واسطهي عمل خود راهن یا شخص دیگري تلف شود باید تلفکننده بدل آن را بدهد و بدل مزبور رهن خواهدبود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 792",
        "content": "وکالت مزبور در ماده ٧٧٧ شامل بدل مزبور در ماده فوق نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 793",
        "content": "راهن نمیتواند در رهن تصرفی کند که منافی حق مرتهن باشد مگر به اذن مرتهن. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 794",
        "content": "راهن میتواند در رهن تغییراتی بدهد یا تصرفات دیگري که براي رهن نافع باشد و منـافی حقـوق مرتهن هم نباشد به عمل آورد بدون این که مرتهن بتواند او را منع کند، در صورت منـع اجـازه بـا حاکم است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 795",
        "content": "هبه عقدي است که به موجب آن یک نفر مالی را مجاناً به کس دیگري تملیک میکند، تملیککننده واهب، طرف دیگر را متهب، مالی را که مورد هبه است عین موهوبه میگویند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 796",
        "content": "واهب باید براي معامله و تصرف در مال خود اهلیت داشته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 797",
        "content": "واهب باید مالک مالی باشد که هبه میکند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 798",
        "content": "هبه واقع نمیشود مگر با قبول و قبض متهب اعم از این که مباشر قبض خود متهب باشد یا وکیـل او و قبض بدون اذن واهب اثري ندارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 799",
        "content": "در هبه به صغیر یا مجنون یا سفیه قبض ولی معتبر است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 800",
        "content": "در صورتی که عین موهوبه در ید متهب باشد محتاج به قبض نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 801",
        "content": "هبه ممکن است معوض باشد و بنابراین واهب میتواند شرط کند که متهب مالی را به او هبـه کنـد یا عمل مشروعی را مجاناً به جا آورد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 802",
        "content": "اگر قبل از قبض، واهب یا متهب فوت کند هبه باطل میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 803",
        "content": "بعد از قبض نیز واهب میتواند با بقاي عین موهوبه از هبه رجوع کند مگر در موارد ذیل:  -١در صورتی که متهب پدر یا مادر و یا اولاد واهب باشد؛ www.Booknama.com -٢در صورتی که هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد؛  -٣در صورتی که عین موهوبه از ملکیت متهب خارج شده یا متعلق حق غیر واقع شود خواه قهـراً مثل این که متهب به واسطهي فلس محجور شود خواه اختیاراً مثل این که عین موهوبه به رهن داده شود؛  -۴در صورتی که در عین موهوبه تغییري حاصل شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 804",
        "content": "در صورت رجوع واهب نماات عین موهوبه اگر متصل باشد مال واهب و اگـر منفـصل باشـد مـال متهب خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 805",
        "content": "بعد از فوت واهب یا متهب رجوع ممکن نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 806",
        "content": "هر گاه داین طلب خود را به مدیون ببخشد حق رجوع ندارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 807",
        "content": "اگر کسی مالی را به عنوان صدقه به دیگري بدهد حق رجوع ندارد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 808",
        "content": "هر گاه مال غیرمنقول قابل تقسیمی، بین دو نفر مشترك باشد و یکی از دو شریک، حصهي خـود را به قصد بیع به شخص ثالثی منتقل کند شریک دیگر حق دارد قیمتی را که مشتري داده اسـت بـه او بدهد و حصهي مبیعه را تملک کند. این حق را حق شفعه و صاحب آن را شفیع میگویند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 809",
        "content": "هر گاه بنا و درخت بدون زمین فروخته شود حق شفعه نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 810",
        "content": "اگر ملک دو نفر در ممر یا مجري مشترك باشد و یکی از آنها ملک خود را با حق ممر یـا مجـري بفروشد دیگري حق شفعه دارد اگر چه در خود ملک، مشاعاً شریک نباشد ولی اگر ملـک را بـدون ممر یا مجري بفروشد دیگري حق شفعه ندارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 811",
        "content": "اگر حصهي یکی از دو شریک، وقف باشد متولی یا موقوفعلیهم حق شفعه ندارد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 812",
        "content": "اگر مبیع، متعدد بوده و بعض آن قابل شفعه و بعض دیگر قابل شفعه نباشد حق شفعه را مـیتـوان نسبت به بعضی که قابل شفعه است به قدر حصهي آن بعض از ثمن اجرا نمود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 813",
        "content": "در بیع فاسد، حق شفعه نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 814",
        "content": "خیاري بودن بیع مانع از اخذ به شفعه نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 815",
        "content": "حق شفعه را نمیتوان فقط نسبت به یک قسمت از مبیع اجرا نمود. صاحب حق مزبور یا باید از آن صرف نظر کند یا نسبت به تمام مبیع اجرا نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 816",
        "content": "اخذ به شفعه، هر معاملهاي را که مشتري قبل از آن و بعد از عقد بیع نسبت به مـورد شـفعه نمـوده باشد، باطل مینماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 817",
        "content": "در مقابل شریکی که به حق شفعه تملک میکند مشتري ضامن درك اسـت نـه بـایع لـیکن اگـر در موقع اخذ به شفعه مورد شفعه هنوز به تصرف مشتري داده نشده باشد شفیع حق رجوع به مـشتري نخواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 818",
        "content": "مشتري نسبت به عیب و خرابی و تلفی که قبل از اخذ به شفعه در ید او حادث شده باشـد ضـامن نیست و همچنین است بعداز اخذ به شفعه و مطالبه، در صورتی که تعدي یا تفریط نکرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 819",
        "content": "نماآتی که قبل از اخذ به شفعه در مبیع حاصل میشود در صورتی که منفصل باشد مـال مـشتري و در صورتی که متصل باشد مال شفیع است ولی مشتري میتواند بنایی را که کرده یا درختـی را کـه کاشته قلع کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 820",
        "content": "هر گاه معلوم شود که مبیع، حینالبیع معیوب بوده و مشتري ارش گرفته است شفیع در موقـع اخـذ به شفعه مقدار ارش را از ثمن کسر میگذارد. حقوق مشتري در مقابـل بـایع راجـع بـه درك مبیـع همان است که در ضمن عقد بیع، مذکور شده است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 821",
        "content": "حق شفعه فوري است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 822",
        "content": "حق شفعه قابل اسقاط است و اسقاط آن به هر چیزي که دلالت بر صرف نظر کردن از حـق مزبـور نماید واقع میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 823",
        "content": "حق شفعه بعد از موت شفیع به وارث یا وراث او منتقل میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 824",
        "content": "هر گاه یک یا چند نفر از وراث، حق خود را اسقاط کند باقی وراث نمیتوانند آن را فقط نسبت به سهم خود اجرا نمایند و باید یا از آن صرف نظر کنند یا نسبت به تمام مبیع اجرا نمایند.   ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 825",
        "content": "وصیت بر دو قسم است: تملیکی و عهدي.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 826",
        "content": "وصیت تملیکی عبارت است از این که کسی عین یا منفعتی را از مال خود براي زمان بعد از فوتش به دیگري مجاناً تملیک کند. وصیت عهدي عبارت است از این که شخصی یک یا چند نفر را براي انجام امر یا اموري یا تصرفات دیگري مأمور مینمایـد. وصـیتکننـده موصـی، کـسی کـه وصـیت تملیکی به نفع او شده است موصیله، مورد وصیت موصیبه، کسی که به موجـب وصـیت عهـدي، ولی بر مورد ثلث یا بر صغیر قرار داده میشود وصی نامیده میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 827",
        "content": "تملیک به موجب وصیت محقق نمیشود مگر با قبول موصیله پس از فوت موصی.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 828",
        "content": "هر گاه موصیله غیر محصور باشد مثل این که وصیت براي فقرا یا امور عامالمنفعه شود قبول شرط نیست. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 829",
        "content": "قبول موصیله قبل از فوت موصی مؤثر نیست و موصی میتواند از وصیت خود رجوع کنـد حتـی در صورتی که موصیله موصی به را قبض کرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 830",
        "content": "نسبت به موصیله رد یا قبول وصیت بعد از فوت موصی معتبر است بنابراین اگر موصیلـه قبـل از فوت موصی وصیت را رد کرده باشد بعد از فوت میتواند آن را قبول کند و اگر بعد از فوت آن را قبول و موصیبه را قبض کرد دیگر نمیتواند آن را رد کند لیکن اگر قبل از فوت قبول کرده باشـد بعد از فوت قبول ثانوي لازم نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 831",
        "content": "اگر موصیله صغیر یا مجنون باشد رد یا قبول وصیت با ولی خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 832",
        "content": "موصیله میتواند وصیت را نسبت به قسمتی از موصیبه قبول کند در این صورت وصـیت نـسبت به قسمتی که قبول شده صحیح و نسبت به قسمت دیگر باطل میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 833",
        "content": "ورثهي موصی نمیتواند در موصیبه تصرف کند مادام که موصیله رد یـا قبـول خـود را بـه آنهـا اعلام نکرده است. اگر تأخیر این اعلام موجب تضرر ورثه باشد حاکم موصیله را مجبـور مـیکنـد که تصمیم خود را معین نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 834",
        "content": "در وصیت عهدي، قبول شرط نیست لیکن وصی میتواند مادام که موصی زنده است وصایت را رد کند و اگر قبل از فوت موصی رد نکرد بعد از آن حق رد ندارد اگر چـه جاهـل بـر وصـایت بـوده باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 835",
        "content": "موصی باید نسبت به مورد وصیت، جایزالتصرف باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 836",
        "content": "هر گاه کسی به قصد خودکشی خود را مجروح یا مسموم کنـد یـا اعمـال دیگـر از ایـن قبیـل کـه موجب هلاکت است مرتکب گردد و پس از آن وصیت نماید آن وصیت در صورت هلاکت باطل است و هر گاه اتفاقاً منتهی به موت نشد وصیت نافذ خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 837",
        "content": "اگر کسی به موجب وصیت، یک یا چند نفر از ورثهي خود را از ارث محروم کنـد وصـیت مزبـور نافذ نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 838",
        "content": "موصی میتواند از وصیت خود رجوع کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 839",
        "content": "اگر موصی ثانیاً وصیتی بر خلاف وصیت اول نماید وصیت دوم صحیح است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 840",
        "content": "وصیت به صرف مال در امر غیر مشروع باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 841",
        "content": "موصیبه باید ملک موصی باشد و وصیت به مال غیر ولو با اجازهي مالک باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 842",
        "content": "ممکن است مالی را که هنوز موجود نشده است وصیت نمود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 843",
        "content": "وصیت به زیاده بر ثلث ترکه، نافذ نیست مگر به اجازهي وراث و اگر بعض از ورثه اجازه کند فقط نسبت به سهم او نافذ است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 844",
        "content": "هر گاه موصی به، مال معینی باشد آن مال تقویم میشود اگر قیمـت آن بـیش از ثلـث ترکـه باشـد مازاد، مال ورثه است مگر این که اجازه کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 845",
        "content": "میزان ثلث به اعتبار دارایی موصی در حین وفات معین میشـود نـه بـه اعتبـار دارایـی او در حـین وصیت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 846",
        "content": "هر گاه موصی به منافع ملکی باشد دائماً یا در مدت معین به طریق ذیل از ثلث اخراج میشود: www.Booknama.comبدواً عین ملک با منافع آن تقویم میشود سپس ملک مزبور با ملاحظه مسلوبالمنفعه بودن درمدت وصیت تقویم شده تفاوت بین دو قیمت از ثلث حساب میشود. اگر موصی به منافع دائمـی ملـک بوده و بدین جهت عین ملک قیمتی نداشته باشد قیمت ملک با ملاحظهي منافع از ثلـث محـسوب میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 847",
        "content": "اگر موصی به کلی باشد تعیین فرد با ورثه است مگر این که در وصیت طور دیگر مقرر شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 848",
        "content": "اگر موصی به جزءق مشاع ترکه باشد مثل ربع یا ثلث، موصیله بـا ورثـه در همـان مقـدار از ترکـه مشاعاً شریک خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 849",
        "content": "اگر موصی زیاده بر ثلث را به ترتیب معینی وصیت به اموري کرده باشد و ورثـه زیـاده بـر ثلـث را اجازه نکنند به همان ترتیبی که وصیت کرده است از ترکه خارج میشود تا میزان ثلـث و زایـد بـر ثلث باطل خواهد شد و اگر وصیت به تمام یک دفعه باشد زیاده از همه کسر میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 850",
        "content": "موصیله باید موجود باشد و بتواند مالک چیزي بشود که براي او وصیت شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 851",
        "content": "وصیت براي حمل صحیح است لیکن تملک او منوط است بر این که زنده متولد شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 852",
        "content": "اگر حمل در نتیجهي جرمی سقط شود موصیبه به ورثه او میرسد مگـر ایـن کـه جـرم مـانع ارث باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 853",
        "content": "اگر موصیلهم متعدد و محصور باشند موصیبه بین آنها بالسویه تقسیم میشود مگر این که موصی طور دیگر مقرر داشته باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 854",
        "content": "موصی میتواند یک یا چند نفر وصی معین نماید، درصورت تعدد، اوصـیا بایـد مجتمعـاً عمـل بـه وصیت کنند مگر در صورت تصریح به استقلال هر یک.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 855",
        "content": "موصی میتواند چند نفر را به نحو ترتیب، وصی معین کند به این طریق که اگـر اولـی فـوت کـرد دومی وصی باشد و اگر دومی فوت کرد سومی باشد و هکذا.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 856",
        "content": "صغیر را میتوان به اتفاق یک نفر کبیر وصی قرار داد. در این صورت اجراي وصایا با کبیر خواهـد بود تا موقع بلوغ و رشد صغیر.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 857",
        "content": "موصی میتواند یک نفر را براي نظارت در عملیات وصی معین نماید. حـدود اختیـارات نـاظر بـه طریقی خواهد بود که موصی مقرر داشته است یا از قرائن معلوم شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 858",
        "content": "وصی نسبت به اموالی که بر حسب وصیت در ید او میباشد حکم امین را دارد و ضامن نمیشـود مگر در صورت تعدي و تفریط.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 859",
        "content": "وصی باید بر طبق وصایاي موصی رفتار کند والا ضامن و منعزل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 860",
        "content": "غیر از پدر و جد پدري کس دیگر حق ندارد بر صغیر وصی معین کند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 861",
        "content": "موجب ارث دو امر است: نسب و سبب.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 862",
        "content": "اشخاصی که به موجب نسب ارث میبرند سه طبقه اند:  -١پدر و مادر و اولاد و اولاد اولاد.  -٢اجداد و برادر و خواهر و اولاد آنها. -٣اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آنها.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 863",
        "content": "وارثین طبقهي بعد وقتی ارث میبرند که از وارثین طبقهي قبل کسی نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 864",
        "content": "از جمله اشخاصی که به موجب سبب ارث میبرند هر یـک از زوجـین اسـت کـه در حـین فـوت دیگري زنده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 865",
        "content": "اگر در شخص واحد موجبات متعددهي ارث جمع شود به جهت تمـام آن موجبـات ارث مـیبـرد مگر این که بعضی از آنها مانع دیگري باشد که در این صورت فقط از جهت عنوان مانع میبرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 866",
        "content": "در صورت نبودن وارث، امر ترکهي متوفی راجع به حاکم است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 867",
        "content": "ارث به موت حقیقی یا به موت فرضی مورث تحقق پیدا میکند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 868",
        "content": "مالکیت ورثه نسبت به ترکهي متوفی مستقر نمیشـود مگـر پـس از اداي حقـوق و دیـونی کـه بـه ترکهي میت تعلق گرفته.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 869",
        "content": "حقوق و دیونی که به ترکهي میت تعلق میگیرد و باید قبل از تقسیم آن ادا شود از قرار ذیل است:  -١قیمت کفن میت و حقوقی که متعلق است به اعیان ترکه مثل عینی که متعلق رهن است؛  -٢دیون و واجبات مالی متوفی؛  -٣وصایاي میت تا ثلث ترکه بدون اجازه ورثه و زیاده بر ثلث با اجازهي آنها.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 870",
        "content": "حقوق مزبوره در ماده قبل باید به ترتیبی که در ماده مزبوره مقرر است تأدیه شود و مابقی اگر باشد بین وراث تقسیم گردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 871",
        "content": "هر گاه ورثه نسبت به اعیان ترکه معاملاتی نمایند مادام که دیون متوفی تأدیه نشده است معاملات مزبوره نافذ نبوده و دیان میتوانند آن را بر هم زنند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 872",
        "content": "اموال غائب مفقودالاثر تقسیم نمیشود مگر بعد از ثبوت فوت او یا انقضاي مدتی که عادتـاً چنـین شخصی زنده نمیماند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 873",
        "content": "اگر تاریخ فوت اشخاصی که از یکدیگر ارث میبرند مجهول و تقدم و تأخر هیچ یک معلوم نباشد اشخاص مزبور از یکدیگر ارث نمیبرند مگر آن که موت به سبب غرق یا هدم واقـع شـود کـه در این صورت از یکدیگر ارث میبرند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 874",
        "content": "اگر اشخاصی که بین آنها توارث باشد بمیرند و تاریخ فوت یکی از آنها معلوم و دیگري از حیث تقدم و تأخر مجهول باشد فقط آن که تاریخ فوتش مجهول است از آن دیگري ارث میبرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 875",
        "content": "شرط وراثت، زنده بودن در حین فوت مورث است و اگر حملی باشد در صوتی ارث مـیبـرد کـه نطفهي او حینالموت منعقد بوده و زنده هم متولد شود اگر چه فوراً پس از تولد بمیرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 876",
        "content": "با شک در حیات، حین ولادت، حکم وراثت نمیشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 877",
        "content": "در صورت اختلاف در زمان انعقاد نطفه، امارات قانونی که براي اثبات نـسب مقـرر اسـت رعایـت خواهد شد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 878",
        "content": "هر گاه در حین موت مورث، حملی باشد که اگر قابل وراثـت متولـد شـود مـانع از ارث تمـام یـا بعضی از وراث دیگر میگردد. تقسیم ارث به عمل نمیآید تا حال او معلوم شود و اگر حمل مـانع از ارث هیچ یک از سایر وراث نباشد و آنها بخواهند ترکه را تقسیم کنند باید براي حمل حصهاي که مساوي حصهي دو پسر از همان طبقه باشد کنار گذارند و حصه ي هر یک از وراث مراعا اسـت تا حال حمل معلوم شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 879",
        "content": "اگر بین وراث، غایب مفقودالاثري باشد سهم او کنار گذارده میشـود تـا حـال او معلـوم شـود در صورتی که محقق گردد قبل از مورث مرده است حصهي او به سایر وراث بر میگردد والا به خـود او یا به ورثه او میرسد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 880",
        "content": "قتل از موانع ارث است بنابراین کسی که مورث خود را عمداً بکشد از ارث او ممنوع میشود اعـم از این که قتل بالمباشره باشد یا بالتسبیب و منفرداً باشد یا به شرکت دیگري.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 881",
        "content": ")مکرر( کافر از مسلم ارث نمیبرد و اگر در بین ورثهي متوفـاي کـافري، مـسلم باشـد وراث کـافر ارث نمیبرند اگر چه از لحاظ طبقه و درجه مقدم بر مسلم باشند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 882",
        "content": "بعد از لعان، زن و شوهر از یکدیگر ارث نمیبرند و همچنین فرزندي که به سـبب انکـار او، لعـان واقع شده، از پدر و پدر از او ارث نمیبرد لیکن فرزند مزبور از مـادر و خویـشان مـادري خـود و همچنین مادر و خویشان مادري از او ارث میبرند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 883",
        "content": "هر گاه پدر بعد از لعان رجوع کند پسر از او ارث میبرد لـیکن از ارحـام پـدر و همچنـین پـدر و ارحام پدري از پسر ارث نمیبرند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 884",
        "content": "ولدالزنا از پدر و مادر و اقوام آنان ارث نمیبرد لیکن اگر حرمت رابطهاي که طفل ثمرهي آن اسـت نسبت به یکی از ابوین ثابت و نسبت به دیگري به واسطهي اکراه یا شبههي زنا نباشد طفل فقط از این طرف و اقوام او ارث میبرد و بالعکس.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 885",
        "content": "اولاد و اقوام کسانی که به موجب ماده ٨٨٠ از ارث ممنوع مـیشـوند محـروم از ارث نمـیباشـند بنابراین اولاد کسی که پدر خود را کشته باشد از جد مقتول خود ارث میبرد اگر وراث نزدیکتـري باعث حرمان آنان نشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 886",
        "content": "حجب حالت وارثی است که به واسطه ي بـودن وارث دیگـر از بـردن ارث کـلاً یـا جزئـاً محـروم میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 887",
        "content": "حجب بر دو قسم است: قسم اول آن است که وارث از اصل ارث محروم میگردد، مثـل بـرادرزاده که به واسطه بودن برادر یا خواهر متوفی، از ارث محروم میشود یا برادر ابـی کـه بـا بـودن بـرادر ابوینی از ارث محروم میگردد؛ قسم دوم آن است که فرض وارث از حد اعلی به حد ادنی نازل میگردد مثل تنزل حصهي شـوهر از نصف به ربع در صورتی که براي زوجه اولاد باشد و همچنین تنزل حصهي زن از ربـع بـه ثمـن در صورتی که براي زوج او اولاد باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 888",
        "content": "ضابطه ي حجب از اصل ارث، رعایت اقربیت به میت است. بنابراین هر طبقه از وراث، طبقهي بعد را از ارث محروم مینماید مگر در مورد ماده  ٩٣۶ و مـوردي کـه وارث دورتـر بتوانـد بـه سـمت قائممقامی ارث ببرد که در این صورت هر دو ارث میبرند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 889",
        "content": "در بین وراث طبقهي اولی اگر براي میت اولادي نباشد اولاد او هر قدر که پـایین برونـد قـائممقـام پدر یا مادر خود بوده و با هر یک از ابوین متوفی که زنده باشد ارث مـیبرنـد ولـی در بـین اولاد، اقرب به میت، ابعد را از ارث محروم مینماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 890",
        "content": "در بین وراث طبقهي دوم اگر براي متوفی برادر یا خواهري نباشد اولاد اخوه، هـر قـدر کـه پـایین بروند قائممقام پدر یا مادر خود بوده با هر یک از اجداد متوفی که زنده باشد ارث میبرند لیکن در بین اجداد یا اولاد اخوه، اقرب به متوفی ابعد را از ارث محروم میکنـد. مفـاد ایـن مـاده در مـورد وارث طبقه سوم نیز مجري میباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 891",
        "content": "وراث ذیل حاجب از ارث ندارند: پدر، مادر، پسر، دختر، زوج و زوجه.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 892",
        "content": "حجب از بعض فرض، در موارد ذیل است: www.Booknama.comالف- وقتی که براي میت، اولاد یا اولاد اولاد باشد: در این صورت ابوین میت از بردن بیش از یک ثلث محروم میشوند مگر در موردماده ٩٠٨ و  ٩٠٩که ممکن است هر یک از ابـوین بـه عنـوان قرابت یا رد بیش از یک سدس ببرد همچنین زوج از بردن بیش از یک ربع و زوجه از بـردن بـیش از یک ثمن محروم میشود. ب- وقتی که براي میت چند برادر یا خواهر باشد: در این صورت مادر میت از بردن بـیش از یـک سدس محروم میشود مشروط بر این که: اولاً- لااقل دو برادر یا یک برادر با دو خواهر یا چهار خواهر باشند؛ ثانیاً- پدر آنها زنده باشد؛ ثالثاً- از ارث ممنوع نباشد مگر به سبب قتل؛ رابعاً- ابوینی یا ابی تنها باشند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 893",
        "content": "وراث، بعضی به فرض، بعضی به قرابت و بعضی گاه به فرض و گاهی به قرابت ارث میبرند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 894",
        "content": "صاحبان فرض اشخاصی هستند که سهم آنان از ترکه معین است و صاحبان قرابت کـسانی هـستند که سهم آنها معین نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 895",
        "content": "سهام معینه که فرض نامیده میشود عبارت است از: نصف، ربع، ثمن، دوثلث، ثلث و سدس ترکه.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 896",
        "content": "اشخاصی که به فرض ارث میبرند عبارتند از: مادر و زوج و زوجه.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 897",
        "content": "اشخاصی که گاه به فرض و گاهی به قرابت ارث میبرند عبارتند از: پدر، دختر و دخترهـا، خـواهر و خواهرهاي ابی یا ابوینی و کلاله امی.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 898",
        "content": "وراث دیگر به غیر از مذکورین در دو ماده فوق به قرابت ارث میبرند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 899",
        "content": "فرض سه وارث نصف ترکه است: www.Booknama.com -١شوهر در صورت نبودن اولاد براي متوفا اگر چه از شوهر دیگر باشد؛  -٢دختر اگر فرزند منحصر باشد؛  -٣خواهر ابوینی یا ابی تنها در صورتی که منحصر به فرد باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 900",
        "content": "فرض دو وارث ربع ترکه است:  -١شوهر در صورت فوت زن با داشتن اولاد؛  -٢زوجه یا زوجه ها در صورت فوت شوهر بدون اولاد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 901",
        "content": "ثمن، فریضه ي زوجه یا زوجه ها است در صورت فوت شوهر با داشتن اولاد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 902",
        "content": "فرض دو وارث دو ثلث ترکه است:  -١دو دختر و بیشتر در صورت نبودن اولاد ذکور؛  -٢دو خواهر و بیشتر ابوینی یا ابی تنها با نبودن برادر.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 903",
        "content": "فرض دو وارث ثلث ترکه است:  -١مادر متوفی در صورتی که میت اولاد و اخوه نداشته باشد؛  -٢کلاله امی در صورتی که بیش از یکی باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 904",
        "content": "فرض سه وارث سدس ترکه است: پدر و مادر و کلاله امی اگر تنها باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 905",
        "content": "از ترکهي میت هر صاحب فرض حصه خود را میبرد و بقیه به صـاحبان قرابـت مـیرسـد و اگـر صاحب قرابتی در آن طبقه مساوي با صاحب فرض در درجـه نباشـد بـاقی بـه صـاحب فـرض رد میشود مگر در مورد زوج و زوجه که به آنها رد نمیشود لیکن اگر براي متوفی وارثی بـه غیـر از زوج نباشد زائد از فریضه به او رد میشود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 906",
        "content": "اگر براي متوفی اولاد یا اولاد اولاد از هر درجه که باشد موجود نباشد هر یک از ابوین در صـورت انفراد، تمام ارث را میبرد و اگر پدر و مادر میت هر دو زنده باشند مادر یک ثلث و پـدر دو ثلـث میبرد لیکن اگر مادر حاجب داشته باشد سدس از ترکه متعلق به مادر و بقیه مال پدر است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 907",
        "content": "اگر متوفی ابوین نداشته و یک یا چند نفر اولاد داشته باشد ترکه به طریق ذیل تقسیم میشود: اگر فرزند، منحصر به یکی باشد خواه پسر خواه دختر تمام ترکه به او میرسد. اگر اولاد متعدد باشند ولی تمام پسر، یا تمام دختر، ترکه بین آنها بالسویه تقسیم میشود. اگر اولاد متعدد باشند و بعضی از آنها پسر و بعضی دختر، پسر دو برابر دختر میبرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 908",
        "content": "هر گاه پدر یا مادر متوفی یا هر دو ابوین او موجود باشد با یک دختر فرض هر یک از پدر و مـادر سدس ترکه و فرض دختر نصف آن خواهد بود و ما بقی بین تمام وراث بـه نـسبت فـرض آنهـا تقسیم شود مگر این که مادر حاجب داشته باشد که در این صورت مادر از مابقی چیزي نمیبرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 909",
        "content": "هر گاه پدر یا مادر متوفی یا هر دو ابوین او موجود باشند با چند دختر، فرض تمام دخترها دو ثلث ترکه خواهد بود که بالسویه بین آنها تقسیم میشود و فرض هر یک از پدر و مادر یـک سـدس و مابقی اگر باشد بین تمام ورثه به نسبت فرض آنها تقسیم میشود مگر این که مادر حاجب داشـته باشد در این صورت مادر از باقی چیزي نمیبرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 910",
        "content": "هر گاه میت اولاد داشته باشد گر چه یک نفر، اولاد اولاد او ارث نمیبرند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 911",
        "content": "هر گاه میت اولاد بلاواسطه نداشته باشد اولاد اولاد او قـائممقـام اولاد بـوده و بـدین طریـق جـزو وراث طبقه اول محسوب و با هر یک از ابوین که زنده باشد ارث میبرد. تقسیم ارث بین اولاد بـر حسب نسل به عمل میآید: یعنی هر نسل حصهي کسی را میبرد که به توسط او به میت میرسـد. بنابراین اولاد پسر دو برابر اولاد دختر میبرند. در تقسیم بین افراد یک نسل، پـسر دو برابـر دختـر میبرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 912",
        "content": "اولاد اولاد تا هر چه که پایین بروند به طریق مذکور در ماده فوق ارث میبرند بـا رعایـت ایـن کـه اقرب به میت ابعد را محروم میکند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 913",
        "content": "در تمام صور مذکوره در این مبحث هر یک از زوجین که زنده باشد فرض خود را مـیبـرد و ایـن فرض عبارت است: از نصف ترکه براي زوج و ربع آن براي زوجه در صـورتی کـه میـت اولاد یـا اولاد اولاد نداشته باشد و از ربع ترکه براي زوج و ثمن آن براي زوجه در صورتی که میت اولاد یا اولاد اولاد داشته باشد و مابقی ترکه بر طبق مقررات مواد قبل مابین سایر وراث تقسیم میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 914",
        "content": "اگر به واسطهي بودن چندین نفر صاحبان فرض، ترکهي میت کفایت نـصیب تمـام آنهـا را نکنـد نقص بر بنت و بنتین وارد میشود و اگر پس از موضوع کردن نصیب صاحبان فرض، زیادتی باشد و وارثی نباشد که زیاده را به عنوان قرابت ببرد این زیاده بین صاحبان فرض بر طبق مقررات مـواد فوق تقسیم میشود لیکن زوج و زوجه مطلقاً و مادر اگـر حاجـب داشـته باشـد از زیـادي چیـزي نمیبرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 915",
        "content": "انگشتري که میت معمولاً استعمال میکرده و همچنین قرآن و رختهاي شخـصی و شمـشیر او بـه پسر بزرگ او میرسد بدون این که از حصهي او از این حیث چیزي کسر شود مشروط بر ایـن کـه ترکهي میت منحصر به این اموال نباشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 916",
        "content": "هر گاه براي میت و ارث طبقه اولی نباشد ترکه او به وارث طبقه ثانیه میرسد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 917",
        "content": "هر یک از وراث طبقه دوم اگر تنها باشد تمام ارث را میبرد و اگر متعدد باشند ترکـهي بـین آنهـا بر طبق مواد ذیل تقسیم میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 918",
        "content": "اگر میت اخوهي ابوینی داشته باشد اخوهي ابی ارث نمیبرند. در صـورت نبـودن اخـوهي ابـوینی اخوهي ابی حصهي ارث آنها را میبرند. اخوهي ابوینی و اخوهي ابی هیچ کدام اخوهي امـی را از ارث محروم نمیکنند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 919",
        "content": "اگر وراث میت چند برادر ابوینی یا چند برادر ابی یا چند خواهر ابوینی یا چند خواهر ابی باشند ترکه بین آنها بالسویه تقسیم میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 920",
        "content": "اگر وراث میت چند برادر و خواهر ابوینی یا چند برادر و خواهر ابی باشند حصه ي ذکور دو برابـر اناث خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 921",
        "content": "اگر وراث چند برادر امی یا چند خواهر امی یا چند بـرادر و خـواهر امـی باشـند ترکـه بـین آنهـا بالسویه تقسیم میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 922",
        "content": "هر گاه اخوهي ابوینی و اخوهي امی با هم باشند تقسیم به طریق ذیل میشود: اگر برادر یا خواهر امی یکی باشد سدس ترکه را میبرد و بقیه مال اخوهي ابوینی یا ابی اسـت کـه به طریق مذکور در فوق تقسیم مینمایند. اگر کلاله امی متعدد باشد ثلث ترکه به آنها تعلق گرفتـه و بین خود بالسویه تقسیم میکنند و بقیه مال اخوهي ابوینی یا ابی است که مطابق مقررات مـذکور در فوق تقسیم مینمایند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 923",
        "content": "هر گاه ورثه، اجداد یا جدات باشد ترکه به طریق ذیل تقسیم میشود: اگر جد یا جده تنها باشد اعم از ابی یا امی تمام ترکه به او تعلق میگیرد. اگر اجداد و جدات متعدد باشند در صورتی که ابی باشند ذکور دو برابر اناث مـیبـرد و اگـر همـه امی باشند بین آنها بالسویه تقسیم میگردد. اگر جد یا جده ابی و جد یا جده امی با هم باشند ثلث ترکه به جـد یـا جـده امـی مـیرسـد و در صورت تعدد اجداد امی آن ثلث بین آنها بالسویه تقسیم میشود و دو ثلث دیگر به جـد یـا جـده ابی میرسد و در صورت تعدد، حصهي ذکور از آن دو ثلث دو برابر حصهي اناث خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 924",
        "content": "هر گاه میت اجداد و کلاله با هم داشته باشد دو ثلث ترکه به وراثی میرسد که از طرف پدر قرابت دارند و در تقسیم آن حصهي ذکور دو برابر اناث خواهد بود و یک ثلث به وراثی مـیرسـد کـه از طرف مادر قرابت دارند و بین خود بالسویه تقسیم مینمایند. لیکن اگر خـویش مـادري فقـط یـک برادر یا یک خواهر امی باشد فقط سدس ترکه به او تعلق خواهد گرفت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 925",
        "content": "در تمام صور مذکوره در مواد فوق اگر براي میت نه برادر باشد و نه خواهر، اولاد اخـوه قـائممقـام آنها شده و با اجداد ارث میبرند در این صورت تقسیم ارث نسبت به اولاد اخوه بر حسب نـسل www.Booknama.comبه عمل میآید: یعنی هر نسل حصه کسی را میبرد که به واسطهي او به میت میرسد بنابراین اولاد اخوهي ابوینی یا ابی حصهي اخوه ابوینی یا ابی تنها و اولاد کلاله امی حصه کلاله امی را میبرنـد. در تقسیم بین افراد یک نسل اگر اولاد اخوهي ابوینی یا ابی تنهاباشند ذکور دو برابر اناث میبـرد و اگر از کلاله امی باشند بالسویه تقسیم میکنند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 926",
        "content": "در صورت اجتماع کلاله ابوینی و ابی و امی، کلاله ابی ارث نمیبرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 927",
        "content": "در تمام مواد مذکور در این مبحث هر یک از زوجین که باشد فرض خود را از اصل ترکه میبـرد و این فرض عبارت است از نصف اصل ترکه براي زوج و ربع آن براي زوجه. متقربین بـه مـادر هـم اعم از اجداد یا کلاله فرض خود را از اصل ترکه میبرند. هر گاه بـه واسـطه ورود زوج یـا زوجـه نقصی موجود گردد نقص بر کلاله ابوینی یا ابی یا بر اجداد ابی وارد میشود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 928",
        "content": "هر گاه براي میت وراث طبقه دوم نباشد ترکه او به وراث طبقه سوم میرسد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 929",
        "content": "هر یک از وراث طبقه سوم اگر تنها باشد تمام ارث را میبرد و اگر متعدد باشند ترکه بین آنها بـر طبق مواد ذیل تقسیم میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 930",
        "content": "اگر میت اعمام یا اخوال ابوینی داشته باشد اعمام یا اخوال ابی ارث نمـیبرنـد در صـورت نبـودن اعمام یا اخوال ابوینی اعمام یا اخوال ابی حصهي آنها را میبرند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 931",
        "content": "هر گاه وراث متوفی، چند نفر عمو یا چند نفر عمه باشند ترکهي بین آنها بالسویه تقسیم میشـود، در صورتی که همهي آنها ابوینی یا همه ابی یا همه امی باشند. هر گاه عمو و عمه با هم باشـند در صورتی که همه امی باشند ترکه را بالسویه تقسیم مینمایند و در صورتی کـه همـه ابـوینی یـا ابـی باشند حصه ذکور دو برابر اناث خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 932",
        "content": "در صورتی که اعمام امی و اعمام ابوینی یا ابی با هم باشند عم یا عمه امی اگر تنها باشند سدس www.Booknama.comترکه به او تعلق میگیرد و اگر متعدد باشند ثلث ترکه و این ثلـث را مـابین خـود بالـسویه تقـسیم میکنند و باقی ترکه به اعمام ابوینی یا ابی میرسد که در تقسیم، ذکور دو برابر اناث میبرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 933",
        "content": "هر گاه وراث متوفی چند نفر دایی یا چند نفر خاله یا چند نفر دایی و چند نفر خاله بـا هـم باشـند ترکه بین آنها بالسویه تقسیم میشود خواه همه ابوینی خواه همه ابی و خواه همه امی باشند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 934",
        "content": "اگر وراث میت دایی و خالهي ابی یا ابوینی با دایی و خالهي امی باشند طرف امی اگر یکـی باشـد سدس ترکه را میبرد و اگر متعدد باشند ثلث آن را میبرند و بین خود بالسویه تقـسیم مـیکننـد و مابقی مال دایی و خالههاي ابوینی یا ابی است که آنها هم بین خود بالسویه تقسیم مینمایند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 935",
        "content": "اگر براي میت یک یا چند نفر اعمام با یک یا چند نفر اخوال باشد ثلث ترکه به اخـوال و دو ثلـث آن به اعمام تعلق میگیرد. تقسیم ثلث بین اخوال بالسویه به عمل میآید لیکن اگر بین اخوال یک نفر امی باشد سدس حـصه اخوال به او میرسد و اگر چند نفر امی باشند ثلث آن حصه به آنهـا داده مـیشـود و در صـورت اخیر تقسیم بین آنها بالسویه به عمل میآید. در تقسیم دو ثلث بین اعمام، حصهي ذکور دو برابر اناث خواهد بود. لیکن اگر بین اعمام یک نفـر امی باشد سدس حصهي اعمام به او میرسد و اگر چند نفر امـی باشـند ثلـث آن حـصه بـه آنهـا میرسد و در صورت اخیر آن ثلث را بالسویه تقسیم میکنند. در تقسیم پنج سدس و یا دو ثلث که از حصهي اعمام باقی میماند بین اعمام ابوینی یا ابـی حـصه ذکور دو برابر اناث خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 936",
        "content": "با وجود اعمام یا اخوال، اولاد آنها ارث نمیبرند مگر در صورت انحصار وارث به یک پسرعموي ابوینی با یک عموي ابی تنها که فقط در این صورت پسرعمو، عمو را از ارث محروم میکند. لیکن اگر با پسرعموي ابوینی خال یا خاله باشد یا اعمام متعدد باشند ولو ابی تنها، پسرعمو ارث نمیبرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 937",
        "content": "هر گاه براي میت نه اعمام باشد و نه اخوال اولاد آنها به جاي آنهـا ارث مـیبرنـد و نـصیب هـر نسل نصیب کسی خواهد بود که به واسطهي او به میت متصل میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 938",
        "content": "در تمام موارد مزبوره در این مبحث هر یک از زوجین که باشد فرض خود را از اصل ترکه میبرد www.Booknama.comو این فرض عبارت است از: نصف اصل ترکه براي زوج و ربع آن براي زوجه. متقرب به مادر هم نصیب خودرا از اصل ترکه میبرد. باقی ترکه مال متقرب بـه پـدر اسـت و اگـر نقصی هم باشد بر متقربین به پدر وارد میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 939",
        "content": "در تمام موارد مذکوره در این مبحث و دو مبحث قبل اگر وارث خنثی بوده و از جمله وراثی باشـد که ذکور آنها دو برابر اناث میبرند، سهمالارث او به طریق ذیل معین میشود: اگر علائم رجولیت غالب باشد سهمالارث یک پسر از طبقه خود و اگر علائم اناثیـت غلبـه داشـته باشد سهمالارث یک دختر از طبقهي خود را میبرد و اگر هیچ یک از علائم غالـب نباشـد نـصف مجموع سهمالارث یک پسر و یک دختر از طبقهي خود را خواهد برد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 940",
        "content": "زوجین که زوجیت آنها دائمی بوده و ممنوع از ارث نباشند از یکدیگر ارث میبرند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 941",
        "content": "سهمالارث زوج و زوجه از ترکهي یکدیگر به طوري است که در مـواد  ٩٢٧ ،٩١٣و  ٩٣٨ذکـر شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 942",
        "content": "در صورت تعدد زوجات ربع یا ثمن ترکه که تعلق به زوجه دارد بین همهي آنـان بالـسویه تقـسیم میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 943",
        "content": "اگر شوهر زن خود را به طلاق رجعی مطلقه کند هر یک از آنها کـه قبـل از انقـضاي عـده بمیـرد دیگري از او ارث میبرد لیکن اگر فوت یکی از آنها بعد از انقضاي عده بـوده و یـا طـلاق بـائن باشد از یکدیگر ارث نمیبرند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 944",
        "content": "اگر شوهر در حال مرض زن خود را طلاق دهد و در ظرف یـک سـال از تـاریخ طـلاق بـه همـان مرض بمیرد زوجه از او ارث میبرد اگرچه طلاق بائن باشد مشروط بر ایـن کـه زن شـوهر نکـرده باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 945",
        "content": "اگر مردي در حال مرض زنی را عقد کند و در همـان مـرض قبـل از دخـول بمیـرد زن از او ارث نمیبرد لیکن اگر بعد از دخول یا بعد از صحت یافتن از آن مرض بمیرد زن از او ارث میبرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 946",
        "content": "زوج از تمام اموال زوجه ارث میبرد لیکن زوجه از اموال ذیل:  -١از اموال منقول از هر قبیل که باشد،  -٢از ابنیه و اشجار.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 947",
        "content": "زوجه از قیمت ابنیه و اشجار ارث میبرد و نه از عین آنها و طریقهي تقویم آن اسـت کـه ابنیـه و اشجار با فرض استحقاق بقا در زمین بدون اجرت تقویم میگردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 948",
        "content": "هر گاه درمورد ماده قبل ورثه از اداي قیمت ابنیه و اشجار امتناع کند زن میتوانـد حـق خـود را از عین آنها استیفا نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 949",
        "content": "در صورت نبودن هیچ وارث دیگر به غیر از زوج یا زوجه، شوهر تمام ترکـه زن متوفـات خـود را میبرد لیکن زن فقط نصیب خود را و بقیه ترکهي شوهر در حکم مـال اشـخاص بـلاوارث و تـابع ماده٨۶۶ خواهد بود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 950",
        "content": "مثلی که در این قانون ذکر شده عبارت از مالی است که اشباه و نظایر آن نوعاً زیـاد و شـایع باشـد مانند حبوبات و نحو آن و قیمی مقابل آن است. معذالک تشخیص این معنی با عرف میباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 951",
        "content": "تعدي، تجاوز نمودن از حدود اذن یا متعارف است نسبت به مال یا حق دیگري.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 952",
        "content": "تفریط عبارت است از ترك عملی که به موجب قرارداد یا متعارف براي حفظ مال غیر لازم است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 953",
        "content": "تقصیر اعم است از تفریط و تعدي.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 954",
        "content": "کلیهي عقود جایزه به موت احد طرفین منفسخ میشود و همچنین بـه سـفه در مـواردي کـه رشـد معتبر است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 955",
        "content": "مقررات این قانون در مورد کلیهي اموري که قبل از این قانون واقع شده معتبر است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 956",
        "content": "اهلیت براي دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 957",
        "content": "حمل از حقوق مدنی متمتع میگردد مشروط بر این که زنده متولد شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 958",
        "content": "هر انسان، متمتع از حقوق مدنی خواهد بود لیکن هیچ کس نمیتواند حقوق خود را اجرا کند مگـر این که براي این امر اهلیت قانونی داشته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 959",
        "content": "هیچ کس نمیتواند به طور کلی حق تمتع و یا حق اجراي تمـام یـا قـسمتی از حقـوق مـدنی را از خود سلب کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 960",
        "content": "هیچ کس نمیتواند از خود سلب حریت کند و یا در حدودي که مخالف قوانین و یا اخلاق حـسنه باشد از استفاده از حریت خود صرف نظر نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 961",
        "content": "جز در موارد ذیل اتباع خارجه نیز از حقوق مدنی متمتع خواهند بود:  -١در مورد حقوقی که قانون آن را صراحتاً منحصر به اتباع ایران نموده و یا آن را صراحتاً از اتباع خارجه سلب کرده است؛  -٢در مورد حقوق مربوط به احوال شخصی که قانون دولت متبوع تبعه خارجه آن را قبول نکـرده است؛ -در مورد حقوق مخصوصه که صرفاً از نقطه نظر جامعهي ایرانی ایجاد شده باشد.  ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 962",
        "content": "تشخیص اهلیت هر کس براي معامله کردن بر حسب قانون دولت متبوع او خواهد بود معذلک اگر یک نفر تبعه خارجه در ایران عمل حقوقی انجام دهد در صورتی کـه مطـابق قـانون دولـت متبـوع خود براي انجام آن عمل واجد اهلیت نبوده و یا اهلیت ناقصی داشته است آن شخص براي انجـام آن عمل واجد اهلیت محسوب خواهد شد در صورتی که قطع نظر از تابعیـت خـارجی او، مطـابق قانون ایران نیز بتوان او را براي انجام آن عمل داراي اهلیت تشخیص داد. حکـم اخیـر نـسبت بـه اعمال حقوقی که مربوط به حقوق خانوادگی و یا حقوق ارثی بوده و یـا مربـوط بـه نقـل و انتقـال اموال غیر منقول واقع در خارج ایران میباشد شامل نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 963",
        "content": "اگر زوجین تبعه یک دولت نباشند روابط شخصی و مالی بین آنها تابع قوانین دولت متبوع شـوهر خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 964",
        "content": "روابط بین ابوین و اولاد، تابع قانون دولت متبوع پدر است مگر این که نسبت طفل فقـط بـه مـادر مسلم باشد که در این صورت روابط بین طفل و مادر او تابع قانون دولت متبوع مادر خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 965",
        "content": "ولایت قانونی و نصب قیم بر طبق قوانین دولت متبوع مولی علیه خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 966",
        "content": "تصرف و مالکیت و سایر حقوق بر اشیاي منقول یا غیرمنقول تابع قانون مملکتی خواهد بود که آن اشیا در آن جا واقع میباشند معذلک حمل و نقل شدن شئ منقـول از مملکتـی بـه مملکـت دیگـر نمیتواند به حقوقی که ممکن است اشخاص مطابق قانون محـل وقـوع اولـی شـئ نـسبت بـه آن تحصیل کرده باشند خللی آورد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 967",
        "content": "ترکهي منقول یا غیرمنقول اتباع خارجه که در ایران واقع است فقط از حیث قوانین اصـلیه از قبیـل قوانین مربوطه به تعیین وراث ومقدار سهمالارث آنها و تشخیص قسمتی کـه متـوفی مـیتوانـسته است به موجب وصیت تملیک نماید تابع قانون دولت متبوع متوفی خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 968",
        "content": "تعهدات ناشی از عقود تابع قانون محل وقوع عقد است مگر این که متعاقدین، اتباع خارجه بوده و آن را صریحاً یا ضمناً تابع قانون دیگري قرار داده باشند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 969",
        "content": "اسناد از حیث طرز تنظیم تابع قانون محل تنظیم خود میباشند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 970",
        "content": "مأمورین سیاسی یا قونسولی دول خارجه در ایران وقتی میتوانند بـه اجـراي عقـد نکـاح مبـادرت نمایند که طرفین عقد هر دو تبعهي دولت متبوع آنها بوده و قوانین دولت مزبور نیز ایـن اجـازه را به آنها داده باشد. در هر حال نکاح باید در دفاتر سجل احوال ثبت شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 971",
        "content": "دعاوي از حیث صلاحیت محاکم و قوانین راجعه به اصول محاکمات تابع قانون محلی خواهد بـود که در آن جا اقامه میشود. مطرح بودن همان دعوا در محکمهي اجنبی رافـع صـلاحیت محکمـه ي ایرانی نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 972",
        "content": "احکام صادره از محاکم خارجه و همچنین اسـناد رسـمی لازمالاجـراي تنظـیم شـده در خارجـه را نمیتوان در ایران اجرا نمود مگر این که مطابق قوانین ایران امر به اجراي آنها صادر شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 973",
        "content": "اگر قانون خارجه که باید مطابق ماده ٧ جلد اول این قانون و یا بر طبق مواد فوق رعایت گردد بـه قانون دیگري احاله داده باشد محکمه مکلف به رعایت این احاله نیست مگر این که احاله به قانون ایران شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 974",
        "content": "مقررات ماده ٧ و مواد  ٩۶٢تا  ٩٧۴این قانون تا حدي به موقع اجرا گذارده میشود کـه مخـالف عهود بینالمللی که دولت ایران آن را امضا کرده و یا مخالف با قوانین مخصوصه نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
	    {
        "article": "ماده 975",
        "content": "محکمه نمیتواند قوانین خارجی و یا قراردادهاي خصوصی را که بر خلاف اخلاق حسنه بوده و یابه واسطه ي جریحهدار کردن احساسات جامعه یا به علت دیگر مخالف با نظـم عمـومی محـسوب میشود به موقع اجرا گذارد اگر چه اجراي قوانین مزبور اصولاً مجاز باشد",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 976",
        "content": "اشخاص ذیل تبعه ایران محسوب میشوند:  -١کلیه ي ساکنین ایران به استثناي اشخاصی که تبعیت خارجی آنها مسلم باشد. تبعیـت خـارجی کسانی مسلم است که مدارك تابعیت آنها مورد اعتراض دولت ایران نباشد؛  -٢کسانی که پدر آنها ایرانی است اعم از این که در ایران یا درخارجه متولد شده باشند؛  -٣کسانی که در ایران متولد شده و پدر و مادر آنان غیرمعلوم باشند؛  -۴کسانی که در ایران از پدر و مادر خارجی که یکـی از آنهـا در ایـران متولـد شـده بـه وجـود آمدهاند؛  -۵کسانی که در ایران از پدري که تبعه خارجه است به وجود آمده و بلافاصله پس از رسـیدن بـه هجده سال تمام لااقل یک سال دیگر در ایران اقامت کرده باشند والا قبول شدن آنهـا بـه تابعیـت ایران بر طبق مقرراتی خواهد بود که مطابق قانون براي تحصیل تابعیت ایران مقرر است؛  -۶هر زن تبعهي خارجی که شوهر ایرانی اختیار کند؛  -٧هر تبعهي خارجی که تابعیت ایران را تحصیل کرده باشد. تبصره: اطفال متولد از نمایندگان سیاسی و قنسولی خارجه مشمول فقره  ۴و  ۵نخواهند بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 977",
        "content": "الف- هر گاه اشخاص مذکور در بند  ۴ماده  ٩٧۶پس از رسیدن به سن  ١٨سـال تمـام بخواهنـد تابعیت پدر خود را قبول کنند باید ظرف یک سال درخواست کتبی بـه ضـمیمهي تـصدیق دولـت متبوع پدرشان دایر به این که آنها را تبعه خود خواهـد شـناخت بـه وزارت امـور خارجـه تـسلیم نمایند ب- هر گاه اشخاص مذکور در بند  ۵ماده  ٩٧۶پس از رسیدن به سن  ١٨سال تمام بخواهنـد بـه تابعیت پدر خود باقی بمانند باید ظرف یک سال درخواست کتبی به ضمیمهي تصدیق دولت متبوع پدرشان دایر به این که آنها را تبعه خود خواهد شناخت به وزارت امور خارجه تسلیم نمایند",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 978",
        "content": "نسبت به اطفالی که در ایران از اتباع دولی متولد شدهاند که در مملکت متبوع آنها اطفال متولـد از اتباع ایرانی را به موجب مقررات تبعه خود محسوب داشته و رجوع آنها را به تبعیت ایران منـوط به اجازه میکنند معامله متقابله خواهد شد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 979",
        "content": "اشخاصی که داراي شرایط ذیل باشند میتوانند تابعیت ایران را تحصیل کنند:  -١به سن هجده سال تمام رسیده باشند؛  -٢پنج سال اعم از متوالی یا متناوب در ایران ساکن بوده باشند؛  -٣فراري از خدمت نظامی نباشند؛ www.Booknama.com -۴در هیچ مملکتی به جنحهي مهم یا جنایت غیرسیاسی محکوم نشده باشند. در مورد فقرهي دوم این ماده مدت اقامت در خارجه براي خدمت دولت ایران در حکـم اقامـت در خاك ایران است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 980",
        "content": "کسانی که به امور عامالمنفعهي ایران خدمت یا مساعدت شایانی کرده باشند و همچنـین اشخاصـی که داراي عیال ایرانی هستند و از او اولاد دارند و یا داراي مقامات عالی علمی و متخصص در امور عامالمنفعه میباشند و تقاضاي ورود بـه تابعیـت دولـت جمهـوري اسـلامی ایـران را مینماینـد در صورتی که دولت ورود آنها را به تابعیت دولت جمهوري اسلامی ایران صلاح بداند بدون رعایت شرط اقامت ممکن است با تصویب هیأت وزیران به تابعیت ایران قبول شوند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 981",
        "content": "حذف شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 982",
        "content": "اشخاصی که تحصیل تابعیت ایرانی نموده یا بنمایند از کلیهي حقوقی که براي ایرانیان مقـرر اسـت بهرهمند میشوند لیکن نمیتوانند به مقامات ذیل نائل گردند:  -١ریاست جمهوري و معاونین او  -٢عضویت در شوراي نگهبان و ریاست قوه قضاییه  -٣وزارت و کفالت وزارت و استانداري و فرمانداري  -۴عضویت در مجلس شوراي اسلامی  -۵عضویت شوراهاي استان و شهرستان و شهر  -۶استخدام در وزارت امور خارجه و نیز احراز هر گونه پست و مأموریت سیاسی  -٧قضاوت  -٨عالیترین رده فرماندهی در ارتش و سپاه و نیروي انتظامی  -٩تصدي پست هاي مهم اطلاعاتی و امنیتی",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 983",
        "content": "درخواست تابعیت باید مستقیماً یا به توسط حکام یا ولات به وزارت امور خارجـه تـسلیم شـده و داراي منضمات ذیل باشد:  -١سواد مصدق اسناد هویت تقاضاکننده و عیال و اولاد او؛  -٢تصدیقنامهي نظمیه دایر به تعیین مـدت اقامـت تقاضـاکننده در ایـران و نداشـتن سوءسـابقه و داشتن مکنت کافی یا شغل معین براي تأمین معاش. وزارت امور خارجه در صورت لزوم اطلاعات www.Booknama.comراجعه به شخص تقاضاکننده را تکمیل و آن را به هیأت وزرا ارسال خواهد نمود تا هیأت مزبور در قبـول یـا رد آن تـصمیم مقتـضی اتخـاذ کنـد. در صـورت قبـول شـدن تقاضـا، سـند تابعیـت بـه درخواستکننده تسلیم خواهد شد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 984",
        "content": "زن و اولاد صغیر کسانی که بر طبق این قانون تحصیل تابعیت ایران مینمایند تبعـهي دولـت ایـران شناخته میشوند ولی زن در ظرف یک سال از تاریخ صدور سند تابعیـت شـوهر و اولاد صـغیر در ظرف یک سال از تاریخ رسیدن به سن هجده سال تمام میتوانند اظهاریهي کتبی بـه وزارت امـور خارجه داده و تابعیت مملکت سابق شوهر و یا پدر را قبول کند لیکن بـه اظهاریـهي اولاد اعـم از ذکور و اناث باید تصدیق مذکور در ماده ٩٧٧ ضمیمه شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 985",
        "content": "تحصیل تابعیت ایرانی پدر به هیچ وجه درباره اولاد او که در تاریخ تقاضانامه به سـن هجـده سـال تمام رسیدهاند مؤثر نمیباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 986",
        "content": "زن غیرایرانی که در نتیجهي ازدواج، ایرانی میشود میتواند بعد از طلاق یا فوت شوهر ایرانـی بـه تابعیت اول خود رجوع نماید مشروط بر این که وزارت امور خارجه را کتباً مطلع کند ولی هـر زن شوهر مرده که از شوهر سابق خود اولاد دارد نمیتواند مادام که اولاد او به سن هجـده سـال تمـام نرسیده از این حق استفاده کند و در هر حال زنی که مطابق این ماده تبعهي خارجه مـیشـود حـق داشتن اموال غیرمنقوله نخواهد داشت مگر در حدودي که این حق به اتباع خارجه داده شده باشـد و هر گاه داراي اموال غیرمنقول بیش از آن چه که براي اتباع خارجه داشتن آن جایز است بوده یـا بعداً به ارث، اموال غیرمنقولی بیش از حد آن به او برسد باید در ظرف یک سال از تاریخ خروج از تابعیت ایران یا داراشدن ملک در مورد ارث مقدار مازاد را به نحوي از انحا به اتباع ایران منتقل کند والا اموال مزبور با نظارت مدعیالعموم محل، به فروش رسیده پس از وضع مخارج فروش، قیمـت به آنها داده خواهد شد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 987",
        "content": "زن ایرانی که با تبعهي خارجه مزاوجت مینماید به تابعیت ایرانی خود باقی خواهد ماند مگـر ایـن که مطابق قانون مملکت زوج، تابعیت شوهر به واسطهي وقوع عقد ازدواج به زوجه تحمیـل شـود ولی در هر صورت بعد از وفات شوهر و یا تفریق، به صـرف تقـدیم درخواسـت بـه وزارت امـور خارجه به انضمام ورقهي تصدیق فوت شوهر و یا سند تفریق، تابعیت اصلیه زن با جمیع حقـوق و امتیازات راجعه به آن مجدداً به او تعلق خواهد گرفت. تبصره  :١هر گاه قانون تابعیت مملکت زوج، زن را بین حفظ تابعیت اصلی و تابعیـت زوج مخیـر بگذارد در این مورد زن ایرانی که بخواهد تابعیت مملکت زوج را دارا شـود و علـل مـوجهی هـم براي تقاضاي خود در دست داشته باشد به شرط تقدیم تقاضانامهي کتبی بـه وزارت امـور خارجـه ممکن است با تقاضاي او موافقت گردد. تبصره  :٢زنهاي ایرانی که بر اثر ازدواج تابعیت خارجی را تحصیل مـیکننـد حـق داشـتن امـوال غیرمنقول را در صورتی که موجب سلطهي خارجی گردد ندارند. تشخیص این امـر بـا کمیـسیونی متشکل از نمایندگان وزارتخانههاي امور خارجه، کشور و اطلاعات است. مقررات ماده  ٩٨٨ و تبصره آن در قسمت خروج ایرانیانی که تابعیت خود را ترك نمودهاند شـامل زنان مزبور نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 988",
        "content": "اتباع ایران نمیتوانند تبعیت خود را ترك کنند مگر به شرایط ذیل:  -١به سن  ٢۵سال تمام رسیده باشند؛  -٢هیأت وزرا، خروج از تابعیت آنان را اجازه دهد؛  -٣قبلاً تعهد نمایند که در ظرف یک سال از تاریخ ترك تابعیت،حقوق خود را بر اموال غیرمنقـول که در ایران دارا میباشند و یا ممکن است بالوراثه دارا شوند ولو قوانین ایران اجازهي تملک ان را به اتباع خارجه بدهد به نحوي از انحا به اتباع ایرانی منتقل کنند. زوجه و اطفال کسی که بـر طبـق این ماده ترك تابعیت مینماید اعم از این که اطفال مزبور صغیر یـا کبیـر باشـند از تبعیـت ایرانـی خارج نمیگردند مگر این که اجازهي هیأت وزرا شامل آنها هم باشد؛  -۴خدمت تحتالسلاح خود را انجام داده باشند. تبصره الف: کسانی که بر طبق این ماده مبادرت به تقاضـاي ترکـت ابعیـت ایـران و قبـول تابعیـت خارجی مینمایند علاوه بر اجراي مقرراتی که ضمن بند ) (٣از این ماده دربارهي آنان مقـرر اسـت باید ظرف مدت سه ماه از تاریخ صدور سند ترك تابعیت، از ایران خارج شوند. چنـان چـه ظـرف مدت مزبور خارج نشوند مقامات صالحه، امر به اخراج آنها و فروش اموالشان صادر خواهند نمود و تمدید مهلت مقررهي فوق حداکثر تا یک سال موکول به موافقت وزارت امور خارجه میباشد. تبصره ب: هیأت وزیران میتواند ضمن تصویب ترك تابعیت زن ایرانـی بـیشـوهر تـرك تابعیـت فرزندان او را نیز که فاقد پدر و جد پدري هستند و کمتر از  ١٨سال تمام دارنـد و یـا بـه جهـات دیگري محجورند اجازه دهد. فرزندان زن مذکور نیـز کـه بـه سـن  ٢۵سـال تمـام نرسـیده باشـند میتوانند به تابعیت از درخواست مادر، تقاضاي ترك تابعیت نمایند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 989",
        "content": "هر تبعه ایرانی که بدون رعایت مقـررات قـانونی بعـد از تـاریخ  ١٢٨٠شمـسی تابعیـت خـارجی تحصیل کرده باشد، تبعیت خارجی او کأن لم یکن بوده و تبعهي ایران شناخته میشود ولی در عین حال کلیهي اموال غیرمنقولهي او با نظارت مدعیالعموم محل بـه فـروش رسـیده و پـس از وضـع مخارج فروش، قیمت آن به او داده خواهد شد و به علاوه از اشتغال به وزارت و معاونت وزارت و عضویت مجالس مقننه و انجمنهاي ایالتی و ولایتی و بلـدي و هـر گونـه مـشاغل دولتـی محـروم خواهد بود. تبصره: هیأت وزیران میتواند بنا به مـصالحی بـه پیـشنهاد وزارت امـور خارجـه تابعیـت خـارجی مشمولین این ماده را به رسمیت بشناسد. به این گونه اشـخاص بـا موافقـت وزارت امـور خارجـه اجازهي ورود به ایران یا اقامت میتوان داد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 990",
        "content": "از اتباع ایران کسی که خود یا پدرشان موافق مقررات، تبدیل تابعیـت کـرده باشـند و بخواهنـد بـه تبعیت اصلیه خود رجوع نمایند به مجرد درخواست به تابعیت ایران قبول خواهند شد مگـر آن کـه دولت تابعیت آنها را صلاح نداند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 991",
        "content": "تکالیف مربوط به اجراي قانون تابعیت و اخذ مخارج دفتري در مورد کسانی که تقاضاي تابعیت یا ترك تابعیت دولت جمهوري اسلامی ایران و تقاضاي بقا بـر تابعیـت اصـلی را دارنـد بـه موجـب آییننامهاي که به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید معین خواهد شد. کتاب سوم - در اسناد سجل احوال ماده  ٩٩٢ سجل احوال هر کس به موجب دفاتري که براي این امر مقرر است معین میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 993",
        "content": "امور ذیل باید در ظرف مدت و به طریقی که به موجب قوانین یا نظامات مخصوصه مقرر است بـه دایره سجل احوال اطلاع داده شود:  -١ولادت هر طفل و همچنین سقط هر جنین که بعد از ماه ششم از تاریخ حمل واقع شود؛  -٢ازدواج اعم از دائم و منقطع؛  -٣طلاق اعم از بائن و رجعی و همچنین بذل مدت؛  -۴وفات هر شخص.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 994",
        "content": "حکم موت فرضی غایب که بر طبق مقررات کتاب پنجم از جلد دوم این قانون صادر میشود بایـد در دفتر سجل احوال ثبت شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 995",
        "content": "تغییر مطالبی که در دفاتر سجل احوال ثبت شده است ممکن نیست مگر به موجب حکم محکمه.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 996",
        "content": "اگر عدم صحت مطالبی که به دایرهي سجل احوال اظهار شـده اسـت در محکمـه ثابـت گـردد یـا هویت کسی که در دفتر سجل احوال به عنوان مجهولالهویه قید شده است معین شود و یـا حکـم فوت فرضی غایب ابطال گردد مراتب باید در دفاتر مربوطه سجل احوال قید شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 997",
        "content": "هر کس باید داراي نام خانوادگی باشد. اتخاذ نامهاي مخصوصی که بـه موجـب نظامنامـهي ادارهي سجل احوال معین میشود، ممنوع است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 998",
        "content": "هر کس که اسم خانوادگی او را دیگري بدون حق اتخاذ کرده باشد میتواند اقامـهي دعـوا کـرده و در حدود قوانین مربوطه تغییر نام خانوادگی غاصب را بخواهد. اگر کسی نام خانوادگی خود را کـه در دفاتر سجل احوال ثبت کرده است مطابق مقررات مربوطه به این امر تغییر دهـد هـر ذينفعمـی تواند در ظرف مدت و به طریقی که در قوانین یا نظامات مخصوصه مقرر است اعتراض کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 999",
        "content": "سند ولادت اشخاصی که ولادت آنها در مدت قانونی به دایرهي سجل احـوال اظهـار شـده اسـت سند رسمی محسوب خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1000",
        "content": "سایر مطالب راجع به سجل احوال به موجب قوانین و نظامنامههاي مخصوصه مقرر است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1001",
        "content": "مأمورین قونسولی ایران در خارجه باید نسبت به ایرانیان مقیم حوزهي مأموریت خـود وظـایفی را که به موجب قوانین و نظامات جاریه به عهدهي دوایر سجل احوال مقرر است انجام دهند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1002",
        "content": "اقامتگاه هر شخصی عبارت از محلی است که شخص در آن جا سکونت داشته و مرکز مهم امور او نیز در آن جا باشد. اگر محل سکونت شخصی غیر از مرکز مهم امور او باشد مرکز امور او اقامتگـاه محسوب است. اقامتگاه اشخاص حقوقی مرکز عملیات آنها خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1003",
        "content": "هیچ کس نمیتواند بیش از یک اقامتگاه داشته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1004",
        "content": "تغییر اقامتگاه به وسیلهي سکونت حقیقی در محل دیگر به عمل میآید مشروط بـر ایـن کـه مرکـز مهم امور او نیز به همان محل انتقال یافته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1005",
        "content": "اقامتگاه زن شوهردار همان اقامتگاه شوهر است معذلک زنی که شوهر او اقامتگاه معلـومی نـدارد و همچنین زنی که با رضایت شوهر خود و یا بـا اجـازهي محکمـه مـسکن علـی حـده اختیـار کـرده میتواند اقامتگاه شخصی علی حده نیز داشته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1006",
        "content": "اقامتگاه صغیر و محجور همان اقامتگاه ولی یا قیم آنها است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1007",
        "content": "اقامتگاه مأمورین دولتی، محلی است که در آن جا مأموریت ثابت دارند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1008",
        "content": "اقامتگاه افراد نظامی که در ساخلو هستند محل ساخلوي آنها است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1009",
        "content": "اگر اشخاص کبیر که معمولاً نزد دیگري کار یا خدمت میکنند در منزل کارفرمـا یـا مخـدوم خـود سکونت داشته باشند اقامتگاه آنها همان اقامتگاه کارفرما یا مخدوم آنها خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1010",
        "content": "اگر ضمن معامله یا قراردادي طرفین معامله یا یکی از آنهـا بـراي اجـراي تعهـدات حاصـله از آن معامله محلی غیر از اقامتگاه حقیقی خود انتخاب کرده باشد نسبت به دعاوي راجعه بـه آن معاملـه محلی که انتخاب شده است اقامتگاه او محسوب خواهد شد و همچنین است در صورتی که بـراي ابلاغ اوراق دعوي و احضار و اخطار محلی را غیر از اقامتگاه حقیقی خود معین کند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1011",
        "content": "غایب مفقودالاثر کسی است که از غیبت او مدت بالنسبه مدیدي گذشته و از او به هیچ وجه خبري نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1012",
        "content": "اگر غایب مفقودالاثر براي ادارهي اموال خود تکلیفی معین نکرده باشد و کسی هم نباشد که قانونـاً حق تصدي امور او را داشته باشد محکمه براي اداره اموال او یک نفر امین معین میکند و تقاضـاي تعیین امین فقط از طرف مدعیالعموم و اشخاص ذينفع در این امر قبول میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1013",
        "content": "محکمه میتواند از امینی که معین میکند تقاضاي ضامن یا تضمینات دیگر نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1014",
        "content": "اگر یکی از وراث غایب تضمینات کافیه بدهد، محکمه نمیتواند امین دیگري معین نمایـد و وارث مزبور به این سمت معین خواهد شد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1015",
        "content": "وظایف و مسئولیتهاي امینی که به موجب مواد قبل معین میگردد، همان است که براي قیم مقـرر است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1016",
        "content": "هر گاه هم فوت و هم تـاریخ فـوت غایـب مفقـودالاثر مـسلم شـود امـوال او بـین وراث موجـود حینالموت تقسیم میگردد اگر چه یک یا چند نفر آنها از تاریخ فوت غایب به بعـد فـوت کـرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1017",
        "content": "اگر فوت غایب بدون تعیین تاریخ فوت ثابت گردد محکمه باید تاریخی را که فوت او در آن تاریخ محقق بوده معین کند در این صورت اموال غایب بین وراثی که در تاریخ مزبور موجـود بـودهانـد، تقسیم میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1018",
        "content": "مفاد ماده فوق در موردي نیز رعایت میگردد که حکم موت فرضی غایب صادر شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1019",
        "content": "حکم موت فرضی غایب در موردي صادر میشود که از تاریخ آخرین خبري که از حیات او رسیده www.Booknama.comاست مدتی گذشته باشدکه عادتاً چنین شخصی زنده نمیماند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1020",
        "content": "موارد ذیل از جمله مواردي محسوب است که عادتاً شخص غایب زنده فرض نمیشود:  -١وقتی که ده سال تمام از تاریخ آخرین خبري که از حیـات غایـب رسـیده اسـت گذشـته و در انقضاي مدت مزبور سن غایب از هفتاد و پنج سال گذشته باشد؛  -٢وقتی که یک نفر به عنوانی از عناوین، جزء قشون مسلح بوده و در زمـان جنـگ مفقـود و سـه سال تمام از تاریخ انعقاد صلح بگذرد بدون این که خبري از او برسد، هر گاه جنگ منتهی به انعقاد صلح نشده باشد مدت مزبور پنج سال از تاریخ ختم جنگ محسوب میشود؛  -٣وقتی که یک نفر حین سفر بحري در کشتی بوده که آن کشتی در آن مسافرت تلف شده اسـت سه سال تمام از تاریخ تلف شدن کشتی گذشته باشد بدون این که از آن مسافر خبري برسد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1021",
        "content": "در مورد فقرهي اخیر مادهي قبل اگر با انقضاي مدتهاي ذیـل کـه مبـدأ آن از روز حرکـت کـشتی محسوب میشود کشتی به مقصد نرسیده باشد و در صورت حرکت بدون مقصد بـه بنـدري کـه از آن جا حرکت کرده برنگشته و از وجود آن به هیچ وجه خبري نباشد کشتی تلـف شـده محـسوب میشود: الف- براي مسافرت در بحر خزر و داخل خلیج فارس یک سال؛ ب- براي مسافرت در بحرعمان، اقیانوس هند، بحر احمر، بحرسـفید )مدیترانـه(، بحرسـیاه و بحـر آزوف دو سال؛ ج- براي مسافرت در سایر بحار سه سال.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1022",
        "content": "اگر کسی در نتیجه ي واقعه اي به غیر آن چه در فقره ي  ٢و  ٣ ماده  ١٠٢٠ مذکور است دچار خطـر مرگ گشته و مفقود شده و یا در طیاره بوده و طیاره مفقود شده باشد وقتی مـیتـوان حکـم مـوت فرضی او را صادر نمود که پنج سال از تاریخ دچار شدن به خطر مرگ بگذرد بدون این که خبـري از حیات مفقود رسیده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1023",
        "content": "در مورد مواد  ١٠٢٠و  ١٠٢١و  ١٠٢٢محکمه وقتی میتواند حکم موت فرضی غایب را صـادر نماید که در یکی از جراید محل و یکی از روزنامههاي کثیرالانتشار تهـران اعلانـی در سـه دفعـهي متوالی هر کدام به فاصله یک ماه منتشر کرده و اشخاصی را که ممکن است از غایب خبري داشـته www.Booknama.comباشند دعوت نماید که اگر خبر دارند به اطلاع محکمه برسانند. هر گاه یـک سـال از تـاریخ اولـین اعلان بگذرد و حیات غایب ثابت نشود حکم موت فرضی او داده میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1024",
        "content": "اگر اشخاص متعدد در یک حادثه تلف شوند فرض بر این میشود کـه همـهي آنهـا در آن واحـد مردهاند. مفاد این ماده مانع از اجراي مقررات مواد  ٨٧٣و  ٨٧۴جلد اول این قانون نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1025",
        "content": "وراث غایب مفقودالاثر میتوانند قبل از صدور حکم موت فرضی او نیز از محکمه تقاضا نمایند که دارایی او را به تصرف آنها بدهد مشروط بر این که اولاً غایب مزبـور کـسی را بـراي اداره کـردن اموال خود معین نکرده باشد و ثانیاً دو سال تمام از آخرین خبر غایب گذشته باشد بـدون ایـن کـه حیات یا ممات او معلوم باشد. در مورد این ماده رعایت ماده ١٠٢٣ راجع به اعلان مدت یک سال حتمی است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1026",
        "content": "در مورد ماده قبل وراث باید ضامن و یا تضمینات کافیه دیگر بدهند تـا در صـورتی کـه اشـخاص ثالث حقی بر اموال او داشته باشند از عهدهي اموال و یا حق اشـخاص ثالـث بـر آینـد. تـضمینات مزبور تا موقع صدور حکم موت فرضی غایب باقی خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1027",
        "content": "بعد از صدور حکم فوت فرضی نیز اگر غایب پیدا شود کسانی که امـوال او را بـه عنـوان وراثـت تصرف کردهاند باید آن چه را که از اعیان یا عوض و یا منافع اموال مزبـور حـین پیداشـدن غایـب موجود میباشد مسترد دارند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1028",
        "content": "امینی که براي اداره کردن اموال غایب مفقودالاثر معین میشود باید نفقهي زوجهي دائم یـا منقطعـه که مدت او نگذشته و نفقهي او را زوج تعهد کرده باشد و اولاد غایـب را از دارایـی غایـب تأدیـه نماید. در صورت اختلاف در میزان نفقه تعیین آن به عهدهي محکمه است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1029",
        "content": "هر گاه شخصی چهار سال تمام غایب مفقودالاثر باشد زن او میتواند تقاضاي طـلاق کنـد. در ایـن صورت با رعایت ماده ١٠٢٣ حاکم او را طلاق میدهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1030",
        "content": "اگر شخص غایب پس از وقوع طلاق و قبل از انقضاي مدت عده مراجعت نماید نسبت بـه طـلاق حق رجوع دارد ولی بعد از انقضاي مدت مزبور حق رجوع ندارد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1031",
        "content": "قرابت بر دو قسم است: قرابت نسبتی و قرابت سببی.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1032",
        "content": "قرابت نسبی به ترتیب طبقات ذیل است: طبقه اول- پدر و مادر و اولاد و اولاد اولاد؛ طبقه دوم ـ اجداد و برادر و خواهر و اولاد آنها؛ طبقه سوم ـ اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آنها. در هر طبقه، درجات قرب و بعد قرابت نسبی به عدهي نسلها در آن طبقه معین میگـردد. مـثلاً در طبقهي اول، قرابت پدر و مـادر بـا اولاد در درجـهي اول و نـسبت بـا اولاد اولاد در درجـهي دوم خواهد بود و هکذا در طبقهي دوم قرابت برادر و خواهر و جد و جده در درجـهي اول از طبقـهي دوم و اولاد برادر و خواهر و جد پدر در درجهي دوم از طبقهي دوم خواهد بود و در طبقهي سـوم قرابت عمو و دایی و عمه و خاله در درجهي اول از طبقهي سوم و درجهي اولاد آنها در درجـه ي دوم از آن طبقه است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1033",
        "content": "هر کس در هر خط و به هر درجه که با یک نفر قرابت نسبی داشته باشد در همان خط و بـه همـان درجه، قرابت سببی با زوج یا زوجهي او خواهد داشت بنابراین پدر و مـادر زنِ یـک مـرد اقربـاي سببی درجهي اول آن مرد و بـرادر و خـواهر شـوهر یـک زن از اقربـاي سـببی درجـه دوم آن زن خواهند بود. کتاب هفتم - در نکاح و طلاق باب اول - در نکاح فصل اول - در خواستگاري",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1034",
        "content": "هر زنی را که خالی از موانع نکاح باشد میتوان خواستگاري نمود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1035",
        "content": "وعدهي ازدواج ایجاد علقهي زوجیت نمیکند اگر چه تمام یا قسمتی از مهریه که بین طرفین براي www.Booknama.comموقع ازدواج مقرر گردیده پرداخته شده باشد. بنابراین هر یک از زن و مـرد مـادام کـه عقـد نکـاح جاري نشده میتواند از وصلت امتناع کند و طرف دیگر نمیتواند بـه هـیچ وجـه او را مجبـور بـه ازدواج کرده و یا از جهت صرف امتناع از وصلت مطالبهي خسارتی نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1036",
        "content": "حذف شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1037",
        "content": "هر یک از نامزدها میتواند در صورت به هم خوردن وصلت منظور، هدایایی را که به طـرف دیگـر یا ابوین او براي وصلت منظور داده است مطالبه کند. اگر عین هدایا موجود نباشد مـستحق قیمـت هدایایی خواهد بود که عادتاً نگاه داشته میشود مگر این که آن هدایا بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1038",
        "content": "مفاد ماده قبل از حیث رجوع به قیمت در موردي که وصلت منظور در اثر فوت یکی از نامزدها بـه هم بخورد مجري نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1039",
        "content": "حذف شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1040",
        "content": "هر یک از طرفین میتواند براي انجام وصلت منظور از طرف مقابل تقاضا کند که تصدیق طبیب به صحت از امراض مسري مهم از قبیل سفلیس و سوزاك و سل ارائه دهد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1041",
        "content": "عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن  ١٣سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن  ١۵سـال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1042",
        "content": "حذف شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1043",
        "content": "نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازهي پدر یا جد پـدري او اسـت و هر گاه پدر یا جد پدري بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجـازهي او سـاقط و در ایـن www.Booknama.comصورت دختر میتواند با معرفی کامل مردي که میخواهـد بـا او ازدواج نمایـد و شـرایط نکـاح و مهري که بین آنها قرار داده شده پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1044",
        "content": "در صورتی که پدر یا جد پدري در محل حاضر نباشد و استیذان از آنها نیز عادتاً غیرممکن بوده و دختر نیز احتیاج به ازدواج داشته باشد، وي میتواند اقدام به ازدواج نماید. تبصره: ثبت این ازدواج در دفترخانه منوط به احراز موارد فوق دردادگاه مدنی خاص میباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1045",
        "content": "نکاح با اقارب نسبی ذیل ممنوع است اگر چه قرابت، حاصل از شبهه یا زنا باشد:  -١نکاح با پدر و اجداد و با مادر و جدات هر قدر که بالا برود؛  -٢نکاح با اولاد هر قدر که پایین برود؛  -٣نکاح با برادر و خواهر و اولاد آنها تا هر قدر که پایین برود؛  -۴نکاح با عمات و خالات خود و عمات و خالات پدر و مادر و اجداد و جدات.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1046",
        "content": "قرابت رضاعی از حیث حرمت نکاح در حکم قرابت نسبی است مشروط بر این که: اولاً- شیر زن از حمل مشروع حاصل شده باشد؛ ثانیاً- شیر مستقیماً از پستان مکیده شده باشد؛ ثالثاً- طفل لااقل یک شبانهروز و یا  ١۵دفعه متوالی شیر کامل خورده باشد بدون این کـه در بـین، غذاي دیگر یا شیر زن دیگر را بخورد؛ رابعاً- شیرخوردن طفل قبل از تمام شدن دو سال از تولد او باشد؛ خامساً- مقدار شیري که طفل خورده است از یک زن و از یک شوهر باشد. بنابراین اگـر طفـل در شبانهروز مقداري از شیر یک زن و مقداري از شیرزن دیگر بخورد موجب حرمت نمیشود اگر چه شوهر آن دو زن یکی باشد و همچنین اگر یک زن، یک دختر و یک پسر رضاعی داشـته باشـد کـه هر یک را از شیر متعلق به شوهر دیگر شیر داده باشد آن پسر و یا آن دختر برادر و خواهر رضاعی نبوده و ازدواج بین آنها از این حیث ممنوع نمیباشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1047",
        "content": "نکاح بین اشخاص ذیل به واسطهي مصاهره ممنوع دائمی است:  -١بین مرد و مادر و جدات زن او از هر درجه که باشد اعم ازنسبی و رضاعی؛  -٢بین مرد و زنی که سابقاً زن پدر و یا زن یکی از اجداد یا زن پسر یا زن یکی از احفاد او بـوده است هر چند قرابت رضاعی باشد؛  -٣بین مرد با اناث از اولاد زن از هر درجه که باشد ولو رضاعی مـشروط بـر ایـن کـه بـین زن و شوهر زناشویی واقع شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1048",
        "content": "جمع بین دو خواهر ممنوع است اگر چه به عقد منقطع باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1049",
        "content": "هیچ کس نمیتواند دختر برادر زن و یا دختر خواهر زن خود را بگیرد مگر با اجازهي زن خود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1050",
        "content": "هر کس زن شوهردار را با علم به وجود علقهي زوجیت و حرمت نکاح و یـا زنـی را کـه در عـده طلاق یا در عده وفات است با علم به عده و حرمت نکاح براي خود عقد کند عقد باطـل و آن زن مطلقاٌ بر آن شخص حرام مؤبد میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1051",
        "content": "حکم مذکور در مادهي فوق در موردي نیز جاري است که عقد از روي جهل بـه تمـام یـا یکـی از امور مذکوره فوق بوده و نزدیکی هم واقع شده باشد. در صورت جهل و عدم وقوع نزدیکـی عقـد باطل ولی حرمت ابدي حاصل نمیشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1052",
        "content": "تفریقی که با لعان حاصل میشود موجب حرمت ابدي است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1053",
        "content": "عقد در حال احرام باطل است و با علم به حرمت موجب حرمت ابدي است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1054",
        "content": "زناي با زن شوهردار یا زنی که در عدهي رجعیه است موجب حرمت ابدي است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1055",
        "content": "نزدیکی به شبهه و زنا اگر سابق بر نکاح باشد از حیث مانعیت نکـاح در حکـم نزدیکـی بـا نکـاح صحیح است ولی مبطل نکاح سابق نیست. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1056",
        "content": "اگر کسی با پسري عمل شنیع کند نمیتواند مادر یا خواهر یا دختر او را تزویج کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1057",
        "content": "زنی که سه مرتبه متوالی زوجهي یک نفر بوده و مطلقه شده بر آن مرد حرام میشود مگـر ایـن کـه به عقد دائم به زوجیت مرد دیگري در آمده و پس از وقوع نزدیکی با او به واسطهي طلاق یا فسخ یا فوت، فراق حاصل شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1058",
        "content": "زن هر شخصی که به نه طلاق که شش تاي آنها عدي است مطلقه شده باشد بر آن شخص حـرام مؤبد میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1059",
        "content": "نکاح مسلمه با غیرمسلم جایز نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1060",
        "content": "ازدواج زن ایرانی با تبعهي خارجه در مـواردي هـم کـه مـانع قـانونی نـدارد موکـول بـه اجـازهي مخصوص از طرف دولت است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1061",
        "content": "دولت میتواند ازدواج بعضی از مستخدمین و مأمورین رسمی و محصلین دولتی را با زنی که تبعـه خارجه باشد موکول به اجازهي مخصوص نماید. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1062",
        "content": "نکاح واقع میشود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحاً دلالت بر قصد ازدواج نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1063",
        "content": "ایجاب و قبول ممکن است از طرف خود مرد و زن صادر شود یا از طرف اشخاصی که قانوناً حـق عقد دارند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1064",
        "content": "عاقد باید عاقل و بالغ و قاصد باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1065",
        "content": "توالی عرفی ایجاب و قبول شرط صحت عقد است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1066",
        "content": "هر گاه یکی از متعاقدین یا هر دو لال باشند عقد به اشاره از طرف لال نیز واقع میشود مشروط بر این که به طور وضوح حاکی از انشاي عقد باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1067",
        "content": "تعیین زن و شوهر به نحوي که براي هیچ یک از طرفین در شخص طرف دیگر شبهه نباشـد شـرط صحت نکاح است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1068",
        "content": "تعلیق در عقد موجب بطلان است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1069",
        "content": "شرط خیار فسخ نسبت به عقد نکاح باطل است ولی در نکاح دائم شرط خیـار نـسبت بـه صـداق جایز است مشروط بر این که مدت آن معین باشد و بعد از فسخ مثل آن است که اصـلاً مهـر ذکـر نشده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1070",
        "content": "رضاي زوجین شرط نفوذ عقد است و هر گاه مکره بعد از زوال کره، عقد را اجازه کند نافـذ اسـت مگر این که اکراه به درجهاي بوده که عاقد فاقد قصد باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1071",
        "content": "هر یک از مرد و زن میتواند براي عقد نکاح وکالت به غیر دهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1072",
        "content": "در صورتی که وکالت به طور اطلاق داده شود وکیل نمیتواند موکله را براي خود تزویج کند مگـر این که این اذن صریحاً به او داده شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1073",
        "content": "اگر وکیل از آن چه که موکل راجع به شخص یا مهر یا خصوصیات دیگر معین کـرده تخلـف کنـد صحت عقد متوقف بر تنفیذ موکل خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1074",
        "content": "حکم ماده فوق در موردي نیز جاري است که وکالت بدون قیـد بـوده و وکیـل مراعـات مـصلحت موکل را نکرده باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1075",
        "content": "نکاح وقتی منقطع است که براي مدت معینی واقع شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1076",
        "content": "مدت نکاح منقطع باید کاملاً معین شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1077",
        "content": "در نکاح منقطع احکام راجع به وراثت زن و به مهر او همان است که در باب ارث و در فصل آتـی مقرر شده است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1078",
        "content": "هر چیزي را که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد میتوان مهر قرار داد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1079",
        "content": "مهر باید بین طرفین تا حدي که رفع جهالت آنها بشود معلوم باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1080",
        "content": "تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1081",
        "content": "اگر در عقد نکاح شرط شود که در صورت عدم تأدیه مهر در مدت معین نکاح باطـل خواهـد بـود نکاح و مهر صحیح ولی شرط باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1082",
        "content": "به مجرد عقد، زن مالک مهر میشود و میتواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید. تبصره: چنان چه مهریه وجه رایج باشد متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانهي زمان تأدیه نـسبت به سال اجراي عقد که توسط بانک مرکزي جمهـوري اسـلامی ایـران تعیـین مـیگـردد محاسـبه و پرداخت خواهد شد مگر این که زوجین در حین اجراي عقد به نحو دیگري تراضی کرده باشند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1083",
        "content": "براي تأدیهي تمام یا قسمتی از مهر میتوان مدت یا اقساطی قرار داد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1084",
        "content": "هر گاه مهر، عین معین باشد و معلوم گردد قبل از عقد معیوب بوده و یا بعد از عقد و قبل از تسلیم معیوب و یا تلف شود شوهر ضامن عیب و تلف است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1085",
        "content": "زن میتواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاي وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کنـد مـشروط بر این که مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1086",
        "content": "اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفاي وظایفی که در مقابل شـوهر دارد قیـام نمـود دیگـر نمیتواند از حکم ماده قبل استفاده کند معذلک حقی که براي مطالبهي مهر دارد ساقط نخواهد شد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1087",
        "content": "اگر در نکاح دائم مهر ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد نکاح صحیح است و طرفین میتواننـد بعد از عقد مهر را به تراضی معین کنند و اگر قبل از تراضی بر مهر معین، بین آنها نزدیکـی واقـع شود زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1088",
        "content": "در مورد ماده قبل اگر یکی از زوجین قبل از تعیین مهر و قبل از نزدیکـی بمیـرد زن مـستحق هـیچ گونه مهري نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1089",
        "content": "ممکن است اختیار تعیین مهر به شوهر یا شخص ثالثی داده شود در این صورت شوهر یا شـخص ثالث میتواند مهر را هر قدر بخواهد معین کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1090",
        "content": "اگر اختیار تعیین مهر به زن داده شود زن نمیتواند بیشتر از مهرالمثل معین نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1091",
        "content": "براي تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضـعیت او نـسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1092",
        "content": "هر گاه شوهر، قبل از نزدیکی، زن خود را طلاق دهد زن مستحق نـصف مهـر خواهـد بـود و اگـر شوهر بیش از نصف مهر را قبلاً داده باشد حق دارد مازاد از نصف را عیناً یا مثلاً یا قیمتـاً اسـترداد کند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1093",
        "content": "هر گاه مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مهر زن خود را طلاق دهـد زن مستحق مهرالمتعه است و اگربعد از آن طلاق دهد مستحق مهرالمثل خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1094",
        "content": "براي تعیین مهرالمتعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1095",
        "content": "در نکاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1096",
        "content": "در نکاح منقطع موت زن در اثناي مدت موجب سقوط مهر نمیشود و همچنین است اگر شوهر تـا آخر مدت با او نزدیکی نکند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1097",
        "content": "در نکاح منقطع هر گاه شوهر قبل از نزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد باید نصف مهر را بدهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1098",
        "content": "در صورتی که عقد نکاح اعم از دائم یا منقطع باطل بوده و نزدیکی واقع نشده زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته شوهر میتواند آن را استرداد نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1099",
        "content": "در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی، زن مستحق مهرالمثل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1100",
        "content": "در صورتی که مهرالمسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد یا ملک غیر باشد در صـورت اول و دوم زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بـود مگـر این که صاحب مال اجازه نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1101",
        "content": "هر گاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ، عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح، زن مستحق نصف مهر است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1102",
        "content": "همین که نکاح به طور صحت واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1103",
        "content": "زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1104",
        "content": "زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1105",
        "content": "در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1106",
        "content": "در عقد دائم نفقهي زن به عهده شوهر است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1107",
        "content": "نفقه عبارت است از همهي نیازهاي متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البـسه، غـذا، اثاث منزل و هزینههاي درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج، به واسطهي نقـصان یا مرض.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1108",
        "content": "هر گاه زن بدون مانع مشروع از اداي وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1109",
        "content": "نفقهي مطلقهي رجعیه در زمان عده بر عهدهي شوهر است مگر این که طلاق در حال نـشوز واقـع شده باشد لیکن اگر عده از جهت فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود که در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1110",
        "content": "در ایام عدهي وفات، مخارج زندگی زوجه عندالمطالبه از اموال اقاربی که پرداخت نفقه به عهـدهي آنان است )در صورت عدم پرداخت( تأمین میگردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1111",
        "content": "زن میتواند در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه به محکمه رجوع کند. در این صورت محکمـه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم خواهد کرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1112",
        "content": "اگر اجراي حکم مذکور در ماده قبل ممکن نباشد مطابق ماده١١٢٩ رفتار خواهد شد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1113",
        "content": "در عقد انقطاع، زن حق نفقه ندارد مگر این که شرط شده یا آن که عقد مبنی بر آن جاري شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1114",
        "content": "زن باید در منزلی که شوهر تعیین میکند سکنی نماید مگر آن که اختیـار تعیـین منـزل بـه زن داده شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1115",
        "content": "اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی بـراي زن باشـد زن میتواند مسکن علیحده اختیـار کنـد و در صـورت ثبـوت مظنـهي ضـرر مزبـور، محکمـه حکـم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بـر عهدهي شوهر خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1116",
        "content": "در مورد ماده فوق مادام که محاکمه بین زوجین خاتمه نیافته محل سـکناي زن بـه تراضـی طـرفین معین میشود و در صورت عدم تراضی، محکمه با جلب نظر اقرباي نزدیـک طـرفین، منـزل زن را معین خواهد نمود و در صورتی که اقربایی نباشـد خـود محکمـه، محـل مـورد اطمینـانی را معـین خواهد کرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1117",
        "content": "شوهر میتواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یـا حیثیـات خـود یـا زن باشد منع کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1118",
        "content": "زن مستقلاً میتواند در دارایی خود هر تصرفی را که میخواهد بکند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1119",
        "content": "طرفین عقد ازدواج میتوانند هر شرطی که مخالف با مقتضاي عقـد مزبـور نباشـد در ضـمن عقـد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند: مثل این که شرط شود هر گاه شوهر زن دیگر بگیرد یـا در مـدت معینی غایب شود یا ترك انفاق نماید یا بر علیـه حیـات زن سوءقـصد یـا سـوءرفتاري نمایـد کـه زندگانی آنها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشـد کـه پـس از اثبـات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1120",
        "content": "عقد نکاح به فسخ یا به طلاق یا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل میشود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1121",
        "content": "جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار، اعم از این که مستمر یا ادواري باشد براي طـرف مقابـل موجب حق فسخ است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1122",
        "content": "عیوب ذیل در مرد موجب حق فسخ براي زن خواهد بود:  -١خصا؛  -٢عنن به شرط این که ولو یک بار عمل زناشویی را انجام نداده باشد؛  -٣مقطوع بودن آلت تناسلی به اندازهاي که قادر به عمل زناشویی نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1123",
        "content": "عیوب ذیل در زن موجب حق فسخ براي مرد خواهد بود:  -١قرن؛  -٢جذام؛  -٣برص؛  -۴افضا؛  -۵زمینگیري؛  -۶نابینایی از هر دو چشم.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1124",
        "content": "عیوب زن در صورتی موجب حق فسخ براي مرد است که عیب مزبور در حال عقـد وجـود داشـته است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1125",
        "content": "جنون و عنن در مرد هر گاه بعد از عقد هم حادث شود موجب حق فسخ براي زن خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1126",
        "content": "هر یک از زوجین که قبل از عقد عالم به امراض مذکوره در طرف دیگر بوده بعد از عقد حق فسخ نخواهد داشت. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1127",
        "content": "هر گاه شوهر بعد از عقد مبتلا به یکی از امـراض مقـاربتی گـردد زن حـق خواهـد داشـت کـه از نزدیکی با او امتناع نماید و امتناع به علت مزبور مانع حق نفقه نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1128",
        "content": "هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقـد وصف مقصود بوده براي طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصـف مـذکور در عقـد تـصریح شده یا عقد متبانیاً بر آن واقع شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1129",
        "content": "در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجراي حکم محکمه و الزام او به دادن نفقـه، زن میتواند براي طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر را اجبار به طـلاق مـینمایـد. همچنـین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1130",
        "content": "در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وي میتواند به حاکم شـرع مراجعـه و تقاضاي طلاق کند. چنان چه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود، دادگاه میتوانـد زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میـسر نباشـد زوجـه بـه اذن حـاکم شـرع طـلاق داده میشود. تبصره: عسر و حرج موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامهي زندگی را براي زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احـراز توسـط دادگاه صالح از مصادیق عسر و حرج محسوب میگردد:  -١ترك زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متـوالی و یـا نـه مـاه متنـاوب در مدت یک سال بدون عذر موجه.  -٢اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلا وي به مشروبات الکلی که به اسـاس زنـدگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وي به تـرك آن در مـدتی کـه بـه تـشخیص پزشک براي ترك اعتیاد لازم بوده است.  -٣محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر.  -۴ضرب وشتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج که عرفاً با توجه به وضعیت زوجـه قابـل تحمـل نباشد.  -۵ابتلاي زوج به بیماريهاي صعبالعلاج روانی یا ساري یا هر عارضهي صعبالعلاج دیگري که زندگی مشترك را مختل نماید. www.Booknama.comموارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگـاه در سـایر مـواردي کـه عـسر و حـرج زن در دادگاه احراز شود، حکم طلاق صادر نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1131",
        "content": "خیار فسخ فوري است و اگر طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع به علت فـسخ، نکـاح را فـسخ نکند خیار او ساقط میشود به شرط این که علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشـد. تـشخیص مدتی که براي امکان استفاده از خیار لازم بوده به نظر عرف و عادت است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1132",
        "content": "در فسخ نکاح رعایت ترتیباتی که براي طلاق مقرر است شرط نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1133",
        "content": "مرد میتواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضـاي طـلاق همـسرش را بنماید. تبصره: زن نیز میتواند با وجود شرایط مقرر در مواد  (١١٢٩) ،(١١١٩و ) (١١٣٠)این قانون، از دادگاه تقاضاي طلاق نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1134",
        "content": "طلاق باید به صیغهي طلاق و در حضور لااقل دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1135",
        "content": "طلاق باید منجز باشد و طلاق معلق به شرط، باطل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1136",
        "content": "طلاقدهنده باید بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1137",
        "content": "ولی مجنون دائمی میتواند در صورت مصلحت مولیعلیه، زن او را طلاق دهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1138",
        "content": "ممکن است صیغهي طلاق را به توسط وکیل اجرا نمود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1139",
        "content": "طلاق مخصوص عقد دائم است و زن منقطعه با انقضاي مدت یا بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1140",
        "content": "طلاق زن در مدت عادت زنانگی یا در حال نفاس صحیح نیست مگر این کـه زن حامـل باشـد یـا طلاق قبل از نزدیکی با زن واقع شود یا شوهر غایب باشد به طوري کـه اطـلاع از عـادت زنـانگی بودن زن نتواند حاصل کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1141",
        "content": "طلاق در طهر مواقعه صحیح نیست مگر این که زن یائسه یا حامل باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1142",
        "content": "طلاق زنی که با وجود اقتضاي سن عادت زنانگی نمیشود وقتی صحیح است که از تاریخ آخـرین نزدیکی با زن سه ماه گذشته باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1143",
        "content": "طلاق بر دو قسم است: بائن و رجعی.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1144",
        "content": "در طلاق بائن براي شوهر حق رجوع نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1145",
        "content": "در موارد ذیل طلاق، بائن است:  -١طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود؛  -٢طلاق یائسه؛  -٣طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد؛  -۴سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از این که وصلت در نتیجهي رجوع باشد یا در نتیجهي نکاح جدید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1146",
        "content": "طلاق خلع آن است که زن به واسطهي کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که بـه شـوهر میدهد طلاق بگیرد اعم از این که مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یـا بیـشتر و یـا کمتـر از مهـر باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1147",
        "content": "طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد ولی در این صورت عوض باید زائد بر میزان مهر نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1148",
        "content": "در طلاق رجعی براي شوهر در مدت عده حق رجوع است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1149",
        "content": "رجوع در طلاق به هر لفظ یا فعلی حاصل میشود که دلالت بر رجـوع کنـد مـشروط بـر ایـن کـه مقرون به قصد رجوع باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1150",
        "content": "عده عبارت است از مدتی که تا انقضاي آن، زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمیتواند شوهر دیگر اختیار کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1151",
        "content": "عده ي طلاق و عده ي فسخ نکاح سه طهر است مگر این که زن با اقتضاي سن، عادت زنانگی نبیند که در این صورت عدهي او سه ماه است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1152",
        "content": "عدهي فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاي آن در مورد نکاح منقطع در غیرحامل دو طهر است مگـر این که زن با اقتضاي سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت  ۴۵روز است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1153",
        "content": "عدهي طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاي آن در مورد زن حامله تا وضع حمل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1154",
        "content": "عدهي وفات چه در دائم و چه در منقطع در هر حال چهار مـاه و ده روز اسـت مگـر ایـن کـه زن حامل باشد که در این صورت عدهي وفات تا موقع وضع حمل است مشروط بر این کـه فاصـلهي بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد والا مدت عده همان چهار ماه و ده روز خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1155",
        "content": "زنی که بین او و شوهر خود نزدیکی واقع نشده و همچنین زن یائسه، نه عدهي طلاق دارد و نه www.Booknama.comعدهي فسخ نکاح ولی عدهي وفات در هر مورد باید رعایت شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1156",
        "content": "زنی که شوهر او غایب مفقودالاثر بوده و حاکم او را طلاق داده باشد باید از تـاریخ طـلاق عـدهي وفات نگاه دارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1157",
        "content": "زنی که به شبهه با کسی نزدیکی کند باید عدهي طلاق نگاه دارد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1158",
        "content": "طفل متولد در زمان زوجیت، ملحق به شوهر است مشروط بر این که از تاریخ نزدیکی تا زمان تولد کمتر از شش ماه و بیشتر از ده ماه نگذشته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1159",
        "content": "هر طفلی که بعد از انحلال نکاح متولد شود ملحق به شوهر است مشروط بر ایـن کـه مـادر هنـوز شوهر نکرده و از تاریخ انحلال نکاح تا روز ولادت طفل بیش از ده ماه نگذشته باشد مگـر آن کـه ثابت شود که از تاریخ نزدیکی تا زمان ولادت کمتر از شش ماه و یا بیش از ده ماه گذشته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1160",
        "content": "در صورتی که عقد نکاح پس از نزدیکی منحل شود و زن مجدداً شوهر کنـد و طفلـی از او متولـد گردد طفل به شوهري ملحق میشود که مطابق مواد قبل الحـاق او بـه آن شـوهر ممکـن اسـت در صورتی که مطابق مواد قبل الحاق طفل به هر دو شوهر ممکن باشد طفل ملحق به شوهر دوم است مگر آن که امارات قطعیه برخلاف آن دلالت کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1161",
        "content": "در مورد مواد قبل هر گاه شوهر صریحاً یا ضمناً اقرار به ابوت خود نموده باشد دعوي نفـی ولـد از او مسموع نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1162",
        "content": "در مورد مواد قبل دعوي نفی ولد باید در مدتی که عادتاً پس از تاریخ اطلاع یافتن شـوهر از تولـد طفل براي امکان اقامه دعوي کافی میباشد اقامه گردد و در هر حال دعوي مزبور پـس از انقـضاي دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل مسموع نخواهد بود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1163",
        "content": "در موردي که شوهر مطلع از تاریخ حقیقی تولد طفل نبوده و تـاریخ تولـد را بـر او مـشتبه نمـوده باشند به نوعی که موجب الحاق طفل به او باشد و بعدها شوهر از تاریخ حقیقی تولد مطلـع شـود مدت مرور زمان دعوي نفی، دو ماه از تاریخ کشف خدعه خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1164",
        "content": "احکام مواد قبل در مورد طفل متولد از نزدیکی به شبهه نیز جاري است اگر چه مـادر طفـل مـشتبه نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1165",
        "content": "طفل متولد از نزدیکی به شبهه فقط ملحق به طرفی میشود که در اشتباه بوده و در صورتی کـه هـر دو در اشتباه بودهاند ملحق به هر دو خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1166",
        "content": "هر گاه به واسطهي وجود مانعی نکاح بین ابوین طفل باطل باشد نسبت طفل به هر یک از ابوین که جاهل بر وجود مانع بوده مشروع و نسبت به دیگري نامشروع خواهد بود. در صورت جهل هر دو، نسب طفل نسبت به هر دو مشروع است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1167",
        "content": "طفل متولد از زنا ملحق به زانی نمیشود . ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1168",
        "content": "نگاهداري اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1169",
        "content": "براي حضانت و نگهداري طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی میکنند، مـادر تـا سـن هفـت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است. تبصره: بعد از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف، حضانت طفل با رعایت مـصلحت کـودك به تشخیص دادگاه میباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1170",
        "content": "اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با او است مبتلا به جنون شود یا به دیگـري شـوهر کنـد حـق حضانت با پدر خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1171",
        "content": "در صورت فوت یکی از ابوین حضانت طفل با آن که زنده است خواهد بود هر چند متوفی پدر طفل بوده و براي او قیم معین کرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1172",
        "content": "هیچ یک از ابوین حق ندارند در مدتی که حضانت طفل به عهدهي آنهاست از نگاهداري او امتناع کنند، در صورت امتناع یکی از ابوین، حاکم باید به تقاضاي دیگري یا تقاضاي قیم یا یکی از اقربـا و یا به تقاضاي مدعیالعموم، نگاهداري طفل را به هر یک از ابوین که حضانت به عهدهي اوسـت الزام کند و در صورتی که الزام ممکن یا مؤثر نباشد حضانت را به خرج پدر و هر گـاه پـدر فـوت شده باشد به خرج مادر تأمین کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1173",
        "content": "هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادري که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه میتواند به تقاضاي اقربـاي طفـل یا به تقاضاي قیم او یا به تقاضاي رئیس حوزه قضاییه تصمیمی را که براي حضانت طفـل مقتـضی بداند، اتخاذ کند. موارد ذیل از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی هر یک از والدین است:  -١اعتیاد زیانآور به الکل، مواد مخدر و قمار  -٢اشتهار به فساد اخلاق و فحشا  -٣ابتلا به بیماريهاي روانی با تشخیص پزشکی قانونی  -۴سوءاستفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضداخلاقی مانند فساد و فحشا، تکديگـري و قاچاق  -۵تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1174",
        "content": "در صورتی که به علت طلاق یا به هر جهت دیگر ابوین طفل در یک منزل سکونت نداشـته باشـند هر یک از ابوین که طفل تحت حضانت او نمیباشد حق ملاقات طفل خود را دارد تعیـین زمـان و مکان ملاقات و سایر جزئیات مربوطه به آنها در صورت اختلاف بین ابوین با محکمه است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1175",
        "content": "طفل را نمیتوان از ابوین و یا از پدر و یا از مادري که حضانت با اوست گرفت مگـر در صـورت وجود علت قانونی.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1176",
        "content": "مادر مجبور نیست که به طفل خود شیر بدهد مگر در صورتی که تغذیهي طفل بـه غیـر شـیر مـادر ممکن نباشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1177",
        "content": "طفل باید مطیع ابوین خود بوده و در هر سنی که باشد باید به آنها احترام کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1178",
        "content": "ابوین مکلف هستند که در حدود توانایی خود به تربیت اطفال خویش بر حسب مقتضی اقدام کنند و نباید آنها را مهمل بگذارند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1179",
        "content": "ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند ولی به استناد این حق نمیتوانند طفل خود را خـارج از حـدود تأدیب، تنبیه نمایند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1180",
        "content": "طفل صغیر، تحت ولایت قهري پدر و جد پدري خود میباشد و همچنین است طفل غیررشـید یـا مجنون در صورتی که عدم رشد یا جنون او متصل به صغر باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1181",
        "content": "هر یک از پدر و جد پدري، نسبت به اولاد خود ولایت دارند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1182",
        "content": "هر گاه طفل، هم پدر و هم جد پدري داشته باشد و یکی از آنها محجـور یـا بـه علتـی ممنـوع از تصرف در اموال مولیعلیه گردد ولایت قانونی او ساقط میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1183",
        "content": "در کلیهي امور مربوط به اموال و حقوق مالی مولیعلیه، ولی، نماینده قانونی او میباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1184",
        "content": "هر گاه ولی قهري طفل، رعایت غبطهي صغیر را ننماید و مرتکب اقداماتی شود کـه موجـب ضـرر مولیعلیه گردد به تقاضاي یکی از اقارب وي و یا به درخواست رئـیس حـوزهي قـضایی، پـس از اثبات، دادگاه ولی مذکور را عزل و از تصرف در اموال صغیر منع و براي ادارهي امـور مـالی طفـل، فرد صالحی را به عنوان قیم تعیین مینماید. همچنین اگر ولی قهـري بـه واسـطهي کبـر سـن و یـا بیماري و امثال آن قادر به اداره اموال مولیعلیه نباشد و شخصی را هم براي این امر تعیین ننمایـد، طبق مقررات این ماده فردي به عنوان امین به ولی قهري منضم میگردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1185",
        "content": "هر گاه ولی قهري طفل محجور شود مدعیالعموم مکلف است مطابق مقررات راجعه به تعیین قیم، قیمی براي طفل معین کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1186",
        "content": "در مواردي که براي عدم امانت ولی قهري نـسبت بـه دارایـی طفـل، امـارات قویـه موجـود باشـد مدعیالعموم مکلف است از محکمه ابتدایی رسیدگی بـه عملیـات او را بخواهـد. محکمـه در ایـن مورد رسیدگی کرده در صورتی که عدم امانت او معلوم شد مطابق ماده ١١٨۴ رفتار مینماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1187",
        "content": "هر گاه ولی قهري منحصر، به واسطهي غیبت یا حبس به هر علتی کـه نتوانـد بـه امـور مـولیعلیـه رسـیدگی کنـد و کـسی را هـم از طـرف خـود معـین نکـرده باشـد، حـاکم یـک نفـر امـین بــه پیشنهادمدعیالعموم براي تصدي و ادارهي اموال مولیعلیه و سایر امور راجعـه بـه او موقتـاً معـین خواهد کرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1188",
        "content": "هر یک از پدر و جد پدري بعد از وفات دیگري میتوانـد بـراي اولاد خـود کـه تحـت ولایـت او میباشد وصی معین کند تا بعد از فوت خود در نگاهداري و تربیت آنها مواظبـت کـرده و امـوال آنها را اداره نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1189",
        "content": "هیچ یک از پدر و جد پدري نمیتواند با حیات دیگري براي مولیعلیه خود وصی معین کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1190",
        "content": "ممکن است پدر و یا جد پدري به کسی که به سمت وصایت معین کرده اختیار تعیین وصی بعد از فوت خود را براي مولیعلیه بدهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1191",
        "content": "اگر وصی منصوب از طرف ولی قهري به نگاهداري یا تربیت مولیعلیه و یا ادارهي امـور او اقـدام نکند یا امتناع از انجام وظایف خود نماید منعزل میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1192",
        "content": "ولی مسلم نمیتواند براي امور مولیعلیه خود وصی غیرمسلم معین کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1193",
        "content": "همین که طفل، کبیر و رشید شد از تحت ولایت خارج میشود و اگر بعداً سـفیه یـا مجنـون شـود قیمی براي او معین میشود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1194",
        "content": "پدر و جد پدري و وصی منصوب از طرف یکی از آنان، ولی خاص طفل نامیده میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1195",
        "content": "احکام نفقهي زوجه همان است که به موجب فصل هشتم از باب اول کتاب هفتم مقرر شـده و بـر طبق همین فصل مقرر میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1196",
        "content": "در روابط بین اقارب فقط اقارب نسبی در خط عمودي اعم از صعودي یـا نزولـی ملـزم بـه انفـاق یکدیگرند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1197",
        "content": "کسی مستحق نفقه است که ندار بوده و نتواند به وسیلهي اشتغال به شغلی وسایل معیشت خـود را فراهم نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1198",
        "content": "کسی ملزم به انفاق است که متمکن از دادن نفقه باشد یعنی بتواند نفقه بدهد بدون این کـه از ایـن حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه گردد. براي تشخیص تمکن باید کلیهي تعهدات و وضـع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1199",
        "content": "نفقهي اولاد بر عهدهي پدر است پس از فوت پدر یا عدم قـدرت او بـه انفـاق بـه عهـدهي اجـداد پدري است با رعایت الاقربفالاقرب. در صورت نبودن پدر و اجداد پدري و یا عدم قدرت آنهـا نفقه بر عهدهي مادر است. هر گاه مادر هم زنده و یا قادر به انفاق نباشد با رعایت الاقربفـالاقرب به عهدهي اجداد و جدات مادري و جدات پدري واجبالنفقه اسـت و اگـر چنـد نفـر از اجـداد و جدات مزبور از حیث درجهي اقربیت مساوي باشند نفقه را باید به حصهي مساوي تأدیه کنند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1200",
        "content": "نفقه ي ابوین با رعایت الاقرب فالاقرب به عهده ي اولاد و اولاد اولاد است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1201",
        "content": "هر گاه یک نفر، هم در خط عمودي صعودي و هم در خط عمودي نزولی اقارب داشته باشد که از www.Booknama.comحیث الزام به انفاق در درجهي مساوي هستند نفقهي او را باید اقارب مزبور بـه حـصهي متـساوي تأدیه کنند بنابر این اگر مستحق نفقه، پدر و مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقهي او را باید پـدر و اولاد او متساویاً تأدیه کنند بدون این که مادر سهمی بدهد و همچنین اگر مـستحق نفقـه، مـادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقهي او را باید مادر و اولاد متساویاً بدهند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1202",
        "content": "اگر اقارب واجبالنفقه، متعدد باشند و منفق نتواند نفقـهي همـهي آنهـا را بدهـد اقـارب در خـط عمودي نزولی مقدم بر اقارب در خط عمودي صعودي خواهند بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1203",
        "content": "در صورت بودن زوجه و یک یا چند نفر واجبالنفقهي دیگر، زوجه مقدم بر سایرین خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1204",
        "content": "نفقهي اقارب عبارت است از: مسکن و البسه و غذا و اثاثالبیت به قدر رفـع حاجـت بـا در نظـر گرفتن درجهي استطاعت منفق.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1205",
        "content": "در موارد غیبت یا استنکاف از پرداخت نفقه، چنان چه الزام کـسی کـه پرداخـت نفقـه بـر عهـدهي اوست ممکن نباشد دادگاه میتواند با مطالبهي افراد واجبالنفقه به مقدار نفقه از امـوال غایـب یـا مستنکف در اختیار آنها یا متکفل مخارج آنان قرار دهد و در صورتی که اموال غایب یا مـستنکف در اختیار نباشد همسر وي یا دیگري با اجازهي دادگاه میتوانند نفقه را به عنوان قرض بپردازنـد و از شخص غایب یا مستنکف مطالبه نمایند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1206",
        "content": "زوجه در هر حال میتواند براي نفقهي زمان گذشته خـود اقامـه دعـوا نمایـد و طلـب او از بابـت نفقهي مزبور طلب ممتاز بوده و در صورت افلاس یا ورشکستگی شوهر، زن مقدم بر غرما خواهـد بود ولی اقارب فقط نسبت به آتیه میتوانند مطالبهي نفقه نمایند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1207",
        "content": "اشخاص ذیل محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند:  -١صغار؛  -٢اشخاص غیررشید؛  -٣مجانین.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1208",
        "content": "غیر رشید کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1209",
        "content": "حذف شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1210",
        "content": "هیچ کس را نمیتوان بعد از رسیدن به سن بلوغ به عنوان جنون یا عدم رشد محجور نمود مگر آن که عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد. تبصره  :١سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمري و در دختر نه سال تمام قمري است. تبصره  :٢اموال صغیري را که بالغ شده است در صورتی میتوان به او داد که رشـد او ثابـت شـده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1211",
        "content": "جنون به هر درجه که باشد موجب حجر است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1212",
        "content": "اعمال و اقوال صغیر تا حدي که مربوط به اموال و حقوق مالی او باشد باطل و بلااثر است معذلک صغیر ممیز میتواند تملک بلاعوض کند مثل قبول هبه و صلح بلاعوض و حیازت مباحات.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1213",
        "content": "مجنون دائمی مطلقاً و مجنون ادواري در حال جنون نمیتواند هیچ تصرفی در اموال و حقوق مـالی خود بنماید ولو با اجازهي ولی یا قیم خود، لکن اعمال حقوقی کـه مجنـون ادواري در حـال افاقـه مینماید نافذ است مشروط بر آن که افاقهي او مسلم باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1214",
        "content": "معاملات و تصرفات غیر رشید در اموال خود نافذ نیست مگر با اجازهي ولی یا قیم او اعـم از ایـن که این اجازه قبلاً داده شده باشد یا بعد از انجام عمل. معذلک تملکات بلاعـوض از هـر قبیـل کـه باشد بدون اجازه هم نافذ است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1215",
        "content": "هر گاه کسی مالی را به تصرف صغیر غیرممیز و یا مجنون بدهد صغیر یا مجنون مسئول نـاقص یـا تلف شدن آن مال نخواهد بود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1216",
        "content": "هر گاه صغیر یا مجنون یا غیررشید باعث ضرر غیر شود ضامن است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1217",
        "content": "ادارهي اموال صغار و مجانین و اشخاص غیررشید به عهدهي ولی یا قیم آنان است به طوري که در باب سوم از کتاب هشتم و مواد بعد مقرر است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1218",
        "content": "براي اشخاص ذیل نصب قیم میشود:  -١براي صغاري که ولی خاص ندارند؛  -٢براي مجانین و اشخاص غیررشید که جنون یا عدم رشد آنها متصل به زمان صغر آنها بوده و ولی خاص نداشته باشند؛  -٣براي مجانین و اشخاص غیررشید که جنون یا عدم رشد آنها متصل به زمان صغر آنها نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1219",
        "content": "هر یک از ابوین مکلف است در مواردي که به موجب مادهي قبل باید براي اولاد آنها قـیم معـین شود مراتب را به دادستان حوزهي اقامت خود و یا به نمایندهي او اطلاع داده و از او تقاضـا نمایـد که اقدام لازم براي نصب قیم به عمل آورد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1220",
        "content": "در صورت نبودن هیچ یک از ابوین یا عدم اطلاع آنها انجام تکلیف مقرر در مادهي قبل به عهدهي اقربایی است که با شخص محتاج به قیم در یک جا زندگی مینمایند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1221",
        "content": "اگر کسی به موجب ماده ١٢١٨باید براي او نصب قیم شود زن یـا شـوهر داشـته باشـد زوج یـا زوجه نیز مکلف به انجام تکلیف مقرر در ماده ١٢١٩ خواهند بود",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1222",
        "content": "در هر موردي که دادستان به نحوي از انحا به وجود شخصی که مطابق مـاده  ١٢١٨بایـد بـراي او نصب قیم شود مسبوق گردید باید به دادگاه مدنی خاص رجوع و اشخاصی را کـه بـراي قیمومـت مناسب میداند به آن دادگاه معرفی کند. دادگاه مدنی خاص از میان اشخاص مزبور یک یا چند نفر را به سمت قیم معین و حکم نصب او را صادر میکند و نیز دادگاه مذکور میتواند عـلاوه بـر قـیم www.Booknama.comیک یا چند نفر را به عنوان ناظر معین نماید دراین صورت دادگاه باید حدود اختیارات ناظر را نیـز تعیین کند. اگر دادگاه مدنی خاص اشخاصی را که معرفی شدهاند معتمد ندید اشـخاص دیگـري را از دادسرا خواهد خواست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1223",
        "content": "در مورد مجانین، دادستان باید قبلاً رجوع به خبره کرده نظریات خبره را بـه دادگـاه مـدنی خـاص ارسال دارد. در صورت اثبات جنون، دادستان به دادگاه رجوع میکند تا نصب قیم شـود. در مـورد اشخاص غیررشید نیز دادستان مکلف است که قبلاً به وسیلهي مطلعـین اطلاعـات کافیـه در بـاب سفاهت او به دست آورده و در صورتی که سفاهت را مسلم دید در دادگـاه مـدنی خـاص اقامـهي دعوا نماید و پس از صدور حکم عدم رشد براي نصب قیم به دادگاه رجوع نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1224",
        "content": "حفظ و نظارت در اموال صغار و مجانین و اشخاص غیررشید مادام که براي آنها قیم معـین نـشده به عهدهي مدعیالعموم خواهد بود. طرز حفظ و نظارت مدعیالعموم به موجب نظامنامـهي وزارت عدلیه معین خواهد شد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1225",
        "content": "همین که حکم جنون یا عدم رشد یک نفر صادر و به توسط محکمـهي شـرع بـراي او قـیم معـین گردید مدعیالعموم میتواند حجر آن را اعلان نماید. انتشار حجر هر کـسی کـه نظـر بـه وضـعیت دارایی او ممکن است طرف معاملات بالنبسه عمده واقع گردد الزامی است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1226",
        "content": "اسامی اشخاصی که بعد از کبر و رشد به علت جنـون یـا سـفه محجـور مـیگردنـد بایـد در دفتـر مخصوص ثبت شود. مراجعه به دفتر مزبور براي عموم آزاد است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1227",
        "content": "فقط کسی را محاکم و ادارات و دفاتر اسناد رسمی به قیمومت خواهند شناخت که نصب او مطـابق قانون توسط دادگاه به عمل آمده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1228",
        "content": "در خارج ایران کنسول ایران و یا جانشین وي  میتواندنسبت به ایرانیانی که باید مطابق ماده ١٢١٨ براي آنها قیم نصب شود و در حوزهي مأموریت او ساکن یا مقیماند موقتاً نصب قیم کنـد و بایـد تا  ١٠روز پس از نصب قیم مدارك عمـل خـود را بـه وسـیلهي وزارت امـور خارجـه بـه وزارت دادگستري بفرستد. نصب قیم مزبور وقتی قطعی میگردد که دادگـاه مـدنی خـاص تهـران تـصمیم کنسول یا جانشین او را تنفیذ کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1229",
        "content": "وظایف و اختیاراتی که به موجب قوانین و نظامات مربوطه در مـورد دخالـت مـدعیان عمـومی در امور صغار و مجانین و اشخاص غیررشید مقرر است در خارج ایران به عهدهي مـأمورین قنـسولی خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1230",
        "content": "اگر در عهود و قراردادهاي منعقده بین دولت ایران و دولتی که مأمور قنسولی مأموریت خـود را در مملکت آن دولت اجرا میکند ترتیبی برخلاف مقررات دو مادهي فوق اتخاذ شـده باشـد مـأمورین مذکور مفاد آن دو ماده را تا حدي که با مقررات عهدنامه یا قرارداد مخـالف نباشـد اجـرا خواهنـد کرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1231",
        "content": "اشخاص ذیل نباید به سمت قیمومت معین شوند:  -١کسانی که خود تحت ولایت یا قیمومت هستند؛  -٢کسانی که به علت ارتکاب جنایت یا یکی از جنحههاي ذیل به موجب حکـم قطعـی محکـوم شده باشند: سرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداري، اختلاس، هتک ناموس یا منافیات عفت، جنحـه نـسبت بـه اطفال، ورشکستگی به تقصیر.  -٣کسانی که حکم ورشکستگی آنها صادر و هنوز عمل ورشکستگی آنها تصفیه نشده است؛  -۴کسانی که معروف به فساد اخلاق باشند؛  -۵کسی که خود یا اقرباي طبقهي اول او دعوایی بر محجور داشته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1232",
        "content": "با داشتن صلاحیت براي قیمومت، اقرباي محجور مقدم بر سایرین خواهند بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1233",
        "content": "زن نمیتواند بدون رضایت شوهر خود، سمت قیمومت را قبول کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1234",
        "content": "در صورتی که محکمه بیش از یک نفر را براي قیمومت تعیین کند میتواند وظایف آنها را تفکیک نماید.  ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1235",
        "content": "مواظبت شخص مولیعلیه و نمایندگی قانونی او در کلیهي امور مربوط به اموال و حقوق مالی او با قیم است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1236",
        "content": "قیم مکلف است قبل از مداخله در امور مالی مولیعلیه صورت جـامعی از کلیـهي دارایـی او تهیـه کرده و یک نسخه از آن را به امضاي خود براي دادستانی که مولیعلیه در حوزهي آن سکونت دارد بفرستد و دادستان یا نمایندهي او باید نسبت به میزان دارایی مولیعلیـه تحقیقـات لازمـه بـه عمـل آورد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1237",
        "content": "مدعیالعموم یا نمایندهي او باید بعد از ملاحظهي صورت دارایی مـولیعلیـه مبلغـی را کـه ممکـن است مخارج سالیانه مولیعلیه بالغ بر آن گردد و مبلغی را که براي اداره کردن دارایی مزبور ممکـن است لازم شود معین نماید. قـیم نمـیتوانـد بـیش از مبـالغ مزبـور خـرج کنـد مگـر بـا تـصویب مدعیالعموم.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1238",
        "content": "قیمی که تقصیر در حفظ مال مولیعلیه بنماید مسئول ضرر و خساراتی است که از نقصان یـا تلـف آن مال حاصل شده اگر چه نقصان یا تلف مستند به تفریط یا تعدي قیم نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1239",
        "content": "هر گاه معلوم شود که قیم عامداً مالی را که متعلق به مولیعلیه بوده جـزو صـورت دارایـی او قیـد نکرده و یا باعث شده است که آن مال در صورت مزبور قید نشود مـسئول هـر ضـرر و خـساراتی خواهد بود که از این حیث ممکن است به مولیعلیه وارد شود. به علاوه در صورتی که عمل مزبور از روي سوءنیت بوده قیم معزول خواهد شد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1240",
        "content": "قیم نمیتواند به سمت قیمومت از طرف مولیعلیه با خود معامله کند اعم از این که مال مولیعلیـه را به خود منتقل کند یا مال خود را به او انتقال دهد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1241",
        "content": "قیم نمیتواند اموال غیرمنقول مولیعلیه را بفروشد و یا رهن گذارد یا معاملهاي کند که در نتیجـهي آن، خود، مدیون مولیعلیه شود مگر با لحاظ غبطهي مولیعلیه و تصویب مدعیالعموم. درصـورت اخیر شرط حتمی تصویب مدعیالعموم ملائت قیم میباشد و نیز نمیتواند براي مـولیعلیـه بـدون ضرورت و احتیاج قرض کند مگر با تصویب مدعیالعموم. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1242",
        "content": "قیم نمیتواند دعوي مربوط به مولی علیه را به صلح خاتمه دهد مگر با تصویب مدعیالعموم.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1243",
        "content": "در صورت وجود موجبات موجه، دادستان میتواند از دادگاه مدنی خـاص تقاضـا کنـد کـه از قـیم تضمیناتی راجع به ادارهي اموال مولیعلیه بخواهد. تعیین نوع تضمین به نظر دادگاه است. هـر گـاه قیم براي تعیین نوع تضمین حاضر نشد، از قیمومت عزل میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1244",
        "content": "قیم باید لااقل سالی یک مرتبه حساب تصدي خود را به مدعی العموم یا نماینـدهي او بدهـد و هـر گاه در ظرف یک ماه از تاریخ مطالبهي مدعی العموم حساب ندهد به تقاضاي مدعی العمـوم معـزول میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1245",
        "content": "قیم باید حساب زمان تصدي خود را پس از کبر و رشد یا رفع حجر به مولیعلیه سابق خود بدهد. هر گاه قیمومت او قبل از رفع حجر خاتمه یابد حساب زمان تصدي باید به قیم بعدي داده شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1246",
        "content": "قیم میتواند براي انجام امر قیمومت، مطالبهي اجرت کند. میزان اجرت مزبور با رعایت کار قـیم و مقدار اشتغالی که از امر قیمومت براي او حاصل میشود و محلی که قـیم در آن جـا اقامـت دارد و میزان عایدي مولی علیه تعیین میگردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1247",
        "content": "مدعیالعموم میتواند اعمال نظارت در امور مولیعلیه را کلاً یا بعضاً به اشخاص موثق یا هیأت یـا مؤسسه واگذار نماید. شخص یا هیأت یا مؤسسه که براي اعمال نظـارت تعیـین شـده در صـورت تقصیر یا خیانت، مسئول ضرر و خسارت وارده به مولی علیه خواهند بود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1248",
        "content": "در موارد ذیل قیم معزول میشود:  -١اگر معلوم شود که قیم فاقد صفت امانت بوده و یا این صفت از او سلب شود؛  -٢اگر قیم مرتکب جنایت و یا مرتکب یکی از جنحههاي ذیل شـده و بـه موجـب حکـم قطعـی محکوم گردد: www.Booknama.comسرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداري، اختلاس، هتک ناموس، منافیـات عفـت، جنحـه نـسبت بـه اطفال، ورشکستگی به تقصیر یا تقلب  -٣اگر قیم به علتی غیر از علل فوق محکوم بـه حـبس شـود و بـدین جهـت نتوانـد امـور مـالی مولیعلیه را اداره کند؛  -۴اگر قیم ورشکسته اعلان شود؛  -۵اگر عدم لیاقت یا توانایی قیم در ادارهي اموال مولی علیه معلوم شود؛  -۶در مورد مواد  ١٢۴۴ ،١٢۴٣ ،١٢٣٩با تقاضاي مدعی العموم.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1249",
        "content": "اگر قیم مجنون یا فاقد رشد گردد منعزل میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1250",
        "content": "هر گاه قیم در امور مربوطه به اموال مولیعلیه یا جنحه یا جنایت نسبت به شخص او مورد تعقیـب مدعی العموم واقع شود محکمه به تقاضاي مـدعی العمـوم موقتـاً قـیم دیگـري بـراي ادارهي امـوال مولی علیه معین خواهد کرد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1251",
        "content": "هر گاه زن بیشوهري ولو مادر مولیعلیه که به سمت قیمومت معین شده است اختیار شـوهر کنـد باید مراتب را در ظرف یک ماه از تاریخ انعقاد نکاح به دادستان حوزهي اقامت خود یا نمایندهي او اطلاع دهد. در این صورت دادستان یا نمایندهي او مـیتوانـد بـا رعایـت وضـعیت جدیـد آن زن، تقاضاي تعیین قیم جدید و یا ضم ناظر کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1252",
        "content": "در مورد ماده قبل اگر قیم ازدواج خود را در مدت مقرر به مدعی العموم یا نماینده او اطـلاع ندهـد مدعی العموم میتواند تقاضاي عزل او را بکند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1253",
        "content": "پس از زوال سببی که موجب تعیین قیم شده، قیمومت مرتفع میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1254",
        "content": "خروج از قیمومت را ممکن است خود مولیعلیـه یـا هـر شـخص ذينفـع دیگـري تقاضـا نمایـد. تقاضانامه ممکن است مستقیماً یا توسط دادستان حوزهاي که مولیعلیه در آن جا سـکونت دارد یـا نمایندهي او به دادگاه مدنی خاص همان حوزه داده شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1255",
        "content": "در مورد ماده قبل مدعیالعموم یا نمایندهي او مکلف است قبلاً نسبت به رفع علت، تحقیقات لازمه به عمل آورده مطابق نتیجهي حاصله از تحقیقات، در محکمه اظهار عقیده نمایـد. در مـورد کـسانی که حجر آنها مطابق ماده ١٢٢۵ اعلان میشود رفع حجر نیز باید اعلان گردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1256",
        "content": "رفع حجر هر محجور باید در دفتر مذکور درماده ١٢٢۶و در مقابل اسم آن محجور قید شود",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1259",
        "content": "اقرار عبارت از اخبار به حقی است براي غیر بر ضرر خود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1260",
        "content": "اقرار واقع میشود به هر لفظی که دلالت بر آن نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1261",
        "content": "اشارهي شخص لال که صریحاً حاکی از اقرار باشد صحیح است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1262",
        "content": "اقرارکننده باید بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشد، بنابراین اقرار صغیر و مجنون در حال دیوانگی و غیرقاصد و مکره مؤثر نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1263",
        "content": "اقرار سفیه در امور مالی مؤثر نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1264",
        "content": "اقرار مفلس و ورشکسته نسبت به اموال خود بر ضرر دیان نافذ نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1265",
        "content": "اقرار مدعی افلاس و ورشکستگی در امور راجعه به اموال خود به ملاحظهي حفظ حقـوق دیگـران منشأ اثر نمیشود، تا افلاس یا عدم افلاس او معین گردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1266",
        "content": "در مقرله اهلیت شرط نیست لیکن بر حسب قانون باید بتواند داراي آن چه که به نفع او اقرار شـده است بشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1267",
        "content": "اقرار به نفع متوفی دربارهي ورثهي او مؤثر خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1268",
        "content": "اقرار معلق مؤثر نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1269",
        "content": "اقرار به امري که عقلاً یا عادتاً ممکن نباشد و یا بر حسب قانون صحیح نیست اثري ندارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1270",
        "content": "اقرار براي حمل در صورتی مؤثر است که زنده متولد شود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1271",
        "content": "مقرله اگر به کلی مجهول باشد اقرار اثري ندارد و اگر فیالجمله معلوم باشد مثل اقرار براي یکی از دو نفر معین، صحیح است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1272",
        "content": "در صحت اقرار، تصدیق مقرله شرط نیست لیکن اگر مفاد اقرار را تکذیب کند اقرار مزبور در حـق او اثري نخواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1273",
        "content": "اقرار به نسب در صورتی صحیح است که اولاً تحقق نسب بر حسب عادت و قانون ممکـن باشـد، ثانیاً کسی که به نسب او اقرار شده تصدیق کند مگر در مورد صغیري که اقرار بر فرزنـدي او شـده به شرط آن که منازعی در بین نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1274",
        "content": "اختلاف مقر و مقرله در سبب اقرار، مانع صحت اقرار نیست. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1275",
        "content": "هر کس اقرار به حقی براي غیر کند ملزم به اقرار خود خواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1276",
        "content": "اگر کذب اقرار نزد حاکم ثابت شود آن اقرار اثري نخواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1277",
        "content": "انکار بعد از اقرار مسموع نیست لیکن اگر مقر ادعا کند اقرار او فاسد یا مبنی بر اشتباه یا غلط بوده، شنیده میشود و همچنین است در صورتی که براي اقرار خود عذري ذکر کند که قابل قبول باشـد: مثل این که بگوید اقرار به گرفتن وجه در مقابل سند یا حواله بوده که وصول نشده، لـیکن دعـاوي مذکوره مادامی که اثبات نشده مضر به اقرار نیست.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1278",
        "content": "اقرار هر کس فقط نسبت به خود آن شخص و قائممقام او نافذ است و در حق دیگري نافذ نیـست مگر در موردي که قانون آن را ملزم قرار داده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1279",
        "content": "اقرار شفاهی واقع در خارج از محکمه را در صورتی میتوان به شهادت شهود اثبات کرد کـه اصـل دعوي به شهادت شهود قابل اثبات باشد و یا ادله و قرائنی بر وقوع اقرار موجود باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1280",
        "content": "اقرار کتبی در حکم اقرار شفاهی است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1281",
        "content": "قید دین در دفتر تجارت به منزلهي اقرار کتبی است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1282",
        "content": "اگر موضوع اقرار در محکمه مقید به قید یا وصـفی باشـد مقرلـه نمـیتوانـد آن را تجزیـه کـرده از قسمتی از آن که به نفع او است بر ضرر مقر استفاده نماید و از جزء دیگر آن صرف نظر کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1283",
        "content": "اگر اقرار داراي دو جزء مختلفالاثر باشد که ارتباط تامی با یکدیگر داشـته باشـند )مثـل ایـن کـه مدعیعلیه اقرار به اخذ وجه از مدعی نموده و مدعی رد شود( مطـابق مـاده  ١٣٣۴اقـدام خواهـد شد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1284",
        "content": "سند عبارت است از هر نوشته که در مقام دعوي یا دفاع قابل استناد باشد. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1285",
        "content": "شهادتنامه سند محسوب نمیشود و فقط اعتبار شهادت را خواهد داشت.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1286",
        "content": "سند بر دو نوع است: رسمی و عادي.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1287",
        "content": "اسنادي که در ادارهي ثبت اسناد و املاك و یا دفاتر اسناد رسمی یا در نزد سایر مأمورین رسمی در حدود صلاحیت آنهابر طبق مقررات قانونی تنظیم شده باشند رسمی است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1288",
        "content": "مفاد سند در صورتی معتبر است که مخالف قوانین نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1289",
        "content": "غیر از اسناد مذکوره درماده ١٢٨٧سایر اسناد عادي است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1290",
        "content": "اسناد رسمی دربارهي طرفین و وراث و قائممقام آنان معتبر است و اعتبار آنها نسبت بـه اشـخاص ثالث در صورتی است که قانون تصریح کرده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1291",
        "content": "اسناد عادي در دو مورد اعتبار اسناد رسمی را داشته، دربارهي طرفین و وراث و قائممقام آنان معتبر است:  -١اگر طرفی که سند بر علیه او اقامه شده است صدور آن را از منتسبالیه تصدیق نماید؛  -٢هر گاه در محکمه ثابت شود که سند مزبور را طرفی که آن را تکذیب یا تردید کرده فـیالواقـع امضا یا مهر کرده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1292",
        "content": "در مقابل اسناد رسمی یا اسنادي که اعتبار سند رسمی را دارد انکار و تردید مسموع نیست و طرف میتواند ادعاي جعلیت به اسناد مزبور کند یا ثابت نماید که اسناد مزبور به جهتی از جهات قـانونی از اعتبار افتاده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1293",
        "content": "هر گاه سند به وسیلهي یکی از مأمورین رسمی تنظیم اسنادتهیه شده لیکن مأمور، صلاحیت تنظـیم آن سند را نداشته و یا رعایت ترتیبات مقررهي قانونی را در تنظیم سند نکرده باشد سند مزبـور در صورتی که داراي امضا یا مهر طرف باشد، عادي است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1294",
        "content": "عدم رعایت مقررات راجعه به حق تمبر که بـه اسـناد تعلـق مـیگیـرد سـند را از رسـمیت خـارج نمیکند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1295",
        "content": "محاکم ایران به اسناد تنظیم شده در کشورهاي خارجه همان اعتباري را خواهنـد داد کـه آن اسـناد مطابق قوانین کشوري که در آن جا تنظیم شده دارا میباشد مشروط بر این که: اولاً- اسناد مزبوره به علتی از علل قانونی از اعتبار نیفتاده باشد؛ ثانیاً- مفاد آنها مخالف با قوانین مربوط به نظم عمومی یا اخلاق حسنهي ایران نباشد؛ ثالثاً- کشوري که اسناد در آن جا تنظیم شده، به موجب قوانین خود یا عهود، اسناد تنظیم شـده در ایران را نیز معتبر بشناسد؛ رابعاً- نمایندهي سیاسی یا قنسولی ایران در کشوري که سند در آن جـا تنظـیم شـده یـا نماینـدهي سیاسی و قنسولی کشور مزبور در ایران تصدیق کرده باشد که سند موافق قوانین محل، تنظیم یافتـه است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1296",
        "content": "هر گاه موافقت اسناد مزبور در ماده قبل با قوانین محل تنظیم خود بـه توسـط نماینـده سیاسـی یـا قنسولی خارجه در ایران تصدیق شده باشد، قبول شدن سند در محاکم ایران متوقف بر ایـن اسـت که وزارت امورخارجه و یا در خارج تهران حکام ایـالات و ولایـات، امـضاي نماینـده خارجـه را تصدیق کرده باشند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1297",
        "content": "دفاتر تجارتی در موارد دعواي تاجري بر تاجر دیگر در صورتی که دعوي از محاسبات و مطالبـات تجارتی حاصل شده باشد دلیل محسوب میشود مشروط بر ایـن کـه دفـاتر مزبـوره مطـابق قـانون تجارت تنظیم شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1298",
        "content": "دفتر تاجر در مقابل غیر تاجر سندیت ندارد. فقط ممکن است جزء قرائن و امارات قبول شود لیکن اگر کسی به دفتر تاجر استناد کرد نمیتواند تفکیک کرده آن چه را که بر نفـع او اسـت قبـول و آن چه که بر ضرر او است رد کند مگر آن که بیاعتباري آن چه را که برضرر اوست ثابت کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1299",
        "content": "دفتر تجارتی در موارد مفصلهي ذیل دلیل محسوب نمیشود:  -١در صورتی که مدلل شود اوراق جدیدي به دفتر داخل کردهاند یا دفتر تراشیدگی دارد؛ www.Booknama.com -٢وقتی که در دفتر بیترتیبی و اغتشاشی کشف شود که بر نفع صاحب دفتر باشد؛  -٣وقتی که بیاعتباري دفتر، سابقاً به جهتی از جهات در محکمه مدلل شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1300",
        "content": "در مواردي که دفاتر تجارتی بر نفع صاحب آن دلیل نیست بر ضرر او سندیت دارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1301",
        "content": "امضایی که در روي نوشته یا سندي باشد بر ضرر امضاءکننده دلیل است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1302",
        "content": "هر گاه در ذیل یا حاشیه یا ظهر سندي که در دست ابرازکننده بوده مندرجاتی باشد که حکایـت از بیاعتباري یا از اعتبار افتادن تمام یا قسمتی از مفاد سند نماید مندرجات مزبـوره، معتبـر محـسوب است اگر چه تاریخ و امضا نداشته و یا به وسیله ي خط کشیدن و یا نحو دیگر باطل شده باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1303",
        "content": "در صورتی که بطلان مندرجات مذکوره در ماده قبل ممضی به امضاي طرف بوده و یا طرف، بطلان آن را قبول کند و یا آن که بطلان آن در محکمه ثابت شود مندرجات مزبور بلااثر است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1304",
        "content": "هر گاه امضاي تعهدي در خود تعهدنامه نشده و در نوشته علیحده شده باشد آن تعهدنامه بر علیـه امضاکننده دلیل است. در صورتی که در نوشته مصرح باشد که به کدام تعهد یا معامله مربوط است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1305",
        "content": "در اسناد رسمی، تاریخ تنظیم معتبر است، حتی بر علیه اشخاص ثالث ولی در اسـناد عـادي تـاریخ فقط درباره اشخاصی که شرکت در تنظیم آنها داشته و ورثهي آنان و کسی که بـه نفـع او وصـیت شده معتبر است. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1306",
        "content": "حذف شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1307",
        "content": "حذف شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1308",
        "content": "حذف شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1309",
        "content": "در مقابل سند رسمی یا سندي که اعتبار آن در محکمه محرز شده، دعوي کـه مخـالف بـا مفـاد یـا مندرجات آن باشد به شهادت اثبات نمیگردد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1310",
        "content": "حذف شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1311",
        "content": "حذف شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1312",
        "content": "احکام مذکور در فوق در موارد ذیل جاري نخواهد بود:  -١در مواردي که اقامهي شاهد براي تقویت یا تکمیل دلیل باشد مثل این که دلیلی بر اصل دعوي موجود بوده ولی مقدار یا مبلغ مجهول باشد و شهادت بر تعیین مقدار یا مبلغ اقامه گردد،  -٢در مواردي که به واسطهي حادثهاي، گرفتن سند ممکن نیست از قبیل حریق و سیل و زلزلـه و غرق کشتی که کسی مال خود را به دیگري سپرده و تحصیل سند براي صـاحب مـال در آن موقـع ممکن نیست،  -٣نسبت به کلیهي تعهداتی که عادتاً تحصیل سند معمول نمیباشد مثـل امـوالی کـه اشـخاص در مهمانخانهها و قهوهخانهها و کاروانسراها و نمایشگاهها میسپارند و مثل حقالزحمهي اطبا و قابلـه، همچنین انجام تعهداتی که براي آن عادتاً تحصیل سند معمول نیست مثل کارهایی که بـه مقاطعـه و نحو آن تعهد شده اگر چه اصل تعهد به موجب سند باشد،  -۴در صورتی که سند به واسطهي حوادث غیرمنتظره مفقود یا تلف شده باشد،  -۵در موارد ضمان قهري و امور دیگري که داخل در عقود و ایقاعات نباشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1313",
        "content": "(مکرر) و تبصره آن حذف گردید. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1314",
        "content": "شهادت اطفالی را که به سن پانزده سال تمام نرسیدهاند فقط ممکن است براي مزید اطلاع اسـتماع نمود مگر در مواردي که قانون شهادت این قبیل اطفال را معتبر شناخته باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1315",
        "content": "شهادت باید از روي قطع و یقین باشد نه به طور شک و تردید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1316",
        "content": "شهادت باید مطابق با دعوي باشد ولی اگر در لفظ، مخالف و در معنی موافق یا کمتر از ادعا باشـد ضرري ندارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1317",
        "content": "شهادت شهود باید مفاداً متحد باشد، بنابراین اگر شهود به اختلاف شهادت دهند قابل اثـر نخواهـد بود مگر در صورتی که از مفاد اظهارات آنها قدر متیقنی به دست آید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1318",
        "content": "اختلاف شهود در خصوصیات امر اگر موجب اختلاف در موضوع شهادت نباشد اشکالی ندارد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1319",
        "content": "در صورتی که شاهد از شهادت خود رجوع کند یا معلوم شود بر خلاف واقـع شـهادت داده اسـت به شهادت او ترتیب اثر داده نمیشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1320",
        "content": "شهادت بر شهادت در صورتی مسموع است که شاهد اصل، وفات یافته یا به واسطهي مانع دیگري مثل بیماري و سفر و حبس و غیره نتواند حاضر شود. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1321",
        "content": "اماره عبارت از اوضاع و احوالی است که به حکم قانون یا در نظر قاضی دلیـل بـر امـري شـناخته میشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1322",
        "content": "امارات قانونی اماراتی است که قانون آن را دلیل بر امري قرار داده: مثل امارات مذکور در این قانون از قبیل مواد  ٣۵و  ١٠٩و ١١۵٨ - ١١٠و  ١١۵٩و غیر آنها و سایر امارات مصرحه در قوانین دیگر.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1323",
        "content": "امارات قانونی در کلیهي دعاوي )اگر چه از دعاوي باشد که به شهادت شهود قابل اثبـات نیـست( معتبر است مگر آن که دلیل بر خلاف آن موجود باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1324",
        "content": "اماراتی که به نظر قاضی واگذار شده عبارت اسـت از اوضـاع و احـوالی در خـصوص مـورد و در صورتی قابل استناد است که دعوا به شهادت شهود قابل اثبات باشد یا ادلهي دیگر را تکمیل کند. ",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1325",
        "content": "در دعاوي که به شهادت شهود قابل اثبات است مدعی میتواند حکم به دعوي خـود را کـه مـورد انکار مدعیعلیه است منوط به قسم او نماید.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1326",
        "content": "در موارد ماده فوق مدعیعلیه نیز میتواند در صورتی که مدعی سقوط دین یا تعهد یا نحو آن باشد حکم به دعوي را منوط به قسم مدعی کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1327",
        "content": "مدعی یا مدعیعلیه در مورد دو ماده قبل در صورتی میتواند تقاضاي قسم از طرف دیگر نماید کـه عمل یا موضوع دعوا منتسب به شخص آن طرف باشـد. بنـابراین در دعـاوي بـر صـغیر و مجنـون نمیتوان قسم را بر ولی یا وصی یا قیم متوجه کرد مگر نسبت به اعمال صادره از شخص آنهـا آن هم مادامی که به ولایت یا وصایت یا قیمومت باقی هستند و همچنین اسـت در کلیـه مـواردي کـه امر، منتسب به یک طرف باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1328",
        "content": ")مکرر( - دادگاه میتواند نظر به اهمیت موضوع دعوي و شخصیت طرفین و اوضاع و احوال مؤثر www.Booknama.comمقرر دارد که قسم با تشریفات خاص مذهبی یاد شود یا آن را به نحو دیگري تغلیظ نماید. تبصره: چنان چه کسی که قسم به او متوجه شده تغلیط را قبول نکند و قسم بخورد، ناکل محسوب نمیشود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1329",
        "content": "قسم به کسی متوجه میگردد که اگر اقرار کند اقرارش نافذ باشد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1330",
        "content": "تقاضاي قسم قابل توکیل است و وکیل در دعوي میتواند طرف را قسم دهد لیکن قـسم یـادکردن قابل توکیل نیست و وکیل نمیتواند به جاي موکل قسم یاد کند.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1331",
        "content": "قسم، قاطع دعوا است و هیچ گونه اظهاري که منافی با قسم باشد از طرف پذیرفته نخواهد شد.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1332",
        "content": "قسم فقط نسبت به اشخاصی که طرف دعوي بوده اند و قائممقام آنها، مؤثر است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1333",
        "content": "در دعواي بر متوفی در صورتی که اصل حق ثابت شده و بقاي آن در نظر حاکم ثابت نباشد حـاکم میتواند از مدعی بخواهد که بر بقاي حق خود قسم یاد کند. در این مـورد کـسی کـه از او مطالبـه قسم شده است نمیتواند قسم را به مدعی علیه رد کند. حکم این ماده در موردي که مدرك دعوا سند رسمی است جاري نخواهد بود.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1334",
        "content": "در مورد ماده ١٢٨٣ کسی که اقرار کرده است میتواند نسبت به آن چه که مورد ادعـاي اوسـت از طرف مقابل تقاضاي قسم کند. مگر این که مدرك دعواي مدعی، سند رسمی یـا سـندي باشـد کـه اعتبار آن در محکمه محرز شده است.",
        "audioUrl": ""
      },
      {
        "article": "ماده 1335",
        "content": "توسل به قسم وقتی ممکن است که دعواي مدنی نزد حاکم به موجـب اقـرار یـا شـهادت یـا علـم قاضی بر مبناي اسناد یا امارات، ثابت نشده باشد، در این صورت مدعی میتواند حکم بـه دعـواي خود را که مورد انکار مدعی علیه است، منوط به قسم او نماید.",
        "audioUrl": ""
      }
    ]
  }
}
